سود شرکت ها - آیا آنها به سهامداران می روند یا نه؟

ساخت وبلاگ

در یک شرکت غیر عمومی کالیفرنیا ، این سؤال می تواند مطرح شود که آیا سود شرکت تولید می کند باید به عنوان سود سهام به سهامداران پرداخت شود. این امر اغلب به عنوان صاحبان یک مسئله داغ تبدیل می شود ، که برخی از آنها ممکن است در شرکت شاغل نباشند یا ممکن است سهام را از طرف اپراتورهای سابق درگذشت که در حال حاضر درگذشت ، به ارث برده اند ، می خواهند این دارایی در حالی که افسران و مدیران ، که ممکن است یا ممکن است درآمد داشته باشند ، درآمد کسب کنند. همچنین ممکن است سهامدار و یا کارمندان نباشد ، ممکن است بخواهد از هرگونه سود برای سرمایه گذاری مجدد یا حتی پاداش یا افزایش حقوق برای افسران و کارمندان استفاده کند. این امر می تواند منجر به اختلافات در شرکت ، دادخواست و در موارد شدید شود که منجر به عدم موفقیت شرکت می شود.

در این مقاله به بحث در مورد حقوق سهامداران می پردازد که انتظار می رود جریان درآمد از یک شرکت غیر عمومی کالیفرنیا داشته باشد.

قانون اساسی:

دادگاه ها می توانند خود را در تصمیمات تجاری مدیران درگیر کنند و به مأمورین مشاغل وسیع و عرض جغرافیایی بپردازند تا فعالیتهای مناسب تجاری از جمله سرمایه گذاری مجدد سود را تعیین کنند. قضات خود را متخصص در مورد فعالیت های یک تجارت نمی دانند و فقط در صورت نیاز به اساسنامه یا تصمیمات مدیران آنقدر ظالمانه هستند که هیچ حس شغلی را نشان نمی دهند و نقض احتمالی را نشان نمی دهند ، فرایند تصمیم گیری خود را برای مدیران جایگزین می کنند و نقض احتمالی آن را نشان نمی دهند. وظیفه شرکت.

در حالی که افسران و مدیران شرکت ها وظیفه وفاداری را به شرکت مدیون هستند ، این وظیفه لزوماً به معنای این نیست که آنها باید به عنوان سود سهام یا در واقع هرگونه سود شرکت بپردازند. در شرایط مختلف ، پرداخت تمام سود ممکن است نقض آن وظیفه وفاداری باشد. به عنوان نمونه ، فرض کنید مدیرعامل یک شرکت دریافت که در صورت ادامه تولید ، ماشین آلات مهم باید ظرف شش ماه جایگزین شود و بنابراین شرکت باید صدها هزار دلار برای خرید ماشین آلات جدید کنار بگذارد. می توان استدلال کرد که وی در صورت پرداخت سود به جای حفظ آنها برای خرید تجهیزات ، وظیفه خود را به شرکت نقض می کند. وظیفه او در برابر نهاد و ادامه زنده بودن آن است ، نه لزوماً به جریان نقدی سهامگرانی که صاحب نهاد هستند.

همانطور که در سایر مقالات بحث شده است ، سهامداران می توانند در صورت داشتن اکثریت سهام ممتاز ، در مدیران جدید رای دهند و آن دسته از مدیران می توانند در صورت عدم وجود مقررات قراردادی ممنوع ، مأمورین از جمله مدیرعامل را جایگزین کنند. با این حال ، این روند می تواند ماه ها یا سالها طول بکشد و اگر سهامدار اعتراض به فقدان درآمد ، صاحب اقلیت سهام باشد ، این سهامدار لزوماً نمی تواند هیئت مدیره را کنترل کند یا جایگزین مدیرعامل شود.

