این سوال تیتراژ در مورد Quora مطرح شد ، و یک فرد ثروتمند ، که ادعا می کند 15 میلیون دلار پس از فروش یک استارتاپ فنی ساخته است ، یک پاسخ شگفت آور ظریف و بصیرت را ارائه می دهد:
"ثروتمند بودن بهتر از ثروتمند بودن است ، اما تقریباً به همان اندازه که تصور می کنید خوب نیست."
سایر پاسخ دهندگان ثروتمند کمتر مشتاق بودند. دیگری می نویسد:
"در راه اندازی دوم 20 میلیون دلار درآمد. سرانجام ، پول واقعی. احساس بهتری ندارمبله ، من خانه بهتری خریداری کردم. من حتی برای خرید ماشین های زیبا زحمت کشیدم. چه کسی اهمیت می دهدمن فقط تعدادی شلوار جین خریداری کردم. ببین ، من از نظر فکری افتخار و خوشحال هستم که این پول را دارم. اما این آزادی من را خریداری نکرد ، که من از قبل داشتم. این کیفیت زندگی من را بهبود نیاورد. "
به طور غیررسمی ، من همچنین فرصتی برای ملاقات با افراد ثروتمند داشتم. حس من از این برخوردها این است که ثروتمند بودن خوب است ، اما به سختی مردم Panacea آن را می سازند. من شک دارم که بسیاری از این افراد ثروتمند به طور قابل توجهی خوشحال تر از آنچه که فقط با درآمد متوسطی هستند. برخی حتی ممکن است کمتر خوشحال باشند.
این تحقیق همچنین با این شهود همراه است. Kahneman در این صحبت به اشتراک می گذارد که رابطه بین پول و خوشبختی حدود 60،000 دلار در سال است.
با این حال ، وقتی از افرادی که در این باره پول زیادی کسب نمی کنند ، می پرسم ، پاسخ ها تقریباً جهانی هستند. آنها برای داشتن چنین ثروت بسیار حیرت انگیز خواهند بود ، و نمی توانند درک کنند که چرا آن افراد ثروتمند فاسد و ناسپاس در آرمانشهر زندگی نمی کنند.
من تصور می کنم حتی اکنون بسیاری از شما حتی به ذکر افراد ثروتمند که از ثروتمند بودن شکایت دارند ، چشمان خود را می چرخانید. اما این دقیقاً نظر من استچرا شهودهای ما اینقدر با واقعیت متفاوت است؟اگر ثروتمند بودن بسیار غنی بودن فقط یک افزایش متوسط برای خوشبختی است ، چرا از قبل آن را نمی بینیم؟
استقلال مکان ، آزادی و پول
ثروتمند بودن فقط یک خیال است. شما می توانید کل مقدمه قبلی را با "استقلال موقعیت مکانی" ، "شهرت" یا "رابطه" جایگزین کنید. افرادی که آنها را ندارند احساس می کنند همه چیز را تغییر می دهند. افرادی که آنها را پیدا می کنند پیدا می کنند که تقریباً به همان اندازه که فکر کرده بودند تغییر نمی کنند.
به این ترتیب ، من گمان می کنم من هم زندگی می کنم که فقط برای بعضی ها خیال است. من یک وبلاگ نویس تمام وقت هستممن می توانم هر کجا که می خواهم زندگی کنم ، روی هر آنچه می خواهم کار کنم و چقدر می خواهم. در حالی که من فوق العاده ثروتمند نیستم ، من خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم هنگام شروع کار تقریباً هفت سال پیش درآمد کسب کنم.
من این را می گویم نه لاف زدن بلکه تضاد را ارائه می دهم. برای هجده سال اول زندگی من در یک شهر کوچک منزوی در شمال مانیتوبا زندگی کردم. پدر و مادرم طبقه متوسط هستند ، اما من قطعاً لحظات ضعیف خود را در کالج داشتم. من یک سال لباس هایم را در وان حمام شستم زیرا لباسشویی خیلی گران بود.
من بسیار خوش شانس بوده ام ، و هم سپاسگزارم و خوشحالم. موفقیت من را خوشحال تر کرده است ، اما مانند پاسخ دهندگان قبلی ، این تغییر از آنچه فکر می کنید کمتر نمایشی است. من در مورد پول کمتر نگران هستم ، بیشتر سفر می کنم ، و مطمئناً دلهره کارآفرینی ندارم که با شروع یک تجارت غیرقابل تأیید به وجود آمده است.
احساس می کنم موفقیت من حتی ممکن است از سرخوردگی نمونه های قبلی فاصله گرفته باشد. من هرگز واقعاً برای استقلال ، شهرت یا پول در موقعیت مکانی تلاش نکردم. تنها کاری که می خواستم انجام دهم این بود که بتوانم بدون نیاز به شغل ، یک تجارت را اداره کنم. رویای من این بود که کاری انجام دهم ، نه داشتن چیزی. این ممکن است توضیح دهد که چرا داشتن پول زیادی و هیچ کاری برای انجام احساس خالی است. زندگی بیشتر از انجام کار است.
من به اندازه کافی خوش شانس بودم که پیش بینی کردم که استقلال پول و مکان باعث خوشحالی من نمی شود. بنابراین وقتی آنها وارد زندگی من شدند ، من آنها را به عنوان قدرت خوب دیدم ، نه ناامیدی ، زیرا زندگی روزمره من عمدتاً بدون تغییر باقی مانده است.
