تسلط بر روانشناسی معامله گر

ساخت وبلاگ

آلبرت انیشتین یک بار این جنون را کنار زد وقتی که شما در حالی که انتظار نتیجه دیگری را دارید ، بارها و بارها همان کار را انجام می دهید. در واقع ، من اعتقاد ندارم که انیشتین اشتباه کرده است. این تعریف جنون نیست. این تعریف هنجار است. هنجار بارها و بارها همین کار را انجام می دهد - و انتظار نتیجه دیگری را دارد. معامله گران همیشه به من می آیند و راز خود را برای من فاش می کنند - آنها بارها و بارها همان اشتباه را مرتکب می شوند. و آنها نمی توانند مانع از سقوط در این دام شوند. و این هزینه آنها برای یک بسته نرم افزاری است.

این یک مکاشفه برای آنها است که طبیعی است که معامله گران (به ویژه برای Alphas که به هر قیمتی برنده می شوند) در یک اجبار قرار بگیرند تا عمل کنند زیرا منتظر ظاهر و گرم شدن هستند. آغازگر برای یک ربودن عاطفی در حال حاضر در حال انجام است ، حتی قبل از اینکه نمودارهای خود را مطرح کنند و به دنبال تنظیمات باشند. توجه کنید که آنها به جای انتظار صبر و حوصله برای حضور در آنها ، به طور جدی به دنبال تنظیمات هستند. آنها به جای اینکه با ذهنیت منتظرند تا بازارها به آنها چیزی بدهند ، در حال گرسنگی هستند. آیا این تمایز را می بینید؟اگر شما یک آلفا هستید (می خواهید برنده شوید و از دست ندهید) ، احتمالاً این تمایز را نمی بینید.

و فکر می کنید ذهن آلفا روی چه چیزی متمرکز شده است؟هدف آنها کسب درآمد است. و شما باید برای کسب درآمد تجارت کنید ، درست است؟بنابراین ، نشستن در اطراف حوصله فرصتی هدر رفته برای آلفا است. اولین اشتباه بزرگ قبلاً مرتکب شده است. هدف آلفا پول درآوردن است - که او کاملاً هیچ کنترلی بر آن ندارد. آنها نمی توانند بازارها را به دلیل قدرت اراده یا راه های برنده به نتیجه برسانند. تنها چیزی که یک آلفا بر آن کنترل دارد (ذهن که او لحظه عملکرد را به ارمغان می آورد) نادیده گرفته می شود. چرا؟از آنجا که او معتقد است که او قبلاً ذهنیت برنده را دارد (با موفقیت های گذشته خود قبل از تجارت اثبات شده است). او معتقد است که طرز فکر او ، در گذشته بسیار مفید است ، بلیط وی برای موفقیت در تجارت است.

متأسفانه برای او ، طرز فکر مورد نیاز برای موفقیت در تجارت بسیار متفاوت از طرز فکر او برای دستیابی به موفقیت در زمینه های دیگر است. اگر کسی به او گفته بود ، به هر حال گوش نمی داد. طرز فکر مورد نیاز برای موفقیت در تجارت ، عملکرد محور است. این به خوبی است که شما با گذشت زمان لبه اثبات شده خود را انجام می دهید. معامله گر آلفا ما در اینجا فکر نمی کند که او با گذشت زمان چقدر خوب عمل می کند. در عوض ، او امروز به فکر درآمدزایی است. تمرکز او روی چیزی است که او نمی تواند کنترل کند. و او با گذشت زمان از نیاز به عملکرد خوب کور است ، زیرا ذهن او اکنون روی کسب درآمد متمرکز است. او در حال حاضر به دلیل از دست دادن در صدر است و هیچ سرنخی ندارد که خود را برای شکست در عملکرد تجارت خود تنظیم کرده است.

سرسره سراشیبی

در مرحله بعد ، این ذهنیت برنده آلفا شروع به جستجوی (به جای صبر و حوصله منتظر) در برنامه خود می کند. بنابراین ، اگر آنها به زودی بیایند ، و او فقط در آنجا نشسته است؟در پس زمینه ذهن او ، صدای کمی زمزمه می کند ، "شما باید کاری را برای کسب درآمد انجام دهید."این مانند یک مانترا نامرئی است که در سر او ادامه دارد. در جایی بین دو دقیقه تا پنج دقیقه ، معامله گر آلفا ما حوصله می رود. و او با آن کسالت چه می کند؟او در حالی که منتظر مجموعه ای است که متناسب با برنامه خود باشد ، شروع به بررسی سایر امکانات می کند. این رفتار بررسی عامل رسوب است. او دیگر با صبر و حوصله منتظر تنظیمات در برنامه خود نیست. اکنون او در حالی که خود را به این باور می رساند که او فقط در حالی که منتظر است ، ذهن خود را اشغال می کند ، در حال فریب دادن فرصت های دیگر است. حقیقت این است که ، ذهن او در حال شکار است. تمرکز او از برنامه تعیین شده خود (که به او لبه ای داده است) به یک فوریت برای فرار از کسالت رسیده است. او صبر و شکیبایی را از دست داده است ، که یک مهارت اساسی یک معامله گر است.

هرچه ذهن شما روی آن متمرکز شده باشد ، می توانید شرط بندی کنید که به مسیری تبدیل می شود که شروع می کنید. او قبلاً یک احتمال تجاری را شکار کرده است که به او امکان می دهد تجارت را آغاز کند تا (در منطق آلفا) بتواند درآمد کسب کند. و این هدف تجارت است ، درست است؟در این زمان ذهن او از ذهنیت لازم برای تولید موفقیت در تجارت فاصله دارد. او یک شکارچی بدخلقی است (مانند یک شیر آفریقایی ، به جای یک شکارچی کمین مانند Couargar آمریکای شمالی). هر دوی این حیوانات شکارچیان مناسب هستند. اما شیر و تعقیب شیر (و زخم های گسترده ای را حفظ می کند) در حالی که سرفه با صبر و حوصله منتظر می ماند و هر آنچه را که جنگل به آن می دهد کمین می کند (و فقط به ندرت زخم ها را تحمل می کند).

