نسبت مالی چیست؟راهنمای کامل مبتدی به نسبت های مالی

ساخت وبلاگ

نسبت مالی یک معیار است که معمولاً توسط دو ارزش از صورتهای مالی یک شرکت گرفته می شود که در مقایسه با پنج نوع اصلی بینش برای یک سازمان ارائه می دهد. مواردی از قبیل IQuity ، سودآوری ، پرداخت بدهی ، کارآیی و ارزیابی از طریق نسبت های مالی ارزیابی می شود. این معیارهایی هستند که می توانند به مدیریت داخلی و خارجی کمک کنند تا تصمیمات آگاهانه ای در مورد تجارت بگیرند.

Financial-ratio-Analysis

هدف از تجزیه و تحلیل نسبت لزوماً با نگاهی به یک متریک واحد پاسخی ارائه نمی دهد.

در بسیاری از موارد برای داشتن یک مرور کلی در مورد تجارت ، نگاه کردن به چندین معیار بسیار مهم است.

تقریباً مانند یک درخت تصمیم گیری که شاخه می شود. اینگونه است که ما جواب می دهیم!

چرا تجزیه و تحلیل نسبت؟

تجزیه و تحلیل نسبت به ما امکان می دهد به سؤالاتی مانند: شرکت چقدر سودآور است؟

آیا سازمان قادر به انجام تعهدات خود در کوتاه مدت و بلند مدت خواهد بود؟سازمان از منابع خود به طور مؤثر چقدر مؤثر است؟

البته برخی از نسبت ها (مانند نسبت سودآوری) اگر در برابر سایر نسبت ها ارزیابی نشود ، به معنای چیزی نیست.

همچنین ، اگر می خواهید در مورد یک شرکت اطلاعات بیشتری کسب کنید ، باید در مقایسه با سایر شرکت هایی که ویژگی های مشابهی مانند صنعت ، جغرافیا ، مشتریان و غیره را ارائه می دهند ، آن را تجزیه و تحلیل کنید.

به عنوان مثال ، اگر در حال انجام تجزیه و تحلیل در Apple Inc. هستید ، نمی توانید نسبت های آن را با Coca-Cola مقایسه کنید.

در عوض ، شما باید شرکت اپل را با سامسونگ یا مایکروسافت مقایسه کنید.

apple-business-model

apple-business-model-evolution

بنابراین ، تجزیه و تحلیل نسبت ابزاری است که به شما فرصتی می دهد تا اطلاعات ارائه شده توسط P& L و BS را تفسیر کنید تا درک کنید که چگونه تجارت در بازار فعالیت می کند.

تجزیه و تحلیل نسبت مالی و تفسیر

با نگاهی به صورتهای مالی اولیه (ترازنامه و بیانیه درآمد) ، نمی توانید پاسخی پیدا کنید مگر اینکه سؤالات درستی بپرسید.

capital-structure

اگرچه صورتهای مالی اطلاعات زیادی در مورد تجارت به شما می دهد ، اما هنوز چیزی از دست رفته است.

نسبت های مالی یک روش ساده برای تفسیر آن صورتهای مالی برای استخراج بینش های مهم برای ارزیابی یک شرکت از داخل یا خارج است.

به طور خلاصه ، یا شما یک مدیر هستید که به دنبال راه هایی برای بهبود تجارت خود هستید.

یا شما یک تحلیلگر هستید که سعی در بینش در مورد سازمانی دارید که نسبت های مالی آن به شما کمک می کند.

assets-liabilities

نسبت های مالی کلیدی

چندین نسبت مالی برای ارزیابی سلامت یک تجارت وجود دارد. Sone از نسبت های کلیدی که توسط مدیران استفاده می شود شامل موارد زیر است:

  1. نسبت فعلی.
  2. نسبت سریع
  3. حاشیه سود عملیاتی.
  4. حاشیه سود خالص.
  5. نسبت بدهی به سهام.
  6. گردش موجودی.
  7. بازده حقوق صاحبان سهام.
  8. سود هر سهم.
  9. بازگشت دارایی.

همانطور که از طریق این راهنما خواهیم دید ، انتخاب نسبت مالی نیز مطابق با مدل های صنعت و تجاری است که ما در حال تجزیه و تحلیل هستیم.

انواع نسبت های مالی

نسبت های مالی "اکتشافی مالی" عالی است که می تواند به سرعت در عملکرد کسب و کار نگاهی بیندازد.

