تعاریف مفید

ساخت وبلاگ

در زیر تعاریفی برای شاخص هایی که اغلب توسط EPI دنبال می شوند ، آورده شده است. برای نمودارهای تعاملی که جدیدترین داده ها را نشان می دهد ، به وب سایت همراه EPI ، آهنگ اقتصاد بروید.

نرخ بیکاری

در حالی که هیچ تعداد واحد تمام تفاوت های ظریف در سلامت بازار کار را ضبط نمی کند ، نرخ بیکاری یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی محسوب می شود.

نرخ بیکاری سهم کارگران در نیروی کار را که در حال حاضر شغلی ندارند اما به طور جدی به دنبال کار هستند ، اندازه گیری می کند. افرادی که در چهار هفته گذشته به دنبال کار نبوده اند ، در این اقدام گنجانده نشده اند. این مهم است که در نظر داشته باشید که این نرخ درصد متقاضیان کار بیکار در نیروی کار - مجموع افراد شاغل و بیکار - و نه کل جمعیت را اندازه گیری می کند.

دلایل مختلفی وجود دارد که نرخ بیکاری بالا می رود یا کاهش می یابد. اگرچه یک دلیل واضح تغییر در تعداد افراد متقاضی شغل است ، اما ممکن است نرخ بیکاری نیز تحت تأثیر تغییر در اندازه نیروی کار باشد. هنگامی که کارگران دلسرد می شوند و به دنبال اشتغال متوقف می شوند ، نیروی کار را ترک می کنند. در رکودهای اقتصادی برای کاهش نیروی کار (یا افزایش آهسته تر از حد معمول) در اندازه بسیار رایج است زیرا بسیاری از آنها از یافتن کار خودداری می کنند و بنابراین دیگر به عنوان رسما بیکار شمرده نمی شوند. به همین دلیل ، اقتصاددانان غالباً خاطرنشان می کنند که نرخ بیکاری گمراه کننده است و ضعف بازار کار را درک می کند. برعکس ، در طی بهبود اقتصادی ، نرخ بیکاری بالا با وجود افزایش شغل می تواند همچنان ادامه داشته باشد زیرا تعداد بیشتری از کارگران به دنبال کار و ورود مجدد به بازار کار هستند.

نرخ اشتغال

نامزدی شامل سه گروه از افراد است: کارگران بیکار که به طور فعال به دنبال کار هستند. کارگران غیرقانونی نیمه وقت که می خواهند کار تمام وقت داشته باشند اما مجبور بودند ساعات پاره وقت را حل کنند. و به اصطلاح کارگران حاشیه ای که می خواهند و در دسترس هستند کار می کنند ، اما به طور جدی به دنبال آن دست کشیده اند. با هم ، این سه گروه اندازه گیری جامع تری در بازار کار ارائه می دهند. این اقدام شامل افرادی نمی شود که مجبور شده اند زیر سطح مهارت یا تجربه خود برای اشتغال حل و فصل کنند ، مانند مهندس مکانیک که در حال رانندگی کابین است. در حال حاضر هیچ داده ای وجود ندارد که این شکل از کار را ردیابی کند.

در مقایسه با سایر آمار نیروی کار ، نرخ کار کمتری نسبتاً جدید است. سرشماری فقط در سال 1994 اندازه گیری نامزدی شروع به کار کرد. عدم وجود داده های تاریخی می تواند قرار دادن تعداد فعلی در متن با عملکرد گذشته بازار کار را دشوار کند. صرف نظر از این ، تعریف گسترده تر از کار در بازار کار ، استفاده از بازار کار ، آن را به یک شاخص مهم اقتصادی تبدیل می کند.

نسبت اشتغال به جمعیت

نسبت اشتغال به جمعیت یک اقدام مفید و بزرگ و بزرگ است. این به سادگی تعداد افرادی که در حال حاضر به عنوان سهمی از کل جمعیت در سن کار شاغل هستند ، نشان می دهد که تعداد افراد غیرنظامی ، غیر مؤسس ، 16 سال و بالاتر است. این اندازه گیری به طور معمول از ماه به ماه به طور چشمگیری تغییر نمی کند ، اما حتی تغییرات جزئی نیز به شما کمک می کند تا کدام بخش از جمعیت بیشترین ضرر یا سود را تجربه کنند. این نسبت همچنین نرخ بیکاری را در ارزیابی سلامت بازار کار تعارف می کند. نرخ بیکاری دارای کاستی هایی است که نسبت اشتغال به جمعیت ندارد. همانطور که در بالا ذکر شد ، نرخ بیکاری تحت تأثیر اندازه نیروی کار است. با کاهش بازار کار ، اگر کارگران از جستجوی کار خودداری کنند ، ممکن است نرخ بیکاری در واقع سقوط کند و با بهبود بازار کار ، بیکاری می تواند افزایش یابد زیرا تعداد بیشتری از افراد وارد نیروی کار می شوند زیرا دوباره شروع به جستجوی کار می کنند. نسبت اشتغال به جمعیت ، زیرا تحت تأثیر تغییرات داوطلبانه در مشارکت نیروی کار بی تأثیر است ، یک شاخص مفید از شرایط فعلی بازار کار است. پایین در نسبت اشتغال به جمعیت با رکود اقتصادی مطابقت دارد. نسبت اشتغال به جمعیت ، پیامدهای واضح و قابل تشخیص را برای بازار کار ، چه در بین بخش های جمعیت و چه در بین جمعیت ، دارد.

