تجارت اوراق بهادار توسط بانک ها و عرضه اعتبار: میکرو اثبات از بحران

ساخت وبلاگ

ما معاملات اوراق بهادار توسط بانک ها را در طول بحران و سرریزهای مرتبط با عرضه اعتبار تجزیه و تحلیل می کنیم. ما از یک مجموعه داده اختصاصی استفاده می کنیم که سرمایه گذاری بانکها را در سطح امنیت برای 2005-2012 همراه با ثبت اعتبار از آلمان دارد. ما می دانیم که-با توجه به بحران-بانکی با تخصص تجارت بالاتر (بانکهای تجاری) سرمایه گذاری های خود را در اوراق بهادار افزایش می دهد ، به خصوص در مواردی که افت قیمت بیشتری داشتند و با قوی ترین تأثیر در اوراق بهادار پایین و بلند مدت تأثیر می گذارند. علاوه بر این ، بانک های بازرگانی عرضه اعتبار خود را کاهش می دهند و بحران اعتباری در سطح شرکت الزام آور است. تمام تأثیرات برای بانکهای تجاری با سطح سرمایه بالاتر برجسته تر است. سرانجام ، بانک ها از نقدینگی بانک مرکزی و یارانه های دولتی مانند کمک های عمومی و ضمانت های ضمنی عمدتاً برای حمایت از تجارت اوراق بهادار استفاده می کنند. به طور کلی ، نتایج ما حاکی از خارجی بودن ناشی از فروش آتش سوزی در بازارهای اوراق بهادار در عرضه اعتبار از طریق رفتار معاملاتی بانکها است.

معرفی

بحران مالی بحث و گفتگو قابل توجهی در محافل دانشگاهی و سیاسی در مورد پیامدهای تجارت اوراق بهادار توسط بانک ها ایجاد کرده است. 1 یک استدلال مهم در این بحث این است که-در مورد بحران-Banks ممکن است بودجه ای را برای خرید اوراق بهادار فروش آتش نشانی برای سودآوری از فرصت های تجارت اختصاص دهد ، به نوبه2013). در حالی که شرکت در تجارت اوراق بهادار می تواند از دیدگاه بانک بهینه باشد ، ممکن است نیاز به مداخله نظارتی به دلیل بیرونی منفی برای تأمین اعتبار به بخش واقعی بوجود آید. خارجی بودن ناشی از تحریف موقت در قیمت های اوراق بهادار است که باعث افزایش سرمایه گذاری در اوراق بهادار برای بانک ها می شود و از این طریق عرضه اعتبار را کاهش می دهد ، که این امر بر وام گیرندگان غیر مرتبط با شوک اصلی تأثیر می گذارد. علاوه بر این ، بانکها ممکن است از فعالیتهای تجاری خود با استفاده از یارانه های دولتی مانند وام گرفتن بانک مرکزی ، ضمانت های ضمنی یا کمک های مستقیم توسط مالیات دهندگان پشتیبانی کنند. 2 در حقیقت ، در هر دو طرف آتلانتیک در مورد محدود کردن معاملات اوراق بهادار توسط بانکها (قانون ولکر در ایالات متحده ، گزارش لیکانن در اتحادیه اروپا و گزارش ویکرز در انگلستان) در هر دو طرف اقیانوس اطلس وجود داشته است. در این مقاله ، ما معاملات اوراق بهادار توسط بانک ها در زمان بحران و همچنین سرریزهای مرتبط برای عرضه اعتبار به بخش واقعی را با استفاده از ثبت های امنیتی و اعتباری برای بانک ها تجزیه و تحلیل می کنیم.

