بیل بنر می گوید: دلار - مانند همه خلاقیت های انسان - در معرض بهبود است.
13 مارس 2012
بیل تا 17 آوریل دور است. بنابراین در غیاب او ، ما از 14 سال گذشته برخی از مشاهدات بصیرت ، سوزناک و شوخ طبع او را برای شما به ارمغان می آوریم. این مقاله برای اولین بار در 16 ژوئن 2006 منتشر شد.
سرمایه گذاران طلایی که هفته ها نفس خود را نگه داشته بودند ، این هفته از آنها بیرون کشیده بود. روز سه شنبه ، قیمت 44 دلار سقوط کرد ، به اندازه کافی برای قرار دادن دلالان در یک تله. حتی ویراستار شما معمولاً صخره ای از عقاید تأیید نشده و چشمه ای از تعصبات غیرقابل تحمل شروع به تعجب می کند.
اگر اشتباه کنیم چه می شود؟چه می شود اگر ابزارهای مالی پیشرفته و مدرن نقش طلا را در امور مالی مدرن کاهش دهند؟آیا طلا دقیقاً همانطور که هست ، به عنوان یک کالا عمل نمی کند؟با سرب بالا رفت و با آن نیز پایین آمد. اما چه نوع کالایی کاربرد صنعتی ندارد؟
ما تعجب کردیم که چرا در وهله اول زحمت کشیده بود. پس از مدتی ، ما آنقدر در جنگل افکار متضاد و مبهم سرگردان بودیم ، به نجات هلیکوپتر احتیاج داشتیم.
خوانندگان روزانه حساب روزانه نیز ممکن است تعجب کنند و گم شوند. بازتاب امروز به منظور تهیه برخی از آرد سوخاری ها است.
ما با دو سوال شروع می کنیم:
اگر ما یک سیستم پولی مبتنی بر ایمان داریم ، به چه چیزی ایمان داریم؟
وقتی این هم می گذرد ، جای خود را می گیرد؟
این سوال دوم ، سؤال بدخواهانه است. بنابراین ، ما ابتدا به آن پاسخ خواهیم داد: ما نمی دانیم. اما این سؤال است که بیشتر آشکار است. اگر سیستم های پولی دائمی و تغییر ناپذیر بودند ، نیازی به آنها نخواهد بود. سیستم مالی فعلی می تواند در آنجا به عنوان یک بندرگاه بدون تغییر یک راهنمای محکم برای محتاط و هشدار دهنده بی پروا در آنجا نشسته باشد.
درعوض ، رژیم های پولی مانند فانوس های دزدان دریایی کورنیایی می آیند و می روند و کشتی ها را به روی صخره ها فریب می دهند تا غارت شوند.
تاریخ مالی آرژانتین آموزنده و سرگرم کننده است. در آنجا ، به سختی یک نسل واحد بدون شستن روی سنگهای تورم ، کفش های کاهش ارزش یا گل نرم رکود اقتصادی ، زندگی را پشت سر می گذارد.
یک سیستم نرخ تورم 2000 ٪ در سال را به همراه داشت. هنگامی که آن غرق شد ، یک پزو به اندازه دلار قوی شد. و بعد ، هنگامی که پزو جدید سقوط کرد ، یک پزوی جدید و جدید ، با یک رژیم پولی جدید در پشت آن.
درست هنگامی که مردم یاد گرفته بودند که چگونه می توانند از صخره ها دور شوند ، صخره ها منتقل شدند. رژیم دیگری با مجموعه دیگری از استانداردها به وجود آمد. در خارج از پمپاس ، مردم سرانجام به تغییر مالی عادت کردند. آنها نه فقط از سوابق مردگان ، بلکه از تجربه زندگی خودشان آموخته اند: ایمان خود را به هیچ سیستم مالی نگذارید. دوام نخواهد داشت
اما آمریکایی ها نمی توانند چیزهای زیادی از اشتباهات خود یاد بگیرند. آنها به اندازه کافی از آنها استفاده نکرده اند. ارزهای کاغذی آمریکایی در جنگ انقلابی بد پیش رفت ("ارزش یک قاره" را ندارد ، عبارتی بود که این اشتباه را به ثبت رساند) ، و دوباره در جنگ بین ایالت ها (وقتی لینکلن بیشتر از آنچه که می توانست صادقانه از مالیات دهندگان سرقت کند).
