فراخوانی حاشیه ای به چین بیش از حد

ساخت وبلاگ

بازار سهام چین در حال پارگی است. از ابتدای آگوست 2014 ، CSI 300 (شاخص اصلی سهام A چین) از 2،329 به اوج 3،643 در 7 ژانویه رسیده است-تقریباً 60 درصد از این بازی. اما آیا این توجیه شده است؟هفته گذشته شنیدیم که رشد تولید ناخالص داخلی چین 7. 3 درصد بوده است ، کمترین میزان آن در 24 سال است. به نظر می رسد اقتصاد ایالات متحده در حال بهبودی است ، اما اروپا دوباره در حاشیه است. با تمام عدم اطمینان ، آیا خوش بینی در بازار چین ضروری است و چه چیزی در پشت آن وجود دارد؟پاسخ ، در مورد بسیاری از مشکلات مالی احتمالی دیگر چین ، وام است.

بر خلاف بازارهای دیگر ، جایی که درصد زیادی از سرمایه گذاران سرمایه گذاران نهادی هستند (به عنوان مثال ، بانک ها ، شرکت های بیمه ، صندوق های سرمایه گذاری) ، سرمایه گذاران در بورس سهام شانگهای عمدتاً خرده فروشی هستند. تعداد آنها کمی سخت است ، اما ما فعالیت سرمایه گذاری خرده فروشی را امروز تخمین می زنیم که حدود 50 درصد از کل گردش مالی در شانگهای را در مقایسه با 30 درصد در هنگ کنگ یا 20 درصد در نیویورک که در آن پایگاه سرمایه گذار نهادی بزرگتر به تثبیت کمک می کند ، تشکیل می دهد. بازارهادولت چین اقداماتی را برای فشار بیشتر درگیری نهادی انجام داده است ، که نتیجه آن را نشان داده است. تقسیم 15 سال پیش حدود 95 درصد خرده فروشی و 5 درصد نهادی و 10 سال پیش 70 درصد خرده فروشی و 30 درصد نهادی بود.

از سال 2002-2007 ، بازار سهام A Shanghai 500 درصد بی سابقه ای را پشت سر گذاشت. این زمان ویژه ای برای چین و زمان مهمی برای اقتصاد چین بود. این کشور به شدت برای المپیک پکن 2008 سرمایه گذاری می کرد. تعدادی از بانک ها و سایر شرکت های دولتی در حال عموم بودند. اقتصاد در حال رشد با رشد تولید ناخالص داخلی دو رقمی بود. چین ثروتمندتر شد و یک نژاد کاملاً جدید از سرمایه گذاران وجود داشت که به دنبال فرصت سرمایه گذاری بعدی بودند. بازار سهام آن بود. شایعات ، مقاله ها و نکات هرچه بیشتر افراد وارد بازار شدند ، حباب سهام را تغذیه می کردند.

این اولین باری بود که بیشتر افراد در آن نسل سرمایه گذاری کرده بودند و آنها هرگز چرخه اقتصادی واقعی را ندیده بودند - تنها چیزی که آنها می دانستند رشد است. با این حال ، با وجود همه نکات و شایعات ، چند سال بعد ، حباب ظاهر شد. تا سال 2009 ، بورس سهام شانگهای در چاله هایی بود که برای پنج سال آینده در آن باقی ماند ، تقریباً همیشه بدترین بازار سهام در سطح جهان در نظرسنجی های سالانه.

ایده های "وام گرفتن" از سایر بازارها

Fastforward به امروز و دولت و تنظیم کننده های چین به دنبال ادامه اصلاح و نوسازی بازارهای سرمایه چین هستند. برنامه هایی مانند برنامه واجد شرایط سرمایه گذاری نهادی خارجی (QFII) به آرامی آغاز شده بود ، اما این برنامه که امکان سرمایه گذاری خارجی در بازارهای سرزمین اصلی را فراهم می کند ، به طور فزاینده ای محبوب شد و کاملاً مشترک است. ایده اصلی "قطار" از بورس سهام شانگهای به هنگ کنگ ، در سالهای 2006-2007 ، چند سال پس از تنظیم برنامه QFII ، در سال 2006-2007 شناور شد. تقاضای سرمایه گذاران نسبتاً بسیار ناخوشایند بود - بیشتر سرمایه گذاران خرده فروشی که ما با آنها صحبت کردیم ، واقعاً به هر چیزی که مربوط به سرزمین اصلی نبود ، علاقه ای نداشتند و این ایده به پایان رسید.

دولت دوباره آن را در آوریل 2014 مطرح کرد. با منطقه تجارت آزاد شانگهای و معاملات حاشیه ای در زیر کمربند خود ، و گزینه های سهام درست در گوشه و کنار ، دسترسی به بازار متقابل (MMA) یا برنامه اتصال سهام شانگهای-هنگ کنگ ، در حال رفتن بودبرای دستیابی به یک دستاورد تاجگذاری و نشانه ای از آماده شدن بازار شانگهای برای زمان بزرگ.