در جبهه نظری ، ادبیات رو به رشد وجود دارد که نقش تجارت اوراق بهادار توسط بانک ها را در طی یک بحران و پیامدهای آن برای بازارهای اعتباری و اوراق بهادار تجزیه و تحلیل می کند. الماس و راجان (2011) نشان می دهند که فروش آتش سوزی در بازارهای اوراق بهادار می تواند بانکهایی را که به طور فعال در تجارت شرکت می کنند تا سرمایه گذاری های موجود خود را در اوراق بهادار غیرقانونی انجام دهند و بیشتر از اوراق بهادار فروش آتش سوزی را خریداری کنند ، منجر به برخورد اعتباری کند. 3 شلیفر و ویشنی (2010) نشان می دهند که در طی یک بحران ، در نتیجه فروش آتش سوزی در بازارهای اوراق بهادار ، بازده از سرمایه گذاری در اوراق بهادار پریشانی بالاتر از بازده وام است. به طور خلاصه ، این مقالات استدلال می کنند که در صورت وجود محدودیت های بودجه ، بانک های دارای تخصص تجارت ممکن است عرضه اعتبار را کاهش دهند زیرا وجوه را از وام گرفته تا سود از فرصت های معاملاتی برداشت می کنند.

محدودیت اصلی که مانع تحقیقات تجربی شده است ، عدم وجود داده های خرد جامع در سطح امنیت در فعالیت های تجاری بانک ها است. مقایسه داده های کل در دارایی های اوراق بهادار بانکها ، تصویری دقیق و واضح از رفتار سرمایه گذاری را ارائه نمی دهد زیرا ناهمگونی متغیر ، غیرقابل کنترل در خصوصیات امنیتی (به عنوان مثال ، خطر ، نقدینگی ، حجم برجسته و غیره) را در نظر نمی گیرد. داده های کل ممکن است نشان دهد که دو بانک دارای سطح کلی سرمایه گذاری های امنیتی بسیار مشابه هستند ، با این حال ، ترکیب اوراق بهادار می تواند بسیار متفاوت باشد (به عنوان مثال ، ریسک ، بلوغ و غیره). به عنوان مثال ، مشاهده افزایش در اوراق بهادار لزوماً به معنای خرید اوراق بهادار فروش آتش نشانی نیست ، زیرا ممکن است به دلیل افزایش دارایی های دارای اوراق بهادار بسیار دارای رتبه و بسیار مایع باشد ، که ناشی از "پرواز به ایمنی" در طی یک "پرواز به ایمنی" است. بحران

در این مقاله ، ما از داده های منحصر به فرد و اختصاصی از Bundesbank (بانک مرکزی آلمان) استفاده می کنیم که اطلاعات مربوط به دارایی های سطح امنیتی را برای همه بانک های آلمان ، یک سیستم تحت سلطه بانکی ، در یک فرکانس سه ماهه برای دوره بین سال 2005 فراهم می کند. و 2012. هر امنیت همچنین با اطلاعات سطح امنیتی ، به ویژه قیمت ، رتبه بندی ، کوپن و بلوغ مطابقت دارد. جزئیات جامع در مورد دارایی های سطح امنیتی هر بانک به ما امکان می دهد تا ویژگی های اوراق بهادار معامله شده توسط بانک ها و همچنین زمان تجارت را بررسی کنیم. مهمتر اینکه ، ما نه تنها دارایی های سطح امنیتی هر بانک را داریم ، بلکه ثبت اعتبار حاوی اطلاعات مربوط به وام های فردی که توسط بانک ها تهیه شده است. ثبت های امنیتی و اعتباری با اطلاعات جامع ترازنامه بانکی مطابقت دارند.

فرضیه قابل آزمایش اصلی ، که ما در این مقاله بررسی می کنیم این است که - با یک بحران - بانکی با تخصص تجارت بالاتر باعث افزایش سرمایه گذاری آنها در اوراق بهادار ، به ویژه در اوراق بهادار که دارای افت قیمت (بزرگتر) بودند ، سود می برد تا از فرصت های تجارت سود ببرد ، از این طریقبرداشت بودجه از وام. برای بررسی این کانال ، ابتدا رفتار سرمایه گذاری بانکها را که در بازارهای اوراق بهادار فعال هستند ، مطالعه می کنیم. ایده این است که ، در محیطی که فروش آتش سوزی رخ می دهد ، بانکهایی که به طور کلی در تجارت امنیتی فعال هستند ، در مقایسه با سایر بانکهایی که به طور معمول در سطوح بالایی از تجارت اوراق بهادار شرکت نمی کنند ، در شناسایی فرصت های تجاری بهتر هستند.