رکود بزرگ ، با کاهش ارزش دلار در برابر طلا ، ممکن است یک یا دو چیز را نیز به آنها آموخته باشد. اما به سختی یک فرد مجرد هنوز زنده است که مستقیماً از آن یاد گرفته است.
نه ، در امور فاجعه مالی ، آمریکایی ها ممکن است دیروز متولد شوند. نرم و شباهت ، آنها آماده هستند تا هر چیزی را باور کنند حتی ممکن است سیستم مالی آنها برای همیشه ادامه یابد.
این ما را به سؤال دیگر ما باز می گرداند: دقیقاً چه ایمانی است که سیستم مبتنی بر ایمان ما را تحت تأثیر قرار می دهد؟
این ایمان است ، مطمئناً به دلار ، اینطور نیست؟دلار واحدی است که آمریکایی ها ثروت خود را اندازه می گیرند. اگر دلار به طور جدی مورد سؤال قرار می گرفت ، خود سیستم نیز چنین خواهد بود. همه می دانند که دلار ساخته شده توسط انسان است. مانند همه خلاقیت های انسان ، آنها می پذیرند که بدون نقص آن نیست و در معرض پیشرفت است.
ماشین های انسان هر سال بهتر می شوند. و گرچه ممکن است یک مرد با خوشحالی ازدواج کند ، اما هنوز هم در یک پردیس کالج ترسناک یا در یک ساحل آفتابی قدم می زند ، اما هنوز هم می تواند تصور کند که چگونه ممکن است با یک مدل جدید بهتر باشد.
در مورد Greenback ، از زمان تأسیس فدرال رزرو 95 ٪ از ارزش خود را از دست داده است. این 80 ٪ از ارزش خود را از دست داد در حالی که سیستم مالی فعلی عملی شده است. یعنی از سال 1971 ، هنگامی که سیستم برتون وودز با اتصال محدود به طلا ، با فرمان کاخ سفید از بین رفت.
اما در حالی که همه می دانند که دلار زمین می دهد ، کمتر کسی معتقد است که غیرقابل اعتماد است. این خراب کردن دلار نیست که مردم را مختل می کند. این ویرانی با نرخ پیش بینی نشده است.
مانند آرژانتینی ها ، آمریکایی ها یاد گرفته اند که با یک دلار چرب زندگی کنند. چیزی که آنها برای آن آماده نیستند ، یکی از مواردی است که خیلی سریع از آنها دور می شود. یا حتی کمتر موردی که جوانه نمی زند.
ایمان آنها گسترده است. چقدر عمیق است ، تا زمانی که آزمایش نشود ، نمی دانیم. در حال حاضر ، "شما باید باور کنید" سرود ملی است. آمریکایی ها بر این باورند که رهبران مالی آنها نیز بر گناه و علم پیروز شده اند. یک آرژانتینی تشخیص می دهد که دولت برای به دست آوردن آرا و قدرت ، ارز خود را نابود خواهد کرد.
یک آمریکایی به آسانی موافق است که بانک آرژانتین چنین کاری را انجام می دهد ، اما از بانک بن برنانکه ، او نمی تواند آن را باور کند. ایمان او در ردیاب های فلزی متوقف می شود.
بله ، از نظر تئوری ، دولت و بانک مرکزی آن ممکن است وسوسه شوند تا سعی کنند نقدینگی بیشتری از حد لازم ایجاد کنند ، اما نه ، آنها به آن نمی پردازند.