میزان مشارکت نیروی کار

میزان مشارکت نیروی کار تعداد افراد نیروی کار را نشان می دهد-به عنوان مجموع افراد شاغل و بیکار-به عنوان سهمی از کل جمعیت در سن کار ، که تعداد افراد غیرنظامی و غیر مؤسس است ، 16 سال سن دارد. و تمام. این شبیه به نسبت اشتغال به جمعیت است اما از یک جنبه مهم متفاوت است: شامل تعداد افراد دارای شغل و همچنین تعداد فعالانه به دنبال کار است.

تغییرات ماه به ماه در شاغل و بیکار در نیروی کار در مقایسه با اندازه کل جمعیت در سن کار نسبتاً ناچیز است. اگرچه تغییرات جزئی در میزان مشارکت نیروی کار می تواند آموزنده باشد ، اما اغلب برای مطالعه روندهای بلند مدت در بین بخش های مختلف جمعیت استفاده می شود. به عنوان مثال ، در سال 1973 ، زنان 46 ٪ میزان مشارکت داشتند در حالی که مردان نزدیک به 80 ٪ بودند. در سه دهه و نیم از زمان ، زنان شاهد افزایش مشارکت در نیروی کار بودند که در سال 2007 نزدیک به 60 ٪ بودند. از طرف دیگر مشارکت نیروی کار مردانه در حال کاهش است و در سال 2007 نزدیک به 70 درصد است.

مقایسه بخش های مختلف جمعیت به نشان می دهد که بازار کار در ترکیب جمعیت در سن کار موفق یا ناکام است.

اشتغال حقوق و دستمزد

اشتغال حقوق و دستمزد از نظرسنجی فعلی تأسیس گرفته شده است ، که برخلاف بررسی فعلی جمعیت مستقر در خانواده که برای ردیابی شاخص های ذکر شده در بالا استفاده می شود ، نظرسنجی از کارفرمایان است. به همین دلیل ، داده ها عمدتاً توسط صنعت مورد بررسی قرار می گیرند ، نه از زیر گروه های جمعیتی جمعیت ، تعداد مشاغل موجود در بخش های مختلف اقتصاد را نشان می دهد. کل اشتغال غیرقانونی تعداد کل مشاغل ، پاره وقت یا تمام وقت در موسسات غیر مزرعه است. کل اشتغال خصوصی شغل در دولت فدرال ، ایالتی و محلی را مستثنی نمی کند. به منظور مقایسه بین دوره های زمانی مختلف ، تغییر در اشتغال حقوق و دستمزد به یک معیار فهرست بندی می شود. با گسترش جمعیت ، تعداد مشاغل موجود در اقتصاد با گذشت زمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است ، و از دست دادن یا به دست آوردن 100000 شغل در سال 1970 تأثیر متفاوتی نسبت به از دست دادن یا به دست آوردن 100000 شغل در سال 2000 دارد. این شاخص نشان می دهد درصد تغییر در مشاغل از هر نقطهبا گذشت زمان و راهی برای مقایسه تغییرات حقوق و دستمزد در نقاط مختلف زمان فراهم می کند.

متقاضیان کار در هر کار شغلی

تعداد متقاضیان شغل در هر باز کردن شغل دیگر شاخصی از قدرت بازار کار است. این نسبت افراد بیکار است - آن دسته از کارگرانی که شغلی ندارند اما به طور جدی به دنبال کار هستند - به تعداد دهانه های شغلی. اطلاعات مربوط به بیکاری از بررسی جمعیت فعلی است. دهانه های شغلی در بازیهای شغلی و بررسی گردش مالی کار (JOLTS) اندازه گیری می شود.

سری JOLTS بسیار جدید است و داده ها فقط از سال 2000 موجود است. فقدان داده های تاریخی ، قرار دادن شماره های اخیر در یک زمینه بزرگتر را دشوار می کند. با این حال ، این یک شاخص مهم است که تعداد افراد بیکار را در رابطه با در دسترس بودن مشاغل جدید اندازه گیری می کند و این حس را ارائه می دهد که پیدا کردن اشتغال در هر زمان معین چقدر آسان یا سخت است.