برای حضور فعال و تخصص در بازارهای اوراق بهادار ، ما از این مفهوم استفاده می کنیم که بانکهایی که عموماً در فعالیت های تجاری شرکت می کنند و بنابراین تخصص دارند ، یک میز تجارت و زیرساخت های لازم مانند عضویت مستقیم در سیستم عامل های معاملاتی برای تسهیل تجارت خواهند داشت. فعالیت ها. با استفاده از این خط استدلال ، ما با عضویت مستقیم بانکها به بزرگترین پلت فرم تجارت با درآمد ثابت در آلمان (Eurex Exchange) ، تخصص تجارت را ارائه می دهیم. با حمایت از این طبقه بندی ، می فهمیم که مبالغ اوراق بهادار خریداری شده و فروخته شده (به عنوان بخشی از کل دارایی ها) برای بانک ها با تخصص تجارت ، در تمام دوره ها به طور مداوم بزرگتر است. ما همچنین می دانیم که این اقدام با کسری از درآمد تجارت با درآمد خالص (در دوره قبل از بحران) بسیار مرتبط است ، با ضریب همبستگی 0. 6. بنابراین ، ساختار تخصص تجاری با بانکهایی که بخش بالاتری از درآمد حاصل از فعالیتهای تجاری دارند ، بسیار ارتباط دارد.

برای شناسایی ، ما داده ها را در سطح امنیت-سه ماهه بانکی تجزیه و تحلیل می کنیم و شامل اثرات ثابت زمان * امنیت (در رگرسیون معیار) می شود تا ناهمگونی متغیر زمان بدون نظارت در اوراق بهادار ، به عنوان مثال ، خطر ، نقدینگی ، حجم برجسته و و حجم های برجسته و به حساب می آید. سطح صدور (عرضه اوراق بهادار). بنابراین ، ما تغییرات سطح دارایی ها را برای همان امنیت در همان سه ماه توسط بانک های مختلف بررسی می کنیم. ما همچنین برخی از مشخصات را با اثرات ثابت بانکی تجزیه و تحلیل می کنیم تا به طور جامع برای ناهمگونی زمان متغیر در بین بانک ها کنترل شود. سرانجام ، ما رفتار وام دهی مرتبط با بانک ها را با تجزیه و تحلیل داده های سطح وام گیرنده سه ماهه و کنترل برای اصول متغیر متغیر ، بدون محافظت از شرکت که با استفاده از اثرات ثابت وام دهنده * ارائه می دهند ، شناسایی می کنیم (به عنوان مثال ، Khwaja و Mian ، مراجعه کنید. 2008). بنابراین ، ما وام را توسط بانک های مختلف با همان شرکت در همان سه ماه مقایسه می کنیم.

در زمان بحران ، ما می دانیم که بانکهایی با تخصص تجارت بالاتر ("بانک های تجاری") سطح سرمایه گذاری های امنیتی خود را در مقایسه با سایر بانک ها ("بانک های غیر ترادی") افزایش می دهند. 4 برای بانک های بازرگانی ، بدون قید و شرط (بدون هیچ گونه کنترل) ، اوراق بهادار به عنوان بخشی از کل دارایی ها از 19 ٪ در دوره قبل از بحران به 23 ٪ در طول بحران افزایش می یابد ، در حالی که تغییر قابل توجهی برای بانک های غیر ترادی وجود ندارد. در کل ، افزایش دارایی اوراق بهادار توسط بانکهای بازرگانی با حدود 144 میلیارد یورو مطابقت دارد ، که معادل 6 ٪ از تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) آلمان (از سال 2007) است. علاوه بر این ، بانک های بازرگانی به ویژه بیشتر اوراق بهادار را خریداری می کنند که افت بیشتر قیمت دارند. سرمایه گذاری در اوراق بهادار که افت قیمت بیشتری داشتند ، در درجه اول در اوراق بهادار کم درجه (غیر معتبر A) و بلند مدت متمرکز است. در دوره بحران ، بانک های تجاری نزدیک به 64 میلیارد یورو در اوراق بهادار سرمایه گذاری می کنند که از نظر افت قیمت در صدک 25 پایین قرار دارند.