این همه بازار مورد نیاز بود. در آغاز آوریل ، شروع به حرکت کرد. ایده پول خارجی که در بازار اصلی زمین به زمین می رود ، هر دو دست قدیمی و جدید را به پیش بینی سهام سهام شانگهای-هونگ کنگ به بازار شانگهای بازگرداند. این بار ، آنها چیز دیگری را با خود آوردند: وام.

سرمایه گذاران شانگهای اولین طعم و مزه خود را کاملاً جدید داشتند: تجارت حاشیه. معاملات حاشیه در سال 2010 خلبان شده بود و سپس در اکتبر 2011 به عنوان قطعه دیگری در معمای اصلاحات دولت به طور کامل اجرا شد و با افزایش بهره ، مشتاقانه مورد استقبال بازار قرار گرفت. کارگزاری ها ، با سنجش فرصت های درآمد بیشتر ، از ارائه حساب های بازرگانی حاشیه ای خوشحال بودند. سرمایه گذاران ، که قبلاً هرگز حاشیه ای را تجربه نکرده بودند ، با افزایش وام های حاشیه ای ، آن را به دام انداختند.

پیامدهای بالقوه چیست؟

اما عدم قطعیت های عمده جهانی این امر را به یک گزاره نامطلوب تبدیل می کند. ما هنوز شاهد سقوط از حرکت بانک ملی سوئیس به Depeg the Swiss Franc از یورو هستیم. تغییر فوری 30 درصدی نرخ ارز پس از Depeg باعث مکث سرمایه گذار می شود ، اما با وجود برخی کارگزاری ها که 100 بار اهرم را فراهم می کند ، بسیاری از سرمایه گذاران کاملاً از بین رفته اند و چندین کارگزاری نیز جمع شده اند.

بیشتر کارگزاری ها و سرمایه گذاران در این عناوین از بازارهای بالغ با سالها تجربه در تنظیم و اندازه گیری ریسک پیرامون وام و تجارت حاشیه ای هستند. اگر آنها نتوانند این کار را انجام دهند ، در مورد سرمایه گذاران و کارگزاران چینی که نسبتاً جدید در فضا هستند؟اگرچه پایگاه بزرگی از سرمایه گذاران خرده فروشی F/X در چین وجود دارد که هر روز با حاشیه تجارت می کنند ، اما تعداد آنها توسط تعداد سرمایه گذاران سهام خرده فروشی بالقوه بی تجربه که از زمان در دسترس بودن معاملات حاشیه ای به کار رفته اند ، کوتاهی می شود. در ماه ژانویه ، بلومبرگ گزارش داد که 1. 1 تریلیون یوان از وام های حاشیه ای چین 3. 5 درصد از سرمایه کلی بازار را نشان می دهد. بدهی حاشیه بورس نیویورک حدود 2. 1 درصد است. اگرچه این یک تفاوت بزرگ نیست ، اما NYSE بسیار بزرگتر است و دارای استخر با تجربه تری از بازرگانان نهادی است.

تاریخ مالی و اعتبار شخصی نیز در چین کمیاب است. هیچ شرکتی مانند Equifax وجود ندارد که تصویر کاملی از پیشینه و تاریخ مالی یک شخص داشته باشد ، بنابراین هرگونه داده ای برای گفتن کمترین چیزی است. چین حتی غول های فنی خود را برای کمک به درک بهتر اعتبار شخصی در چین درگیر کرده است. با کمی اطلاعات اعتباری یا تاریخ مالی موجود ، تصمیم گیری در مورد محدودیت های حاشیه بر اساس تاریخچه سرمایه گذاری برای کارگزاری ها دشوار است.

اگر برای تجارت حاشیه ای در ایالات متحده درخواست می کنید ، باید یک سرمایه گذار معتبر (مقدار خاصی از دارایی) و تجربه قابل اثبات در استفاده از معاملات حاشیه یا مشتقات باشید. قوانین مربوط به تجارت حاشیه در شانگهای چندان متفاوت نیست. منظور از این بود که سرمایه گذاران حداقل 18 ماه در یک شرکت اوراق بهادار ثبت شده ، یک حساب کارگزاری باز کنند و دارایی های نقدی و سهام حداقل 500000 یوان در حساب داشته باشند. در سال 2013 ، کمیسیون تنظیم مقررات اوراق بهادار چین (CSRC) حداقل راهنمایی ارزش حساب را لغو کرد. فقط می توان فرض کرد که کارگزاری ها خیلی سریع شروع به گرفتن سرمایه گذاران تحت آن آستانه کردند.

