مانند هوا، ناسیونالیسم هم در همه جا وجود دارد و هم گریزان. در نظام جهانی، دولت ها، رفتار مردم نفوذ می کند و می تواند هم محافظه کار و هم به عنوان یک نیروی انقلابی در نظر گرفته شود که وضعیت موجود را تهدید می کند. پایان ناسیونالیسم بارها پیش بینی شده است. هنگامی که اریک هابسبام در دهه 1980 مطالعه اساسی خود را در مورد ناسیونالیسم نوشت، موضوع خود را نژادی در حال مرگ دید (Hobsbawm, Citation 1990). با این حال، پایان جنگ سرد یک دوره ناسیونالیسم را آغاز کرد که در جنگ های داخلی و نسل کشی از یوگسلاوی تا رواندا منعکس شد. تا همین اواخر، آن دوره تجدید حیات ناسیونالیستی پشت سر ما ظاهر شد.
طی سال های گذشته، ناسیونالیسم رو به رشد در همه جا و در همه چیز دیده می شود. از انتخاب دونالد ترامپ تا برگزیت، سیاست های ملی گرایانه شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن، نارندرا مودی، همتای هندی وی و رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، موفقیت احزاب راست افراطی در انتخابات ایتالیا، آلمان و اتریش در سال 2017 وبه نظر می رسد در سال 2018، ناسیونالیسم در سطح جهانی در حال افزایش است (برمر، استناد 2017؛ اکونومیست، استناد 2016؛ اکونومیست، نقل قول 2017b). پوشش خبری ملی گرایی جهانی بوده است و بر انتخابات ایالات متحده و همه پرسی بریتانیا تمرکز دارد، اما همچنین سیاست های دولت در فیلیپین، چین و هند و همچنین در آفریقای جنوبی (گوگل ترندز).
پس از شکست دریایی لو پن در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در ماه مه 2017 ، موفقیت متوسط نامزدهای راست افراطی گرت ویلدرز در هلند و نوربرت هافر در اتریش ، برخی از رسانه ها حدس زده اند که موج ملی گرا و پوپولیستی ممکن است در حال کاهش باشد (نانوا ، نانوا ،استناد 2017). البته ، هر دو دیدگاه گمراه کننده هستند. هیچ یک از ناسیونالیسم های اجتناب ناپذیر وجود ندارد که جهان را درگیر خود کند و ناسیونالیسم جهانی در حال کاهش است. علیرغم پویایی و ادغام مشترک ، جهان بسیار متنوع است تا در یک تورنت مجرد ناسیونالیسم گرفتار شود ، نه اینکه ذکر شود که حتی اگر اینگونه باشد ، عبارات برای تشکیل یک جنبش منسجم بسیار متنوع خواهند بود. رسانه ها با توجه به انتخابات ، رسانه ها به راحتی زیربناهای ساختاری و پویایی جهانی را نادیده می گیرند. شهروندان اتریش ناسیونالیست نمی شوند زیرا همتایان آنها در ایالات متحده انجام می دهند ، و همچنین شباهت های ساختاری آنقدر بزرگ نیستند که زمینه ای بارور جهانی برای جنبش های ملی گرایانه از هند تا کنتاکی وجود داشته باشد. ناسیونالیسم ، اقتدارگرایی و پوپولیسم نیز به راحتی در هم می آمیزند ، در حالی که می توانند به طور متقابل تقویت شوند ، متمایز هستند و می توانند به طور مستقل اتفاق بیفتند. هنگامی که امروز رسانه ها درباره ناسیونالیسم صحبت می کنند ، آنها به معنای ناسیونالیسم است که شامل حمایت گرایی ، انزوا گرایی ، زنوفوبی و گفتمان ضد نخبه است.
این مقاله با هدف بررسی این ادعا مبنی بر افزایش جهانی ناسیونالیسم است. اول ، امروز ناسیونالیسم را تعریف می کند ، اشکال مختلف ناسیونالیسم و خطرات مرتبط با آنها را مفهوم سازی می کند و سپس رابطه با مفاهیم مرتبط مانند پوپولیسم و اقتدارگرایی را بررسی می کند. دوم ، مقاله به بررسی ناسیونالیسم می پردازد تا مشخص شود که در صورت وجود ، چه روندهایی را می توان در سطح جهان ذکر کرد. در این بخش نگرش های جهانی که می تواند برای درک ناسیونالیسم ، ظهور احزاب ناسیونالیستی ، تأثیر و سیاست های ناسیونالیستی پویا و سرانجام روندهای خشونت با انگیزه قومی باشد ، در نظر می گیرد. بخش پایانی شواهد را خلاصه می کند و پیامدهای احتمالی برای سیاست گذاری را تشریح می کند. به طور کلی ، من استدلال می کنم که در حالی که هیچ گرایش جهانی به سمت ناسیونالیسم وجود ندارد ، در سالهای اخیر در سیاست جهانی شیوع بیشتری پیدا کرده است. این افزایش دید کمتر به تغییر نگرش های جهانی نسبت داده می شود ، بلکه بیشتر از بیان سیاسی و اجتماعی این نگرش ها است. تعیین علل این تغییر ، خاص کشور است ، اما به طور کلی در طنین گفتمان ضد نخبه و بحران دموکراسی لیبرال پایه گذاری شده است. هیچ مقاله ای نمی تواند یک دیدگاه جامع جهانی را فراهم کند ، و این هم سعی نمی کند انجام دهد. درعوض ، این امر به دنبال تأمل در مورد روندهای کشورهایی در سراسر جهان است و سعی می کند درک این پدیده جهانی را ارائه دهد که نه هشدار دهنده است ، و نه الگوهای فراتر از یک کشور ، منطقه یا قاره را نادیده می گیرد.