این نسبت های مالی ، به ویژه ، به ما در ارزیابی پنج چیز کمک می کنند:

  • نقدینگی
  • سودآوری.
  • تسویه شوندگی.
  • بهره وری.
  • ارزش گذاری

هر یک از این جنبه ها برای رشد کوتاه مدت و بلند مدت یک تجارت ضروری است.

نقدینگی چیست؟

نقدینگی ظرفیت یک تجارت برای یافتن منابع مورد نیاز برای تحقق تعهدات خود در کوتاه مدت است.

به همین دلیل ، نقدینگی موجود در ترازنامه با وجود دارایی های جاری بیش از بدهی های جاری یا رابطه بین دارایی های فعلی و بدهی های جاری اندازه گیری می شود.

چرا باید نقدینگی یک تجارت را ارزیابی کنیم؟

به چندین دلیل؛تصور کنید ، شما در حال برقراری ارتباط با یک تأمین کننده جدید هستید.

هیچ سابقه سابقه ای بین شما دو نفر وجود ندارد.

تأمین کننده به نوعی تضمین می خواهد که بتوانید تعهدات آینده را برآورده کنید.

بنابراین ، او یک گزارش اعتباری در مورد سازمان شما می خواهد.

این گزارش نشان می دهد که آیا یک سازمان نقدینگی کافی برای حفظ عملکرد خود در کوتاه مدت دارد یا خیر.

براساس نسبت های اصلی نقدینگی سازمان شما رتبه بندی تعیین می شود.

رتبه بندی درجه ای است که سازمان در صورت رعایت معیارهای خاص دریافت می کند.

بر اساس این رتبه بندی ، تأمین کننده تصمیم می گیرد که آیا تجارت را با شما سرگرم کند یا نه.

البته ، رتبه بندی خود کیفی تر و کمی تر است.

به عبارت دیگر ، اعداد ارائه شده توسط نسبت نقدینگی با سایر معیارها (مانند نسبت سودآوری و نسبت اهرم) تقاطع می شوند.

مثال دیگر ، تصور کنید که می خواهید با یک بانک محلی یک حساب اضافه برداشت را باز کنید.

همین سناریو اعمال می شود زیرا بانک محلی قبل از تصویب اضافه برداشت ، نمره اعتباری شما را ارزیابی می کند.

از این طریق ، بانک به BS شما نگاه می کند و می بیند که سازمان چقدر مایع است.

نسبت نقدینگی اصلی چیست؟

نسبت فعلی

what-is-current-ratio

این نسبت رابطه بین دارایی های فعلی شرکت را نسبت به بدهی های فعلی خود نشان می دهد. این توانایی کوتاه مدت یک تجارت را برای بازپرداخت تعهدات خود اندازه گیری می کند:

دارایی های فعلی / بدهی های جاری

مثال: تصور کنید ، سازمان شما ، در سال دوم دارایی های فعلی 100K دلار و کل بدهی های فعلی 75K دلار است. بنابراین: 100/75 = 1. 33 بار.

نسبت فعلی شما 1. 33 است.

این خوب است یا بد؟خب، بستگی دارد.

شما باید این داده ها را با نسبت سال گذشته مقایسه کنید.

همچنین ، این بستگی به نوع صنعتی است که شما در آن فعالیت می کنید.

البته یک فروشگاه پوشاک یا فروشگاه مواد غذایی ویژه نسبت فعلی بسیار بالاتری خواهد داشت.

بدین ترتیب دارایی های فعلی 4 یا 5 برابر بدهی های فعلی ، عمدتا به دلیل موجودی های بزرگ خواهد بود.

شرکت های دیگر ، مانند شرکت هایی که در صنعت خرده فروشی فعالیت می کنند ، می توانند نسبت های فعلی از 1 را کمتر از 1 داشته باشند ، به دلیل شرایط اعتباری مطلوب از طرف تأمین کنندگان خود.

این به آنها اجازه می دهد تا با سطح کم موجودی کار کنند.

به عنوان مثال ، شرکت هایی مانند Burger King نسبت به 1. 5 دارند ، در حالی که شرکت هایی مانند وال مارت به حداقل 0. 3.

نسبت سریع (تست اسید یا مایع)

what-is-quick-ratio

در ترازنامه (BS) موارد از مایع ترین (پول نقد) تا کمترین مایع (موجودی و هزینه های پیش پرداخت) ذکر شده است.

بخش اول BS بخش فعلی دارایی ها را نشان می دهد (بخشی از بخش دارایی).