چرا که نه؟از آنجا که بازارها به آنها اجازه نمی دهند ، پاسخ بی بدیل می آید. آه ، بله ، ایمان آنها برای پوشش دلالان بازار آزاد و همچنین بوروکرات های دولتی است.
اگر فدرال ها "پول" بیش از حد ایجاد کنند ، اعتقاد بر این است که سرمایه گذاران اوراق خزانه داری را برطرف می کنند و نرخ بهره را مجبور می کنند ، در نتیجه نقدینگی را به طور طبیعی کاهش می دهند. اما برای سالهای گذشته ، تعداد زیادی از مشتقات پول نقد ، اعتباری و اعتباری جهان را بدون کلمه شکایت از دلالان جاری کرده است.
در عوض ، آنها ثروتمند شدند و خانه های گودری را در گرینویچ ، کانکتیکات ساختند. آنها فهمیدند که چگونه سیستم را به هم می ریزند ، پول را تغییر می دهند و تغییر شکل می دهند ، وقتی کسی به دنبالش نبود ، آستین را به آستین های خود می کشاند. پول نقدینگی به تمام اشکال آن در اطراف آنها بود ، اما چه کسی می خواست شکایت کند؟قیمت خانه افزایش یافت. سهام افزایش یافته است. اوراق قرضه افزایش یافت. چه چیزی را دوست ندارد؟
و سرانجام ، رئیس موفق ترین پول در همه زمان های گلدمن ساکس به تازگی به واشنگتن دعوت شده است تا مسئولیت امور مالی ملی را بر عهده بگیرد. آیا چیزی می تواند واضح تر باشد؟دلالان مراقب فدرال های فدرال نیستند. آنها مراقب آنها و خودشان هستند.
در همین حال ، حداقل در تصورات محبوب ، از روزهای جان قانون ، گام های بزرگی در علم بانکداری مرکزی انجام شده است. اقتصاددان مدرن در پاسخ به این سؤال که دقیقاً این قدم ها چیست ، به طرز ناخوشایندی در صندلی خود تغییر می کند و چیزی راجع به پیشرفت در داده های موجود در سیاست گذاران می کند.
و این جایی است که ما شروع به ایجاد چهره می کنیم. چشمان ما به سمت آسمان می چرخد.
ما به "داده های" بهبود یافته خود در مورد تعداد شغلی که توسط تنظیمات فصلی منحرف شده و تعاریف اشتغال را تغییر می دهد ، فکر می کنیم ، با استفاده از قیمت های ناخوشایند برای غذا و انرژی ، ارقام تورم کاهش می یابد و سپس به عنوان یک پیشین عمل می کند ، به طوری که آنها عمل می کنند ، به گونه ای که آنها به عنوان یک پیشرو عمل می کنند ، به گونه ای که آنها به عنوان یک پیشرو عمل می کنند ،عملاً از مرحله محاسبات تولید ناخالص داخلی که تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته اند ناپدید می شوند که دیگر شبیه چیزی آشنا یا حتی انسانی نیستند.
و ما تعجب می کنیم که چه نوع جکس آن را جدی می گیرد ، چه رسد به اینکه برای تدوین سیاست های مالی عمومی به چنین زباله های سازنده ای اعتماد کنیم.
در گذشته ، اطلاعات دقیق حتی اگر آنها آن را داشته باشند ، برای بانکداران بسیار مورد استفاده قرار نمی گرفت. کار آنها ساده تر بود. تمام کاری که آنها باید انجام دهند این بود که اطمینان حاصل کنند که می توانند بدهی های خود را با طلا بپردازند. وقتی آنها نتوانستند ، آنها شکستند.
اگر آنها بانک های مرکزی بودند ، کل ملت شکستند. به همان سادگی که کار بود ، بسیاری هنوز هم نتوانستند این کار را انجام دهند. کشورهای سایه دار در مکان های آفتابی به طور معمول شکم می روند. حتی در آمریکا ، در دوران رکود بزرگ ، 10،000 بانک شلوغ شدند.