رفتار سرمایه گذاری بانکها را می توان با مثال زیر نشان داد. از شکل 1 (پانل سمت چپ) می توان مشاهده کرد که قیمت یادداشت میان مدت JP Morgan شروع به کاهش در بعضی مواقع از سال 2007: Q2 تا 2009: Q1 (سقوط از 100 تا 85 سنت یورو). 6 در این دوره ، بانک های آلمانی با تخصص تجارت بالاتر ، سهام خود را از این JP Morgan Note (پانل سمت راست) افزایش می دهند. پس از بازگشت قیمت به 100 در سه ماهه بعدی ، بانک های معاملاتی دارایی های خود را کاهش می دهند. در حقیقت ، رفتار خرید توسط بانک های بازرگانی در چهارم هایی که قیمت های امنیتی در حال کاهش است متمرکز شده است. بنابراین ، بانک های تجاری اوراق بهادار را جمع می کنند که قیمت آنها در دوره های قبلی کاهش یافته است. در مقابل ، سایر بانکها در این دوره (خط متراکم) سهام خود را افزایش نمی دهند.

به طور رسمی تر ، با استفاده از یک چارچوب رگرسیون با کنترل ، متوجه می شویم که بانک های بازرگانی بیشتر اوراق بهادار را خریداری می کنند که در سه ماهه قبلی ، به ویژه اوراق بهادار پایین و بلند مدت ، قیمت بیشتری در قیمت داشتند. با تمرکز تنگ روی اوراق بهادار با بیشترین افت قیمت (صدک 25 پایین از نظر افت قیمت در سه ماهه قبلی) ، ما دوباره می دانیم که بانک های معاملاتی حجم قابل توجهی بالاتر از این اوراق بهادار خریداری می کنند. نتایج برای درج کنترل های مربوط به ویژگی های بانکی ، جلوه های ثابت بانکی برای به حساب آوردن ویژگی های بدون نظارت ، متغیر زمانی بانکها یا امنیت * اثرات ثابت زمان برای کنترل ویژگی های امنیتی متغیر ، بدون نظارت ، قوی است.

ما بیشتر بررسی می کنیم که آیا تفاوت هایی در رفتار معاملاتی بر اساس سایر ویژگی های کلیدی بانک وجود دارد یا خیر. ما متوجه شدیم که سطح سرمایه گذاری در اوراق بهاداری که افت قیمت زیادی داشته اند در سطح سرمایه بانک های معامله گر در حال افزایش است. علاوه بر این، بانک های تجاری که زیان های تحقق نیافته بیشتری در اوراق بهادار نگهداری شده در پرتفوی خود دارند، کمتر از این اوراق خریداری می کنند. به طور کلی تر، برای همه بانک ها، زیان های تحقق نیافته بالاتر ناشی از اوراق بهادار در سبد سرمایه گذاری یک بانک نیز با حجم کمتر خرید اوراق بهاداری که افت قیمت بیشتری داشتند، همراه است.

ما همچنین رفتار تجاری بانک ها را بسته به استفاده از نقدینگی عمومی ارائه شده توسط سیستم یورو/بانک مرکزی اروپا (ECB) یا یارانه های عمومی مستقیم و غیرمستقیم توسط مالیات دهندگان بررسی می کنیم. ما به عنوان نماینده ای برای یارانه های مستقیم، از اطلاعات سطح بانکی در مورد افزایش سرمایه و نقدینگی دریافت شده از بانک مرکزی (یوروسیستم/ECB) استفاده می کنیم. برای ارائه ضمانت های ضمنی، از یک ساختگی برای مالکیت بانک (Landesbanks) استفاده می کنیم. ما متوجه شدیم که بانک های معامله کننده با نقدینگی بالاتر از بانک مرکزی بیشتر اوراق بهاداری را خریداری می کنند که افت قیمت زیادی دارند. علاوه بر این، متوجه می شویم که بانک هایی که تجدید سرمایه می شوند، حجم بالاتری از اوراق بهادار را خریداری می کنند که هم قبل و هم بعد از افزایش سرمایه، افت قیمت زیادی داشته اند. در نهایت، متوجه می شویم که Landesbanks بیشتر اوراق بهاداری می خرند که افت قیمت زیادی داشتند. جالب توجه است، برای Landesbanks، ما هیچ رابطه ای را بسته به سرمایه در رفتار تجاری پیدا نمی کنیم. به عنوان مثال، متفاوت از بانک های تجاری، قدرت ترازنامه با رفتار خرید برای Landesbanks مرتبط نیست. به این معنا که لندزبانک های ضعیف تر، حجم مشابهی از اوراق بهادار را خریداری می کنند که افت قیمت زیادی داشتند، مانند لندزبانک هایی با ترازنامه قوی تر.