به طور خلاصه ، هیچ قانونی قانونی یا سابقه ای وجود ندارد که مستلزم پرداخت کلیه سود به صاحبان شرکت باشد ، مگر اینکه عدم انجام این کار باعث نقض وظیفه وفاداری از طرف افسران شود. حتی اگر مدیرعامل در تصمیم خود "اشتباه" باشد ، اگر دلیل منطقی برای آن تصمیم "اشتباه" وجود داشته باشد ، بعید است دادگاه موافقت کند که نقض وظیفه وفاداری نشان داده شده است.

یک اختلاف معمولی زمانی است که مدیرعامل به جای توزیع سود به صاحبان ، پاداش کارمندان کلیدی ، اغلب از جمله مدیرعامل را اعلام می کند. صاحبان خشمگین هستند و توزیع سود را تقاضا می کنند و مدیرعامل پاسخ می دهد که کارمندان با کیفیت از جمله وی ، نیاز به جبران کافی دارند. مدیرعامل استدلال می کند که ادامه سلامت اقتصادی شرکت نیاز به پاداش دارد. مسئله قبل از دادگاه این است که آیا جبران خسارت آنقدر گزاف بود که غیرقابل توجیه و غارت سود شرکت ها باشد. بار نشان دادن آن می تواند بر سهامدار آزار دهنده باشد.

هیچ اساسنامه یا سابقه ای در کالیفرنیا نیاز به درآمد مشخصی برای گردش به سهامداران شرکت ندارد مگر اینکه شرکت فروخته شود ، در این مرحله آنها باید سهم Prorata خود را از درآمد خالص دریافت کنند. علاوه بر این ، در صورت اعلام سود سهام ، سهامدار باید توزیع سود سهام خود را از سود سهام خود دریافت کند. اما پرداخت سود سهام لازم نیست.

در حالی که این شرکت به وجود خود ادامه می دهد ، این وظیفه افسران و مدیران است که مشخص کنند چه موقع و چه موقع توزیع به عنوان سود سهام انجام می شود. تعداد کمی از دادگاهها قصد دارند تصمیم بگیرند که در مورد سود یا پاداش تصمیم بگیرند ، مگر اینکه مدیرعامل پاداش هایی را فراتر از مواردی که در اختیار افراد دارای تخصص معادل در صنعت است ، اعلام کرده است.

اختیارات سهامداران در مورد درآمد:

سهامداران برای اطمینان از درآمد چه کاری می توانند انجام دهند؟

اگر سهامدار اکثریت سهام را در اختیار داشته باشد ، سرانجام می تواند با انتخاب مدیران جدید و داشتن مدیران جدید ، مأمورین جدید را انتخاب کند. مأمورین جدید ممکن است با تعهد کتبی استخدام شوند که چه حقوق و پاداش می تواند پرداخت شود و چه زمانی سود سهام اعلام می شود. این یک توافق اشتغال با مدیرعامل است که الزام آور است و مقرر می کند که در صورت نقض ، بلافاصله می تواند فسخ شود.

رأی دادن به مدیران جدید و/یا افسران می تواند بسته به آئین نامه شرکت ، در نشست سهامدار به طور منظم برنامه ریزی شده یا یک مورد خاص مورد توجه قرار گیرد.

برای این شرکت ها که تازه شروع به کار می کنند ، در ایجاد شرکت ممکن است سهامداران وارد توافق نامه رای گیری شوند یا برای اقدامات مشخص مانند انتخاب مدیران یا مدیرعامل نیاز به رأی فوق العاده اکثریت داشته باشند. این می تواند با توافق یا در آئین نامه باشد. متأسفانه ، چنین پیش بینی و برنامه ریزی در ایجاد شرکت ها به ندرت اتفاق می افتد ، که بیشتر شرکت ها صرفاً فرم های الگوی استاندارد را اتخاذ می کنند.

اگر سهامدار عصبانی فقط یک مالک اقلیت باشد ، پس می تواند تلاش کند تا سایر سهامداران را متقاعد کند که با وی رای دهند تا جایگزین مدیریت شود. اگر این امر ناموفق باشد ، امدادرسانی تلاش برای متقاعد کردن دادگاه است که مدیران و/یا افسران با استفاده از تمام سود برای حقوق ، پاداش یا پیشرفت های غیر ضروری ، وظیفه خود را در برابر شرکت نقض می کنند.