خطر تعریف شده

اگرچه بورس سهام شانگهای به اندازه بورس اوراق بهادار نیویورک یا NASDAQ بازار را جابجا نمی کند ، اما در داخل کشور بسیار مهم است. بسیاری از سرمایه گذاران در بازار شانگهای سرمایه گذاران کمتری هستند که ممکن است نتوانند قیمت ورود به املاک و مستغلات در چین را تحمل کنند. بدون درک واضح از خطر ، اگر بازار علیه آنها حرکت کند ، می تواند با دوران دشوار روبرو شود. به خاطر داشته باشید که هیچ گزینه سهام موجود در چین وجود ندارد ، بنابراین راه بسیار کمی برای حمایت از موقعیت ها به طور مستقیم و تجارت داخل کشور وجود ندارد ، بنابراین اگر به دنبال تجارت و خارج هستید ، ممکن است برای یک روز در موقعیتی قرار بگیرید.

بنابراین ، اگر همه چیز از هم پاشید: مخازن بازار سهام و صدها اگر هزاران سرمایه گذار حاشیه نامیده نمی شوند ، چه اتفاقی می افتد؟نتیجه نهایی ممکن است یک کیسه مخلوط باشد. مطمئناً اقتصاد مطمئناً متوقف نخواهد شد - هنوز سرمایه گذاری کافی و سیاست های پولی سست برای حمایت از رشد وجود دارد ، اما ممکن است چند سال دیگر از بازده فقیر بورس را ببینیم زیرا این سوزانده ها از بازارها دور می شوند. این به طور کلی عالی نخواهد بود ، بلکه از نظر سیاسی نیز خوب نیست.

سهام سهام شانگهای-هنگ کنگ و برنامه های اصلاحات فعلی بخشی از فشار دولت فعلی برای مدرن سازی و بین المللی بازارهای چین است. اگر مشکلی پیش بیاید ، این امر به تلاش آنها نشان می دهد. آنها کاملاً از این امر آگاه هستند.

پاسخ به نوک کوه یخ

اولین پاسخ از تنظیم کننده ها ، بازگرداندن 500000 حد حداقل حساب یوان بود ، اساساً آنچه در راهنمایی اصلی در مورد معاملات حاشیه بود. علاوه بر این ، CSRC ده ها شرکت اوراق بهادار را به دلیل عدم استفاده نادرست از حسابهای حاشیه ای فراتر از محدودیت های شش ماهه وام های حاشیه مجازات کرده است. علاوه بر این ، ما در هفته گذشته تعدادی از کارگزاران را مشاهده کرده ایم که وام های حاشیه آنها را محدود می کنند - احتمالاً تحت فشار دولت و احتمالاً به مجازات 12 شرکت اوراق بهادار مرتبط هستند.

این آخرین اقدامی نیست که ما از دولت می بینیم. بسیار بعید است که معاملات حاشیه ای به عقب برگردد ، اما ما به احتمال زیاد نیازهای سرمایه گذار محکم تر و گزارش های دقیق تر را خواهیم دید. نه کارگزاری دیگر برای خدمت به مشتری های غیرقانونی ذکر شده است - که احتمالاً نوک کوه یخ از نظر شیوه های عملیاتی بد است.

جنبه نگران کننده تر این است که رشد بازارها مبتنی بر پایه های نسبتاً لرزان است. اگرچه دولت چین به احتمال زیاد هر کاری که می تواند برای تزریق سرمایه به سیستم و نگه داشتن اقتصاد انجام دهد ، هیچ دلیل منطقی برای رشد در بورس سهام شانگهای وجود ندارد ، فراتر از این واقعیت که ممکن است سالها کم ارزش باشد / کم تحرک باشد. ارزیابی ها بالاتر از آنچه باید باشد است. معاملات حاشیه سرمایه گذاری در حال رانندگی است. این همه خانه کارت است.

از طرف دیگر ، رشد 7. 3 درصدی می تواند گامی دیگر در "فرود نرم" باشد که اقتصاددانان چین در آن هدف قرار گرفته بودند. اگرچه رشد جهانی در حال کند شدن است ، اما اقتصاد داخلی چین در حال تعادل بیشتر است تا مصرف بیشتری داشته باشد و ما شاهد هستیم که شرکت های دانش محور مانند شیائومی و علی بابا فراتر از تولید به طراحی و نوآوری که در سطح جهان صادر می شود حرکت می کنند. شاید ارزیابی ها توجیه شوند.

Zennon Kapron بنیانگذار و مدیر عامل Kapronasia ، یک شرکت تحقیقاتی و مشاوره صنعت مالی مستقر در شانگهای است که در سال 2007 راه اندازی شد. وی نویسنده Chomping at The Bitcoin: تاریخ و آینده بیت کوین در چین است. شما می توانید او را در توییتر chinafintech دنبال کنید

دانش INSEAD را در توییتر و فیس بوک دنبال کنید

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 27 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 16:24