دارایی های فعلی مواردی هستند که در یک چرخه حسابداری به پول نقد تبدیل می شوند.

بنابراین ، در حالی که نسبت فعلی به ما می گوید که آیا سازمان منابع کافی برای پرداخت تعهدات خود در طی یک سال یا بیشتر دارد ، نسبت سریع یا آزمایش اسید روشی مؤثرتر برای اندازه گیری نقدینگی در کوتاه مدت است. در واقع ، فرمول نسبت سریع:

دارایی های مایع / بدهی های جاری

چگونه دارایی های مایع را تعریف کنیم؟دارایی های مایع به عنوان دارایی های فعلی تعریف می شوند-(موجودی + هزینه های پیش پرداخت). اگرچه موجودی و هزینه های پیش پرداخت شده دارایی های فعلی هستند ، اما همیشه به همان سرعت که هر کسی فکر می کند ، به پول نقد تبدیل نمی شوند.

مثال: تصور کنید که از 100K دلار دارایی های فعلی.

که از این تعداد 80 دلار دارایی مایع هستند ، بخش باقیمانده موجودی است. این مسئولیت با 75K دلار باقی می ماند.

نسبت سریع 1. 06 بار یا 80K دلار/75K دلار خواهد بود. بنابراین ، بدهی ها را می توان در کوتاه مدت از طریق دارایی های مایع شرکت انجام داد.

برای ارزیابی اینکه آیا پیشرفتی در اعتبار اعتبار کسب و کار وجود داشته است ، باید این داده ها را با سال قبل مقایسه کنیم.

اگرچه ، نسبت سریع بیش از 1 ، به طور کلی قابل قبول است ، اما معمولاً زیر یک به عنوان نامطلوب دیده می شود زیرا شما قادر به پرداخت تعهدات بسیار کوتاه مدت نخواهید بود ، مگر اینکه بخشی از موجودی ها فروخته شود و به پول نقد تبدیل شود.

نسبت مطلق

what-is-absolute-ratio

این سومین نسبت جریان است که در مقایسه با نسبت جریان و سریع کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

اگر نسبت سریع در مقایسه با نسبت فعلی دقیق تر باشد ، نسبت مطلق سخت ترین این سه است. این توسط:

دارایی های مطلق / بدهی های جاری

دارایی های مایع - حساب های دریافتنی = دارایی های مطلق. به طور کلی ، پول نقد در دست و اوراق بهادار قابل فروش بخشی از دارایی های مطلق است. هدف از نسبت مطلق تعیین نقدینگی تجارت در کوتاه مدت (چند روز) است.

استفاده از یک نسبت فعلی یا دیگری واقعاً به شما بستگی دارد و بستگی به نوع تجزیه و تحلیل انجام شده دارد.

البته اگر می خواهید بدانید که آیا یک سازمان قادر به پرداخت در بازه زمانی سه ماهه است ، بنابراین ، نسبت سریع ممکن است یک اندازه مناسب تر از نقدینگی در مقایسه با نسبت فعلی باشد.

علاوه بر این ، من نسبت سریع را در مقایسه با دو نسبت نقدینگی دیگر قابل اطمینان تر می دانم.

به دو دلیل ساده ، از یک طرف ، نسبت فعلی به اندازه کافی پایدار نیست که بگوید آیا یک شرکت قادر خواهد بود در کوتاه مدت تعهدات خود را برآورده کند زیرا شامل مواردی از قبیل موجودی ها و هزینه های پیش پرداخت شده است که به سختی به پول نقد تبدیل می شوندبشر

از طرف دیگر ، نسبت مطلق فقط آن موارد ، (پول نقد ، معادل نقدی و سرمایه گذاری های کوتاه مدت) را در نظر می گیرد که بسیار بی ثبات هستند.

در واقع ، اگر دیدید که نسبت مطلق از یک مقدار اضافی به دیگری در حال چرخش است ، تعجب نخواهم کرد.

در حقیقت ، شرکت ها معمولاً پول نقد خود را بلافاصله در سایر دارایی های بلند مدت سرمایه گذاری می کنند که مزایای آینده برای سازمان ایجاد می کند.

بنابراین ، مگر اینکه شما مایکروسافت باشید ، که باعث صرفه جویی در میلیارد ها نفر در ذخایر نقدی می شود ، من به نسبت مطلق نیز اعتماد نمی کنم.

سودآوری چیست؟

سودآوری توانایی هر مشاغل در تولید "درآمد" است.