2. مفهوم سازی ناسیونالیسم
ناسیونالیسم به بهترین وجه به عنوان یک ایدئولوژی قابل انعطاف و باریک درک می شود ، که برای عضویت در یک کشور بزرگتر از سایر گروه ها (یعنی مبتنی بر جنسیت ، احزاب یا گروه اقتصادی و اجتماعی) ، به دنبال تمایز از سایر کشورها است و تلاش می کند تا ملت را حفظ کند و بهاولویت به نمایندگی سیاسی ملت برای ملت. من بین ناسیونالیسم نهفته که همه گیر است و می تواند در خدمت مهاجران یا حذف اقلیت ها باشد ، تمایز قائل می شوم ، اما ثابت و پایدار است ، که توسط مایکل بیلیگ به عنوان "ناسیونالیسم ممنوعیت" توصیف شده است ، یک شرط بومی است که جامعه را شکل می دهد (استناد 1995). از پرچم های پرواز شده ، تمبرها و تبلیغات ، جهان در اطراف اکثر شهروندان ملت را عادی می کند. این نشانگرها به ما یادآوری می کنند که بهتر است از سایر کشورها فرانسوی ، آمریکایی ، آلمانی بخریم که هوا به نقشه های ملی پیش بینی آب و هوا محدود شود ، که قهرمانانی که ما یاد می کنیم ملی هستند و ما تعهد می کنیم بیعت ، ایستاده یا پرواز می کنیمپرچم. سازمان جهان به کشورهایی که ملل نامیده می شوند ، از این رو "سازمان ملل متحد" به جای مناسب تر "ایالات متحده" ، این حس بومی را ایجاد کرده است که جهان باید و مهمترین و مهمترین آنها به کشورهایی تقسیم می شود که به نظر می رسد ایالت ها نیز هستند.- هر دو داستانها هستند.
در مقابل ، نگرانی ناسیونالیسم به عنوان "موج" به سمت انقلابی آن اشاره دارد. ناسیونالیسم ویروسی که وضع موجود را رد می کند و به دنبال این است که دوباره اراده یک جامعه تخیل را در یک فضای سیاسی یا فرهنگی مجدداً تأیید کند ، با ناسیونالیسم بومی متفاوت است.
البته ناسیونالیسم نیرویی نیست ، بلکه ساخته شده است. در حالی که دانشمندان تا دهه 1990 بر فرآیندهای بزرگتر که ناسیونالیسم ، سواد ، ارتباطات ، ظهور دولت مدرن و زبان های استاندارد را شکل داده اند ، متمرکز شده اند ، تحقیقات در دهه های اخیر توجه ما را به بازیگران ، "کارآفرینان قومی" جلب کرده است. به خودی خود وجود ندارد ، اما باید تبلیغ شود و اعضای آن باید متقاعد شوند که متعلق به این گروه باشند (Brubaker ، استناد 2004). این امر به نخبگان رسانه ای ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نیاز دارد.
به طور معمول ، ناسیونالیسم بین یک قومی و یک نوع مدنی متمایز شده است. ناسیونالیسم مدنی مبتنی بر شهروندی و توانایی افراد برای پیوستن به ملت است ، در حالی که ناسیونالیسم قومی مبتنی بر اسطوره تبار مشترک است و از این رو کمتر فراگیر است (کوهن ، استناد 1944). اگرچه این از نظر تاریخی مفید است ، اما امروز راهنمایی کمی ارائه می دهد. پاورقی 1 ناسیونالیسم فرانسوی ممکن است مدنی تر باشد ، و این امکان را برای شهروندی سخاوتمندانه تر از مفهوم قومی ملت آلمان فراهم می کند ، اما هنوز فرانسه از جبهه بسیار موفقی برخوردار است که مسلمانان را از ملت اصلی محروم می کند یا در بهترین حالت آنها را فرعی ارائه می دهدمحل. امروزه ، نشانگر اصلی ناسیونالیسم ، سطح گنجاندن و محرومیت آن است که ممکن است مبتنی بر مفهوم مناسب باشد ، اما می تواند به همان اندازه در روایات بومی بودن یا نگه داشتن مجموعه خاصی از ارزش ها پایه گذاری شود. این محرومیت همچنین می تواند دارای طبیعت گرایی باشد ، که توسط CAS Mudde تعریف شده است تا این نکته را بیان کند که "دولتها باید منحصراً توسط اعضای گروه بومی (" ملت "سکونت داشته باشند) و اینکه عناصر غیر بومی (اشخاص و ایده ها) اساساً تهدید کننده همگن هستندملت-دولت (مود ، استناد 2016).
بنابراین می توانیم ناسیونالیسم را در دو محور طبقه بندی کنیم (شکل 1) ، سطح گنجاندن و محرومیت ، و همچنین اینکه ناسیونالیسم بومی یا ویروسی است. این امر به ما امکان می دهد تا دقیق تر از ناسیونالیسم به عنوان نیرویی که وضع موجود را تهدید می کند در مقابل یک ناسیونالیسم تأسیس شده تر که ممکن است ویژگی های محرومیت را نشان دهد ، اما فاقد ابعاد ویروسی و بالقوه خشونت آمیز است.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 39
تاريخ : چهارشنبه
25 مرداد
1402 ساعت: 11:42