تنها چیزی که من از قبل پیش بینی نکردم ، قدرت جهت گیری خود هدف من بود. پس از اینکه هفت سال خودم را به سمت هدفی اختصاص دادم که نه تنها به آن دست یافتم ، بلکه از انتظاراتم فراتر رفت. اما همچنین به ناچار منجر به پرسیدن چه چیزی می تواند شکاف را پر کند؟
آویزان زندگی
یک لحظه تصور کنید آخرین باری که شما بسیار گرسنه بودید. آنقدر گرسنه که تمام آنچه را که می توانید در مورد آن فکر کنید غذا بود (اگر نمی توانید به آن فکر کنید ، پس زمانی را که در درد جسمی دیگری مانند فرسودگی ، گرما یا سرماخوردگی بودید تصور کنید). در آن لحظات ، این درد زندگی شما را محدود می کند - توجه شما را متمرکز می کند و نحوه دیدن جهان را مشخص می کند.
حالا به یاد داشته باشید که بعد از آن لحظه گرسنگی دوباره غذا بخورید. احتمالاً برای چند دقیقه احساس خوبی داشت ، و بعد هیچ چیز وجود نداشت. وقتی گرسنه هستید ، غذا احساس می کند که شما را برای همیشه پر می کند و همه نگرانی های شما را ناپدید می کند. هنگامی که شما از آن لذت می برید ، لذت فقط برای یک لحظه قبل از ذهن خود به سمت چیزی متفاوت می ماند.
من استدلال می کنم که ثروتمند بودن مانند پر بودن است. این احساس بدی نیست و مطمئناً بهتر از گرسنگی است. اما تا زمانی که شما به خوبی تغذیه می شوید ، غذا فقط چیزی نیست که شما به آن فکر کنید.
بیشتر ما تجربه کافی با گرسنگی و پر بودن داشته ایم تا بدانیم که تغذیه خوب به معنای کامل شدن زندگی نیست. اما تعداد کمی از مردم همان احساس "پر بودن" را با پول داشته اند تا تجربه مشابهی داشته باشند.
اگر در حال حاضر برای زندگی خود گرسنگی دارید ، چه پول ، شهرت ، آزادی یا یک رابطه ، با درک اینکه این گرسنگی ها بسیار شبیه به گرسنگی های فیزیکی هستند می توانند به شما کمک کنند تا از ناامیدی که ممکن است احساس کنید وقتی متوجه می شوید که اشباع نشده است ، جلوگیری کنید. تمام مشکلات خود را برطرف کنید.
زندگی نیاز به محدودیت دارد
طرح های عالی همیشه محدودیت هایی دارند. از بسیاری جهات ، طراحی با محدودیت ها و استفاده از آنها ظریف تعریف می شود. غالباً این محدودیت ها از محیط هستند ، اما طراحان خوب نیز محدودیت های خود را به خودی خود می دانند.
زندگی ، به این معنا ، مانند یک فرآیند طراحی است. بدون محدودیت ، شما یک آشفتگی دارید ، نه آزادی سعادتمندانه. افرادی که خوب زندگی می کنند یا از محیط زیست محدودیت می گیرند ، یا دیگران را به خود تحمیل می کنند تا به روشی معنادارتر زندگی کنند.
برخی از محدودیت ها به خصوص الهام بخش از کارهای عالی نیستند. کمترین بودجه ممکن محدودیتی نبوده است که بهترین معماری و هنر را تولید کرده است. اما ، می توان آن را نیز استدلال کرد ، و هیچ بودجه نامحدودی و محدوده محدود کننده دیگری نداشته است.
داشتن پول بیشتر ، استقلال موقعیت مکانی یا موفقیت در هر بعد دیگر ، اغلب محدودیت های زیست محیطی را از زندگی ما بلند می کند. این معمولاً یک چیز مثبت است ، زیرا من معتقدم که محدودیت های خود انتخاب شده احتمالاً منجر به هنر بهتر از مجموعه تصادفی محدودیت هایی که در بدو تولد به ما داده می شود منجر می شود.
اما با آزادی بیشتر ، نظم و انضباط بیشتری برای محدود کردن هنر شما لازم است.
شاید شما هرگز ثروتمند یا مستقل از مکان نباشید. شاید شما حتی از این ایده که این مشکلات واقعی را نشان می دهد ، مسخره کنید ، و فقط ناله های خودشیفتگی نیستند.
با این حال ما در دنیایی به سرعت در حال تغییر زندگی می کنیم که ممکن است بسیاری از محدودیت های قدیمی دیگر اعمال نشود. استقلال مکان متداول تر می شود ، با افزایش تولید ناخالص داخلی ، تعداد بیشتری از مردم بسیار بالاتر از امرار معاش زندگی می کنند. از آنجا که محدودیت های قدیمی کم اهمیت تر می شوند ، تصمیم می گیریم که موارد جدید چیست.
بهترین مقالات
- بهترین یادگیری
- بهترین عادت ها
- بهترین تنظیم هدف
- بهترین فلسفه زندگی
- بهترین کار
- بهترین احساس بهتر
- بهترین فکر بهتر
- بهترین بهره وری
- بهترین کتاب
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 26
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 17:38