
همه ما موجودات عادت هستیم. در طول زندگی ما عادتهای مختلفی را تشکیل می دهیم که بسته به خوراک مورد نظر خود در کنار ما باقی می مانند یا از بین می روند. هرچه بیشتر عادت کنیم ، طول می کشد. هرچه بیشتر یک عادت را تمرین کنیم ، در شخصیت ما بیشتر می شود و منجر به موفقیت در بازار می شود.
یکی از عناصر کمک کننده برای ماندگاری یک عادت ، محیط است. از دوران باستان ، انسان در قبایل و جوامع ، در کنار هم در روستاها و سپس شهرها و شهرها زندگی می کرد. در اصل ، عادات ما در جایی که زندگی می کنیم و گروه ها و قبایل مورد نظر ما به اندازه خوبی شکل می گیرند. جایی که ما در آن زندگی می کنیم کشور ، ایالت ، شهر است. قبایل و گروه ها بیشتر شبیه محله ای هستند که در آن زندگی می کنیم ، مدارس و دانشکده هایی که در آن شرکت می کنیم ، سازمانی که در آن کار می کنیم و غیره.
سپس ما به بازار می آییم ، که گروه دیگری است. حتی اگر ما واقعاً مردم را در این گروه بسیار بزرگ نمی شناسیم ، ما هنوز یک گروه هستیم زیرا همه ما با هدف مشترک کسب درآمد متحد هستیم. نکته با رفتار گروهی این است که ما تمایل داریم همان کارهایی را انجام دهیم که دیگران در گروه انجام می دهند.
بنابراین ، اگر این گفته مشترک مبنی بر اینکه 90 ٪ معامله گران پول خود را از دست می دهند ، بسیاری از افراد در این گروه کاری را انجام می دهند که باعث می شود آنها بازنده شوند! از این رو ، وقتی به این گروه می پیوندیم ، به اطراف نگاه می کنیم و شروع به انجام کارهایی می کنیم که دیگران انجام می دهند ، ما به نتایج مشابهی می رسیم- بازنده! دلیل این امر این است که فرهنگ آن گروه یا مکان انتظارات را برای آنچه عادی تلقی می شود تعیین می کند. بنابراین ، حتی اگر هدف شما برنده شوید ، شما خیلی آشفته نمی شوید زیرا بازنده تنظیم عادی است.
نتایج در تجارت تقریباً فوری است. اگر بیشتر معامله گران همان کاری را انجام می دهند که سایر معامله گران انجام می دهند و اگر نتیجه غالب این باشد که مردم از دست می دهند ، تصوری که ایجاد می شود این است که همه معامله گران بازنده هستند. در سرمایه گذاری نتایج در طول زمان متفاوت است- بنابراین به آسانی آشکار نمی شود که سرمایه گذاری نیز می تواند یک بازی باخت باشد! از آنجا که بلافاصله قابل مشاهده نیست ، به سادگی فرض می شود که سرمایه گذاری ، با مقایسه ، "کمتر" بازنده است.
از آنجا که هیچ کس واقعاً نمی خواهد عنوان یک بازنده را بپوشد ، همه سعی می کنند متعلق به برخی از باشگاه ها باشند که می توانند از برندگان به ظاهر تشکیل دهند. از این رو این حسن ها برای سرمایه گذاری در تجارت. این احساس کاذب "بازنده بودن" به مردم می دهد. با این حال توجه داشته باشید که هرگز با پیروزی یکسان نیست.