با بررسی رفتار فروش بانکها ، می فهمیم که حجم فروش ها برای بانک های بحران به طور قابل توجهی کاهش می یابد. در حالی که می دانیم که بانک های بازرگانی نسبت به بانکهای غیر تراکم بیشتر به فروش می رسند ، در کل آنها به سهام خود اوراق بهادار می افزایند ، به ویژه از اوراق بهادار که قیمت های زیادی دارند (حجم خرید اوراق بهادار با قیمت های بزرگ به میزان قابل توجهی از حجم است. از فروش)جالب اینجاست که بانک های تجاری با سرمایه پایین تر از اوراق بهادار کمتری که افت قیمت زیادی داشتند ، می فروشند. به همین ترتیب ، به طور کلی بانک هایی که سطح بالاتری از ضررهای غیر واقعی در اوراق بهادار در سبد سرمایه گذاری خود دارند ، کمتر می فروشند. این اثر برای بانکهایی که وام های بالاتر از بانکهای مرکزی دارند ، بیشتر است. این مطابق با بانکهایی است که با استفاده از بودجه بانک مرکزی ، سطح بالاتری از ضررهای غیر واقعی دارند تا سرمایه گذاری های موجود خود را حفظ کنند.

در حالی که می دانیم که بانک های بازرگانی بیشتر در اوراق بهادار سرمایه گذاری می کنند که افت قیمت بیشتری دارند ، یک سؤال اساسی که مطرح می شود این است که آیا این امر در عرضه اعتبار به اقتصاد واقعی وجود دارد یا خیر. یک نگرانی مهم در شناسایی این است که بانک های بازرگانی به وام گیرندگان شرکتی که اصول مختلفی از جمله ریسک ، اندازه و فرصت های رشد دارند ، وام می دهند. ما از وام گیرنده * از جلوه های ثابت زمان برای کنترل اصول وام گیرنده متغیر ، بدون نظارت استفاده می کنیم. بنابراین ، ما - در همان سه ماه برای همان وام گیرنده - بررسی می کنیم که آیا رفتار وام دیفرانسیل توسط بانکها بر اساس تخصص تجاری آنها وجود دارد. علاوه بر این ، بر اساس تأثیرات افتراقی سایر خصوصیات کلیدی بانک بر رفتار معاملاتی ، ما همچنین بررسی می کنیم که آیا اثرات افتراقی عرضه اعتبار به بنگاه ها در طول این ابعاد دیگر بانکی وجود دارد.