بانک ایالات متحده آمریکا ، که توسط رئیس سابق بخش اقتصاد پرینستون اداره می شود ، به داده ها نیاز دارد زیرا مأموریت آن بسیار فراتر از پولیس ارزش دلار است. انتظارات نیز باد کرده است. اکنون انتظار می رود که فدرال رزرو نرخ کاهش دلار را کنترل کند و کاهش حدود 2 ٪ در سال بهینه تلقی می شود.
و اگر این کار به اندازه کافی سخت نبود ، از فدرال رزرو نیز خواسته می شود که خود اقتصاد را کنترل کند که در دسترس بودن اعتبار را تنظیم می کند تا از رکود جدی جلوگیری شود. به همین دلیل فدرال رزرو پس از ترساندن تورم در سال 2001 ، نرخ بهره را به 1 ٪ کاهش داد. این هیچ ارتباطی با محافظت از ارزش دلار و همه چیز در مورد جلوگیری از رکود عمیق ندارد.
دانشمندان بانک مرکزی نه تنها داده های بیشتری را در نوک انگشتان خود دارند ، بلکه تئوری های بیشتری نیز دارند. آزادی خواه. keynesianism. پنداری. یکی برای هر هدف در زیر بهشت وجود دارد. فرقی نمی کند که آنها متناقض باشند. انتظار می رود که این بانکدار شخصی را انتخاب کند که متناسب با اوضاع باشد و از آن مانند آچار سوکت استفاده کند. میل لنگ. میل لنگ. مشکل حل شد.
و به همین ترتیب ، با ترسیم داده های پیچ خورده و نظریه های مناسب ، بانکدار نرخ ها را با امتیاز چهارم تنظیم می کند. نظریه غالب در همه ملل غربی این است که برنامه ریزی متمرکز ناکارآمد ، مشکل ساز ، غیر اخلاقی و احمقانه است. به سختی یک اقتصاددان جدی در سن 18 سالگی وجود دارد که به اتحاد جماهیر شوروی سابق و عطسه اشاره نخواهد کرد.
"بازار" ، آنها با لحنی برتر به شما خواهند گفت ، "کار بهتری برای تنظیم عرضه ، تقاضا و قیمت نسبت به بوروکرات ها انجام می دهد."و با این حال ، تئوری عملیاتی هر بانک مرکزی این است که گروهی از کارمندان دولت ، که با داده های دولت کار می کنند ، می توانند قیمت مجموعه اصلی مؤلفه ها را در کل سیستم اقتصادی: اعتبار برطرف کنند.
ما ممکن است اقتصاددانان نظریه ها ، بینش های خود را ، مدل های خود داشته باشند ، اما چگونه می دانند که آنچه جهان به آن نیاز دارد نرخ صندوق های فدرال 3. 75 ٪ است نه یکی از 4. 0 ٪؟و چگونه آنها می دانند که آیا باید تورم را کاهش دهند یا رکود تجاری را افزایش دهند؟
آنها ممکن است کوههای داده داشته باشند ، اما هنوز در دامنه ها گم شده اند. آنها نمی توانند به ما بگویند که قیمت نفت فردا یا قیمت شکر یا قیمت طلا چیست. آنها حدس های خود را به همراه هر کس دیگری می گیرند.
از آنجا که اعداد فاسد شده اند ، نظریه ها یک هجمه از تفکر آرزو ، اسطوره و توهم است. و عمل این است که هم مقامات و هم دلالان برای استفاده از فساد و توهم ، از هم برخورد می کنند. حقیقت را با این نوع قدرت بیان کنید؟شما همچنین ممکن است نفس خود را نجات داده و طلا بخرید.
حساب روزانه بعدی بیل را از دست ندهید. برای دریافت مقاله بعدی به محض نوشتن آن ، مستقیماً وارد صندوق ورودی خود شوید ، در لیست ایمیل در اینجا ثبت نام کنید.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 33
تاريخ : چهارشنبه
25 مرداد
1402 ساعت: 11:54