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) ارزش مارک و کلیه کالاها و خدمات تولید شده در ایالات متحده را اندازه گیری می کند. بسیاری از آنها تولید ناخالص داخلی را مهمترین اندازه گیری عملکرد اقتصادی یک کشور می دانند. به طور کلی ، اگر تولید ناخالص داخلی در حال افزایش باشد ، اگر تولید ناخالص داخلی در حال سقوط باشد ، عملکرد اقتصادی ملی قوی تلقی می شود. هنگام تعیین رکود اقتصادی ، دفتر ملی تحقیقات اقتصادی از نزدیک به طول و بزرگی کاهش تولید ناخالص داخلی نگاه می کند.

به عنوان یک شاخص اقتصادی ، تولید ناخالص داخلی در جامع بودن خود بی نظیر است ، اما با این وجود کاستی های قابل توجهی دارد. این اهمیت مهم را بر کمیت ، اما نه کیفیت رشد قرار می دهد. همچنین نتوانسته است توزیع رشد اقتصادی یا پایداری رشد را ضبط کند. به عنوان مثال ، حباب مسکن به عنوان یک سود اقتصادی خالص اسیر شد. سرمایه گذاری های مسکونی از جمله ساخت خانه های جدید و نوسازی خانه به اوج های تاریخی افزایش یافته است ، اما سرمایه گذاری بیش از حد در خانه ها سرانجام باعث رکود عمیق شد که هزاران خانه خالی و بلااستفاده در خواب خود باقی مانده است. این رشد تولید ناخالص داخلی ناپایدار بود. علاوه بر این ، چرخه کسب و کار 2001-07 اولین گسترش در رکورد بود که در آن خانواده معمولی شاهد افزایش درآمد نبودند: درآمد متوسط خانوار در این دوره حتی با افزایش تولید ناخالص داخلی در واقع مسطح بود. این ترکیب از رشد کلی و درآمد متوسط مسطح لزوماً حاکی از افزایش نابرابری بین افراد برتر کشور و هر کس دیگری است ، اما این اختلاف در تولید ناخالص داخلی منعکس نشده است ، که در این مدت به طور پیوسته رشد می کرد.

تولید ناخالص داخلی دارای چهار جزء اصلی است. مخارج مصرف شخصی ارزش بازار کالاها و خدمات مصرف شده توسط افراد را اندازه گیری می کند. سرمایه گذاری خصوصی ناخالص داخلی شامل ارزش سرمایه گذاری های مسکونی جدید، سرمایه گذاری غیرمسکونی در سازه ها و تجهیزات، و تغییر در ارزش موجودی های تجاری است. خالص صادرات به عنوان ارزش صادرات منهای ارزش واردات تعریف می شود. مخارج مصرفی دولت و سرمایه گذاری ناخالص شامل مخارج دولت برای کالاها و خدمات می شود. با این حال، این هزینه شامل پرداخت های انتقالی (مانند تامین اجتماعی) نمی شود که در سایر اجزای تولید ناخالص داخلی مانند مخارج مصرف کننده گنجانده می شود.

به منظور مقایسه بین دوره های زمانی مختلف، تغییر در تولید ناخالص داخلی، بسیار شبیه به استخدام حقوق و دستمزد که در بالا توضیح داده شد، با یک معیار مشخص نمایه می شود. این شاخص درصد تغییر تولید ناخالص داخلی را از هر مقطع زمانی ارائه می دهد و راهی برای مقایسه تغییرات تولید ناخالص داخلی در مقاطع مختلف زمانی ارائه می دهد.

استفاده از ظرفیت

استفاده از ظرفیت، سهم ظرفیت صنعتی در ایالات متحده را که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد، اندازه گیری می کند. این یکی از معیارهای اصلی شکاف تولید یا تفاوت بین میزان تولید کشور و میزان تولید آن است. به عنوان یک مثال ساده، اگر 100 کارخانه در ایالات متحده وجود داشت و تنها 50 کارخانه باز و فعال بودند، استفاده از ظرفیت 50 درصد بود. فدرال رزرو، هنگام محاسبه اندازه گیری های ماهانه، جزئیات بیشتری از باز یا بسته بودن یک کارخانه ارائه می دهد.

نرخ بهینه استفاده از ظرفیت 100٪ نیست. این بدان معناست که هر کارخانه ای در کشور روز و شب به طور مسطح کار می کند. نرخ استفاده از ظرفیت "هدف" معقول تر یا میانگین بلندمدت 40 سال گذشته (80. 5٪) یا میانگین غالب در سال های غیررکودی در آن زمان (81. 0٪) است.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 41 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 16:39