ما می دانیم که - با گذشت بحران - بانکهای در حال کاهش اعتبار خود را به شرکتهای غیر مالی نسبت به سایر بانک ها کاهش می دهند ، یعنی برای همان وام گیرنده در همان سه ماهه ، بانک های معاملاتی وام را نسبت به سایر بانک ها کاهش می دهند. علاوه بر این ، کاهش اعتبار بیشتر در عرضه اعتبار توسط بانک های تجاری با سطح بالاتری از سرمایه وجود دارد. یعنی برای بانکهای بازرگانی ، سطح بالاتری از سرمایه با کاهش بیشتر وام در مقایسه با سایر بانک ها همراه است. این نتایج آینه بر خلاف نتایج برای سرمایه گذاری های امنیتی توسط بانک ها با تخصص تجارت است. همانطور که بعداً مورد بحث قرار گرفت ، وجود محدودیت های بودجه ، گریزی از ریسک (یا ظرفیت تحمل ریسک) و بازده رقابتی بین تجارت و وام های اوراق بهادار می تواند باعث افزایش بانک های تجاری (به ویژه با نسبت سرمایه بالاتر) برای افزایش سرمایه گذاری در اوراق بهادار خطرناک و کاهش عرضه اعتبار شود. علاوه بر این ، همچنین تفاوت معنی داری در نرخ پیش فرض بعدی برای وام گیرندگان بین بانکهای تجارت و غیر تدارکات وجود ندارد. بنابراین ، از نظر وام های مرتبط با بانک ها بر اساس تخصص معاملات ، هیچ ریسک دار دیفرانسیل وجود ندارد.

با توجه به سایر خصوصیات بانکی ، ما هیچ تأثیر قابل توجهی از سود/زیان غیر واقعی در سبد موجود در اوراق بهادار موجود در بانک ها (که کنترل پاتوق بالقوه ضرر در سرمایه گذاری های موجود یا سود غیر واقعی از تجارت در بحران را کنترل می کند) در عرضه اعتبار نمی یابیم. در حقیقت ، همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، بانک های بازرگانی به سهام خود اوراق بهادار که افت قیمت زیادی دارند ، اضافه می کنند ، و این تأثیرات برای بانک های تجاری با سرمایه بیشتر برجسته تر است. اگر خماری ضرر و زیان در سرمایه گذاری های موجود دلیل اصلی کاهش اعتبار اعتبار باشد ، انتظار می رود که تأثیر کلی بانک های تجاری در کاهش اعتبار برای بانکها با سطح بالاتری از سرمایه کوچکتر (بالاتر نباشد).

با توجه به تأثیر یارانه های عمومی مستقیم و غیرمستقیم ، ما هیچ تأثیر قابل توجهی از وام های بانک مرکزی در وام نمی یابیم. ما همچنین در مقایسه با سایر بانک ها تفاوت معنی داری در وام توسط Landesbanks مشاهده نمی کنیم. با این حال ، بانکهایی که به آنها کمک می کنند ، وام را نسبت به سایر بانک ها کاهش می دهند. این یافته ها برخلاف رفتار معاملاتی آنها که در ابتدا گزارش شده است ، جایی که بانکهایی با یارانه مستقیم و غیرمستقیم نیز بیشتر از اوراق بهادار که افت قیمت زیادی داشتند نیز خریداری کردند. در کل ، نتایج اعتباری و تجارت مطابق با یا یارانه های مستقیم و غیرمستقیم دولت است که عمدتاً تجارت در اوراق بهادار را افزایش می دهد که افت قیمت زیادی داشتند ، اما تأمین اعتبار به بخش واقعی نیست.

نتایج در دسترس بودن اعتبار علاوه بر این در سطح شرکت الزام آور است ، که نشان می دهد بنگاه ها نمی توانند کاهش اعتبار را با تجارت بانکهای با اعتبار سایر بانک ها جبران کنند. ما همچنین نمی دانیم که شرکت ها با تأمین اعتبار مبتنی بر بازار ، کاهش اعتبار بانکی را جبران می کنند. 7 با توجه به اینکه اعتبار بانکهای تجاری بخش مهمی از کل وام در اقتصاد را تشکیل می دهد ، نتایج ما نشان می دهد که اثرات کلان مهم است. توجه داشته باشید که در حالی که از یک طرف نتایج ما حاکی از بیرونی برای تأمین اعتبار است ، از طرف دیگر ، بانک هایی که اوراق بهادار پریشانی را خریداری می کنند می توانند نقش مهمی در تأمین نقدینگی در بازارهای اوراق بهادار پریشانی داشته باشند.