در همین حال ، معامله گر آلفا ما طعمه را گرفته است. او در ذهنیت آلفا بدبخت ، چیزی را می بیند. او فرصتی را می بیند ، اما باید سریع عمل کند. یک فوریت او را به دست می آورد - "اکنون وارد شوید. پولی برای تهیه وجود دارد! "او به دلیل فوریت عمل قبل از اینکه فرصت از بین برود ، در تجارت می شود و به دلیل اینکه حوصله داشت و می خواست درآمد کسب کند. تفاوت در درک تفاوت بین کسالت و صبر بود. معامله گر آلفا داستانی را در مورد نیاز به انجام کاری برای کسب درآمد ایجاد کرد ، که به طور تاریخی او را به موفقیت رسانده است ، و همین باعث شد که او اجازه دهد ذهن خود را از برنامه ای که او به جایی که بداهه نوازی کرده بود منتقل کند - و با انجام این کار در یک ذهنیت قرار گرفتاین او را دچار مشکل کرد.

ذهن تجارت در مقابل ذهن آلفا

هیچ مشکلی در ذهنیت آلفا وجود ندارد. قبل از تجارت (BT) ، به او خوب خدمت کرد. این با پیروزی و از دست دادن ، موفقیت خود را برای او ایجاد کرد. با این حال ، به همان اندازه که در محیط قدیمی خوب بود ، برای محیط تجارت مناسب است. در محیط تجارت ، معامله گر هیچ کنترلی بر نتیجه ندارد. او پیروزی یا از دست دادن را کنترل نمی کند. و شما چیزها را مجبور نمی کنید (بدبخت). درعوض ، شما با صبر و حوصله منتظر احتمال نسبت به خود هستید. این چیزی نیست که از آن هیجان زده شوید. شما این کار را نکردید. شما اجازه می دهید این اتفاق بیفتد. این همه است

در تجارت (بر خلاف تجارت) ، شما همچنین باید یک بازنده متخصص شوید. نفرت برای از دست دادن هیچ شغلی در تجارت ندارد. به احتمال زیاد ، شما با از دست دادن بیشتر از پیروزی در تجارت ، باخت خواهید کرد. این مهارت از دست دادن است که باید رشد کند به گونه ای که جایگزین ضرورت از دست دادن نشود. و از دست دادن به سادگی بدان معنی است که شما در سمت اشتباه احتمال نسبت به خود فرود آمده اید. این همه استبدون "نفرت برای از دست دادن" لازم نیست. هرچه بیشتر از از دست دادن متنفر باشید ، ضررهای شما بیشتر می شود. مهارت از دست دادن چیزی است که ضررهای شما را کوچک نگه می دارد. و مهارت پیروزی معامله گر به او اجازه می دهد تا وقتی که برنده می شود ، سر بزرگی را که منجر به اعتماد به نفس بیش از حد نشود ، دریافت نکند.

این مهارتهایی است که برای توسعه آلفا (و هر کس دیگری) ضروری است. روشهای جدید درک پیروزی و از دست دادن باید تعریف شود ، یا هنگامی که معامله گر تجربه برنده یا از دست دادن را تجربه می کند ، مغز غارنشین بدوی شما همچنان به شیب خود ادامه می دهد. Euphoria (برنده) و ترس (از دست دادن) در هنگام تجارت هیچ شغلی از ذهنیت شما ندارند. در آنجا ، فقط بی طرفی منضبط از ارزش برخوردار است. خوشبختانه ، یک سگ قدیمی (Trader Alpha) می تواند ترفندهای جدیدی را یاد بگیرد. این کار برای تغییر الگوی استاندارد و آشنا بودن آلفا در جهان انجام می شود. الگوی آلفا (برنده و از دست دادن) ، به دلیل موفقیت در گذشته ، با اراده از بین نمی رود. درعوض ، شما باید تصمیم بگیرید که آیا واقعاً می خواهید طرز فکر ایجاد شده برای شرایط موفقیت در تجارت را ایجاد کنید.

ذهن آلفا به دلیل موفقیت بقا کوتاه مدت که تولید کرده است توسط اجداد اولیه ما توسعه یافته است. آنقدر موفق بود که پتانسیل آن به عنوان یک صفت به ژنوم انسان تبدیل شد. این جهانی نیست که معامله گر اکنون در آن زندگی می کند. دنیای تجارت نیاز به تمرکز بر موفقیت طولانی مدت در مقابله با احتمال دارد. تجارت نشان دهنده بدترین کابوس قابل تصور برای مغز و ذهن شما است که به تجارت آورده اید ، زیرا هیچ کنترلی بر نتیجه وجود ندارد. این به این نتیجه می رسد: آیا شما به اندازه کافی تجارت می کنید تا خود را از داخل به بیرون تغییر دهید؟این نوع اشتیاق است که آلفا را به سمت تطبیق مهارت های خود از دنیای قدیم با این دنیای جدید در آغوش عدم اطمینان سوق می دهد. این سفر به خود تسلط است که تجارت شما را وادار می کند تا در نظر بگیرید-یا شما سوار غلتکی به نام تجارت نامشخص را ادامه خواهید داد.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 32 تاريخ : يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 12:48