موفقیت نیاز به یک برنامه خوب دارد و برای موفقیت یک برنامه خوب نیاز به فرآیندهایی دارد. تنها زمانی که هدف تعریف شده است می توانیم فرآیند را برای رسیدن به هدف طراحی کنیم. برای سرمایه گذاری و تجارت هم همینطور است. برای اکثر افراد، سرمایه گذاری به تایم سپرده می شود در حالی که تجارت نیاز به اقدام متمرکز دارد. از آنجایی که بازارها در مسیر صعودی پایدار قرار دارند (زیرا نوع بشر همیشه در حال رشد است)، تایم موفق به ارائه آن می شود. این دلیلی است که همکاران بوفه در مورد سرمایه گذاری بلندمدت و بلندمدت صحبت می کنند. آیا این یک مهارت است؟شاید- اما من می توانم فقط تحمل درد کوتاه مدت را تنها مهارت مورد نیاز بدانم. با گذشت زمان، به نظر می رسد که حتی سگ هایی مانند RPower و JP Associates (اگر بخواهیم باور کنیم که تاک موجود در بازار موجود است) ممکن است در نهایت به ارائه خدمات بپردازند! تاتا تله را به عنوان نمونه ای از بازپرداخت های زمان تحویل ببینید. آیا مهارتی در نگهداری آن سهام در دهه گذشته یا بیشتر وجود داشت؟به احتمال زیاد بیشتر مردم فراموش کرده اند که سهام را تا زمانی که آن را کشف کردند در حساب Demat خود نگه داشته اند! اکثر اوقات افرادی که دارای بالاترین ضریب استقامت (در برابر درد کوتاه مدت) هستند برنده اعلام می شوند.
از طرف دیگر، تجارت، شما را در مقابل تایم قرار می دهد! در حالی که هرگز گفته نشده است که یک معامله باید در عرض X دقیقه یا ساعت بسته شود، تصور عمومی و عمل آن را به این شکل تبدیل کرده است. فناوری اکنون این عامل زمان را به بخش های کوچک تر و کوچک تر سوق داده است و Algos می تواند ثانیه های کوچک را به عنوان وسیله ای برای برنده شدن کاهش دهد. وقتی زمان تنگ می شود، کارایی کاهش می یابد. این قانون است. برای برنده شدن در طول زمان نیاز به تمرین و تمرین زیادی دارد. تعداد بسیار کمی این تلاش را برای به دست آوردن یادگیری، توسعه مهارت و تبدیل آن به حالتی شبیه به سلاح از طریق تمرین انجام می دهند. برای کسانی که این کار را انجام می دهند، برچسب بازنده معاملات هرگز اعمال نمی شود. آنها برنده هستند.
از آنجایی که آنها با تلاش خود پیروز شده اند، واقعاً آن را از پشت بام ها فریاد نمی زنند. از سوی دیگر، برندگان اعلام شده در آزمون استقامت، خوشحال هستند که اعتبار این برد را به دست می آورند که گویی با هوش و خرد آنها اتفاق افتاده است. این طبیعت طبیعی انسان است. بنابراین هیچ چیز جدیدی در مورد آن نیست.
برنده شدن در هر دو مسیر به زمان نیاز دارد. بنابراین این اولین درس است. معامله گران باید برچسب زمان را که به زور روی پیشانی خود می چسبند ، دور کنند. سپس این یک زمینه سطح تر است. سرمایه گذاران باید درک کنند که آنها واقعاً باید برای پیروزی و پیروزی بهتر در بازار کار کنند. نه فقط به خیرخواهی زمان اعتماد کنید. بنابراین ، هر دو ، برای رسیدن به هدف خود باید فرآیندهای خاص خود را ایجاد کنند- که اتفاقاً یکسان است- درآمد بیشتری از بازار و موفقیت در بازار کسب می کند.
پیشنهاد من این است که از این بحث مزخرف که خوب یا بهتر است ، دور شوید و به آنچه در این زمینه است نگاه کنید- ضرورت کار برای هدف. برنامه های آموزشی و ابزارهای طراحی شده برای انجام این کار مواردی هستند که می توانند در آن شرکت کنند. مهم نیست که چقدر گران باشند ، آنها هنوز هم ارزان تر از مبلغی هستند که در نهایت در بازارهایی که منجر به موفقیت در بازار نمی شود ، از دست می دهید.
تجارت و سرمایه گذاری بازی یک مرد فکر است. در حالی که درست است که این تفکر معیوب است که می تواند شما را به دردسر بیاندازد ، همچنین درست است که همان تفکر در هنگام حق ، می تواند به موفقیت در بازار منجر شود که همه ما می دانیم در بازارها وجود دارد.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 45
تاريخ : سه
شنبه
16 خرداد
1402 ساعت: 20:44