سرانجام ، بر خلاف بحران ، در دوره های قبل از بحران و پس از بحران ، تمام تأثیرات اصلی تجارت در مقابل بانکهای غیر ترادی برای اعتبار و سرمایه گذاری وجود ندارد. 8 یعنی ، در حالی که می دانیم که بانک های بازرگانی بیشتر اوراق بهادار را در دوره های قبل از بحران و پس از بحران می فروشند ، آنها سرمایه گذاری های کلی خود را در اوراق بهادار به عنوان بخشی از کل دارایی ها افزایش نمی دهند یا وام را کاهش می دهند.

ما همچنین چندین کانال جایگزین بالقوه را مورد بررسی قرار می دهیم (به بخش 3. 4 مراجعه کنید) و می دانیم که نتایج فوق بیشتر با بانکهای بازرگانی افزایش سرمایه گذاری های خود در اوراق بهادار در طول بحران برای سودآوری از فرصت های معاملاتی سازگار است ، که این امر منجر به جمع شدن از اعتبار پنج درصد می شودبشرما می دانیم که میانگین بازده تحقق یافته (سالانه) در سرمایه گذاری های اوراق بهادار انجام شده ، به ویژه پس از عدم موفقیت برادران لمان ، نسبت به سال آینده تقریباً 12. 5 ٪ است. 9

این نتایج به ادبیاتی کمک می کند که نشان می دهد تجارت اوراق بهادار توسط بانک ها در طی یک بحران می تواند نقش مهمی در کاهش عرضه اعتبار داشته باشد (شلیفر و ویشنی ، 2010 ، الماس و راجان ، 2011). نتایج ما همچنین به ادبیاتی کمک می کند که تأمین نقدینگی توسط واسطه های خصوصی و نقش مداخله دولت از طریق تأمین عمومی نقدینگی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد (هولمستروم و تیرول ، 1998).

این نتایج همچنین به ادبیات تجربی می افزاید که رفتار سرمایه گذاری بانکها در بدهی حاکمیتی در طول بحران حاکمیت اروپا را بررسی می کند (آشاریا و استفن ، 2015 ، دریشلر و همکاران ، 2014). 10 بر خلاف این مقالات ، که مشوق های تغییر ریسک و سرکوب مالی توسط دولت های منطقه یورو را بررسی می کنند ، مقاله ما نشان می دهد که چگونه فروش آتش سوزی در بازارهای اوراق بهادار می تواند از طریق رفتار معاملات واسطه های مالی ، خارجی را در عرضه اعتبار داشته باشد.

با توجه به یافته های ما در مورد تجارت سرمایه بانکی و اوراق بهادار ، نتایج ما مطابق با مدل های واسطه گری مالی است که در آن سطح سرمایه بانکها روی تقاضای دارایی آنها تأثیر می گذارد (Xiong ، 2001 ، Gromb and Vayanos ، 2002 ، Brunnermeier و Pedersen ، 2009 ، آدریان و شین ، شین ، شین ، شین ، شین ، شین ، شین ، شین ، شین ، 20022010 ، او و کریشنامورتی ، 2013 ، برانرمیر و سانیکوف ، 2014). نتایج ما نشان می دهد که در یک بحران ، سطح سرمایه بانک ها نقش مهمی در سرمایه گذاری خود در بازارهای اوراق بهادار ایفا می کند. نتایج ما حاکی از آن است که بانکهای بازرگانی با سرمایه بالاتر می توانند بیشتر از اوراق بهادار که افت قیمت بیشتری دارند ، خریداری کنند ، زیرا سرمایه سهام بالاتر بافر برای جذب شوک های منفی بالقوه در این اوراق بهادار خطرناک فراهم می کند. علاوه بر این ، نتایج همچنین با مدل های فروش آتش سوزی و کمبود داوری سرمایه سازگار است (شلیفر و ویشنی ، 1992 ، شلیفر و ویشنی ، 1997 ، آلن و گیل ، 1994 ، هولمستروم و تیرول ، 1998 ، آلن و گیل ، 2005 ، دافی ، ،2010 ، Uhlig ، 2010 ، Acharya et al. ، 2013).