این یک مبارزه سرسخت است زیرا دادگاه ها معمولاً از تصمیمات مدیریت پشتیبانی می کنند. سربالایی ، اما غیرممکن نیست.

پرونده معمول که توسط سهامداران اقلیت انجام می شود این است که حقوق و دستمزدی که به میزان زیادی از حقوق متوسط در صنعت پرداخت می شود و عملکرد شرکت یا کارمند خاص پاداش را تضمین نمی کند. اکثر دادگاه ها هنوز از صاحبان اقلیت پشتیبانی نمی کنند مگر اینکه اوضاع شدید باشد. اگر یک مدیرعامل او را سه برابر دستمزد در حال پرداخت و یا اعلام پاداش های گسترده به کارمندان که تعالی خاصی را نشان ندادند ، اعلام می کند ، دادگاه ها ممکن است قدم بردارند ، اما اگر مدیریت بتواند هرگونه استدلال منطقی را برای حمایت از تصمیم گیری خود ایجاد کند ، بیشتر دادگاه ها دوم نخواهند شدآنها را حدس بزنید.

جایی که دادگاه ها احتمالاً قدم می گذارند که یک شرکت در حال از دست دادن پول است و مدیرعامل هنوز هم پاداش یا افزایش اهمیت را اعلام می کند. برای توجیه این مرحله ، مدیریت باید یک استدلال قانع کننده داشته باشد.

به خاطر داشته باشید که امداد موجود مستلزم اثبات نقض وظیفه وفاداری است. اثبات این کار سخت تر از قضاوت ضعیف است. این امر نیاز به غفلت شدید یا تضاد منافع روشن دارد و اگر مدیرعامل به سادگی در تصمیم گیری اشتباه کند اما دلایل منطقی برای تصمیم گیری داشته باشد ، دادگاه بعید است که این نقض وظیفه وفاداری را در نظر بگیرد. افزایش حقوق و دستمزد لزوماً تضاد منافع نیست ، حتی اگر این مدیر عامل مدیرعامل باشد اگر مدیرعامل بتواند نشان دهد که حقوق وی با دیگران مانند تخصص و تجربه مطابقت دارد.

این استدلال به حقایق متکی است و واقعیت ها باید به اقدامات افسران افراطی اشاره کند. اگر هیچ سود سهام به سهامداران به مدت پنج سال اعلام نشده است با وجود اینکه شرکت برای آن دوره سود قابل توجهی کسب کرده است و مدیرعامل هر سال پاداش های قابل توجهی را برای وی اعلام کرده است ، پس این استدلال شانس موفقیت بیشتری نسبت به تنها یک سال داردسود متوسط حاصل شد و مدیرعامل در طی ده درصد از دیگران در این زمینه پرداخت می شود.

دام زیر مجموعه:

یک شرکت Subchapter S شرکتی است که با خدمات درآمدی داخلی انتخاب کرده است تا سهامداران خود مالیات دهند که گویی این نهاد مشارکت است. بنابراین ، اگر کسی بیست درصد از سهام معوقه را داشته باشد ، بیست درصد از سود شرکت را در مورد مالیات بر درآمد شخصی شخص پرداخت می کند. هیچ شرکت قانونی برای اعلام سود سهام یا توزیع توزیع مالیات خاص برای سهامدار وجود ندارد. بنابراین ، یک سهامدار می تواند در نهایت پرداخت مالیات بر پولی که هرگز دریافت نشده است.