نتایج ما همچنین به ادبیاتی کمک می کند که اثرات شوک در بانک ها بر تأمین اعتبار در طی یک بحران را بررسی می کند (به عنوان مثال ، ایوااشینا و شارفشتاین ، 2010 ، آیر و همکاران ، 2014 ، جیمین و همکاران ، 2012 ، جیمینز و همکاران.، 2014). این مقالات کاهش وام توسط بانک ها در طول بحران را نشان می دهد ، به ویژه آن دسته از بانکها که بیشتر در معرض شوک قرار دارند. به بهترین دانش ما ، ما اولین مقاله ای هستیم که از داده های مفصلی در مورد سرمایه گذاری های امنیتی و اعتبار استفاده می کند - یعنی یک ثبت امنیت و یک ثبت اعتبار - که برای تجزیه و تحلیل تجربی رفتار تجاری بانکها در بحران و موارد بسیار مهم استسرریزهای مرتبط با عرضه اعتبار به بخش واقعی.

سرانجام ، این نتایج همچنین به تئوری هایی کمک می کند که هم افزایی های قوی بین دارایی ها و بدهی های بانکها را برجسته می کند (الماس و دیبویگ ، 1983 ، الماس و راجان ، 2001 ، کاشیاپ و همکاران ، 2002 ، جننولی و همکاران ، 2013 ، هانسون و همکاران.، 2015). مطابق با هانسون ، شلیفر ، استین و ویشنی (2015) ، نتایج ما حاکی از آن است که - در طول یک بحران - بانکها به دلیل ساختار با مسئولیت ایمن تر ، به ویژه بانکهایی با سرمایه داوطلبانه بالاتر و آن ، توانایی نگه داشتن و خرید اوراق بهادار غیرقانونی را دارند. با دسترسی به یارانه های مستقیم و غیرمستقیم دولت. به طور گسترده تر ، نتایج ما حاکی از آن است که در طول بحران ، بانک ها با خرید اوراق بهادار فروش آتش نشانی نقش مهمی در ارائه پشتیبانی از قیمت از بازارهای اوراق بهادار پریشانی ایفا می کردند. درمجموع ، شواهد ما اهمیت بررسی تعدیل ترازنامه بانکها در کلیت را برای درک پویایی بحران برجسته می کند.

قسمت باقیمانده کاغذ به شرح زیر است. بخش 2 داده ها را ارائه می دهد. بخش 3 رویکرد تخمین را ارائه می دهد و در مورد نتایج بحث می کند. بخش 4 نتیجه می گیرد.

قطعه قطعه

داده ها

ما از ثبت نام های امنیتی و اعتبار اختصاصی Deutsche Bundesbank استفاده می کنیم ، که سرپرست خرد و کلان سیستم بانکی آلمان است. 11 ما به داده های خرد در مورد سرمایه گذاری اوراق بهادار بانکها (اوراق بهادار قابل مذاکره و اوراق بهادار بدهی ، سهام و سهام صندوق های متقابل) در سطح امنیت برای هر بانک در آلمان ، در یک دسترسی داریم

نتایج

در این بخش ، ابتدا در مورد آمار خلاصه بحث می کنیم. سپس معادلات را که برای تخمین به همراه نتایج استفاده می کنیم ، هم برای اوراق بهادار و هم برای تجزیه و تحلیل اعتبار ارائه می دهیم. سرانجام ، ما در مورد سایر کانال های جایگزین بالقوه و استحکام بیشتر بحث می کنیم.

نتیجه

ما فعالیتهای تجارت امنیتی بانکها را در طی یک بحران و سرریزهای مرتبط با آن برای تأمین اعتبار تجزیه و تحلیل می کنیم. ما می دانیم که بانکهایی که دارای تخصص تجاری بالاتری هستند ، سرمایه گذاری های کلی خود را در اوراق بهادار در طی یک بحران افزایش می دهند ، به ویژه در اوراق بهادار که افت بیشتر قیمت داشتند. علاوه بر این ، این اثر برای بانکهایی با سطح بالاتری از سرمایه برجسته تر است. جالب اینجاست که بازده کل سابق سرمایه گذاری های امنیتی انجام شده در طول بحران توسط بانک های تجارت اقتصادی است

منابع (53)

  • Xiong W.
تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 38 تاريخ : يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 11:54