این یک سلاح قدرتمند در دست سهامدار اکثریت است تا یک سهامدار اقلیت را مجبور کند سهام خود را با تخفیف بفروشد. تمام آنچه که سهامدار اکثریت باید انجام دهد اعلام سود سهام نیست ، از سود برای ایجاد ذخیره استفاده کنید و صاحب اقلیت هر سال بدون هیچ فایده ای با هزینه های مالیاتی زیادی روبرو خواهد شد. در یک مورد که برای نویسنده شناخته شده است ، یک سهامدار اقلیت به سادگی سهام خود را به صورت رایگان تسلیم کرد و نه اینکه با هزینه های مالیاتی مداوم روبرو شود.

می توان با شرکت توافق کرد که حداقل توزیع را برابر با هزینه های مالیاتی کند ، اما در چنین شرایط "قدرت" سهامدار اکثریت اطمینان حاصل خواهد کرد که چنین توافق نامه ای صورت نگرفته است. از آنجا که وضعیت زیر مجموعه فقط با رأی سهامداران قابل تغییر است ، سهامدار اقلیت بعید است که وضعیت را تغییر دهد.

دیدگاه مدیریت:

فعالیت یک تجارت یک کار دشوار است و اختلافات در شرکت باعث می شود آن را بسیار دشوارتر کند. تعداد کمی از مدیران می خواهند خشم سهامداران ناراضی را تحمل کنند و آگاه هستند که جنگ در دادگاه بر سر آنچه رفتار مناسب است گران و پریشان است. آنها می فهمند که در نهایت ، آنها برای سودهای توزیع شده توسط صاحبان مورد قضاوت قرار می گیرند و تمام تلاش خود را برای دستیابی به اشتراک مناسب سود انجام می دهند.

و برخی از دادگاه ها این امر را برای مدیریت روشن می كنند كه هرگز در صورت وجود سود در شركت ، سود سهام خود را پرداخت نمی كنند ، هنوز ممکن است به نقض وظیفه نرسد اما اگر ادامه یابد ، دادگاه برای تغییر نظر خود باز خواهد بود. مدیران باید مراقب باشند دلایل معتبری برای عدم اعلام سود سهام یا زودتر یا زودتر از آنها با خشم دادگاه و همچنین سهامداران روبرو شوند.

گفته می شود ، بسیاری از مدیران در چنین شرایطی شکایت می کنند که سهامداران اقلیت در تجارت متخصص نیستند ، چالش های پیدا کردن افراد واجد شرایط یا حفظ موجودی و تجهیزات را درک نمی کنند و می خواهند به جای مزایای طولانی مدت که سرمایه گذاری مجدد در شرکت دارند ، درآمد بینایی کوتاه داشته باشندمی تواند توسعه یابد. این امر به ویژه در مواردی که سهامدار اقلیت هرگز تجارت نکرده است صادق است.

یک مدیر باتجربه آن را خوب بیان کرد: "من رقبا و افراد مالیاتی برای جنگیدن دارم. من نمی توانم تمام وقت خود را با مبارزه با صاحبان دیگر پریشان کنم. بهتر است آنها را بخرید و با تجارت کار کنید. "در حالی که او این را گفت ، او معامله ای سخت در مورد قیمتی که پرداخت می کرد ، با زور استدلال می کرد که در حالی که او سود خود را می پردازد ، او تمام سود را پرداخت نمی کند و اگر سهامدار آن را می خواست ، پس این شرکت برای این شرکت نبودبه او.

داشتن علاقه اقلیت به یک شرکت ، همانطور که در مقالات دیگر مورد بحث قرار می گیرد ، قدرت را به شما می دهد ، اما قدرت کنترل توزیع سود نیست. باید انتظارات را بر این اساس تنظیم کرد و با سایر صاحبان کار کرد تا مشخص شود آیا می توان بلوک سهام را برای تأثیرگذاری بر مدیریت تأسیس کرد. این امر به برنامه ریزی و مشاوره دقیق برای دستیابی به اهداف نیاز دارد که یک مالک اقلیت اما در این برنامه ریزی وجود ندارد ، احتمالاً فرد موقعیتی دشوار را تشدید می کند.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 42 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 21:59