صورت مالی ، که به ما می گوید که آیا یک شرکت سود می برد یا خیر ، صورت درآمد (یا صورت سود و ضرر) است.

income-statement

نسبت های اصلی سودآوری چیست؟

به منظور درک اینکه آیا یک تجارت سود کسب می کند ، ما باید به خط سود خالص آن نیز "خط پایین" بپردازیم زیرا همیشه آن را به عنوان آخرین مورد نشان داده شده در این بیانیه می یابیم.

نسبت اصلی سودآوری مورد استفاده در حسابداری مالی عبارتند از:

  • حاشیه سود ناخالص.
  • حاشیه سود عملیاتی.
  • بازده سرمایه شاغل (ROCE).
  • بازگشت سهام (ROE).

حاشیه سود ناخالص

what-is-gross-profit-margin

این رابطه بین سود ناخالص و فروش است و در درصد بیان می شود:

(سود ناخالص (درآمد - COGS) / فروش) x 100 ٪

تصور کنید ، شرکت XYZ برای سال دوم 100 کیلو دلار سود ناخالص و 250 کیلو دلار فروش داشته است: بنابراین:

(100/250) * 100 ٪ = 40 ٪

این بدان معناست که 60 ٪ از درآمد شما برای تأمین هزینه کالاهای فروخته شده استفاده می شود.

این نسبت بسیار مهم است ، زیرا برای بسیاری از سازمانها ، به ویژه تولید ، بیشتر هزینه ها با COG (هزینه کالاهای فروخته شده) همراه است.

به عنوان مثال ، اگر مجبور به تولید بستنی هستید ، برای تهیه آن باید مواد اولیه خریداری کنید.

همچنین ، کسی باید بستنی را قبل از فروش "جمع کند".

خوب ، مواد اولیه و کار مورد نیاز برای تولید محصول نهایی COGS در نظر گرفته می شوند.

به عبارت دیگر ، این هزینه های مورد نیاز قبل از فروش بستنی است.

بنابراین ، این اقدام می تواند برای ارزیابی سودآوری عملیاتی تجارت مفید باشد.

به طور خلاصه ، حاشیه سود ناخالص به ما می گوید که آیا ما به درستی موجودی های خود را نیز مدیریت می کنیم یا خیر.

حاشیه سود عملیاتی

what-is-operating-profit-margin

این یک رابطه بین سود عملیاتی و فروش است و در درصد بیان می شود:

(سود عملیاتی (درآمد - COGS - OP. هزینه) / فروش) x 100 ٪

تصور کنید ، در سال دوم ، سود عملیاتی 25 کیلو دلار و درآمد شما 250 کیلو دلار بود. از این رو:

این اقدام در مقایسه با حاشیه سود ناخالص طیف گسترده تری دارد و سودآوری عملیات کلی را ارزیابی می کند.

در واقع ، سود عملیاتی یکی از مهمترین معیارهای P& L محسوب می شود.

در واقع ، سود عملیاتی می تواند تحت تأثیر انتخاب مدیران باشد.

چرا؟مدیران نمی توانند مالیات و پرداخت بهره را کنترل کنند (اگرچه می توانند اهرم را کاهش دهند).

بنابراین ، سود عملیاتی اقدامی است که واقعاً به ما می گوید مدیریت چگونه تجارت را اداره می کند.

به همین دلیل ، این یکی از مهمترین معیارها است.

بازده سرمایه شاغل

what-is-retu-on-capital-employed

این اقدام با توجه به سرمایه گذاری سرمایه گذاری شده در تجارت ، ارزیابی می کند که آیا شرکت به اندازه کافی سودآور است.

در واقع ، این برای هر دلار سرمایه گذاری شده در تجارت می گوید ، چه مقدار بازده ایجاد می شود. در واقع ، ROCE رابطه بین سود عملیاتی و سرمایه شاغل است که از نظر درصد بیان شده است. بیایید در زیر ببینیم که سرمایه در نظر گرفته شده است:

(سود عملیاتی / سرمایه شاغل (کل دارایی ها - بدهی های جاری)) x 100 ٪

تصور کنید ، سود عملیاتی شرکت XYZ برای دو سال 100K دلار است و سرمایه سرمایه گذاری شده در تجارت (کل دارایی های شما-بدهی های فعلی) 500K دلار است. ROCE 0. 2 یا 20 ٪ ((100/500) * 100 ٪) خواهد بود.

بنابراین ، برای هر دلار که در تجارت سرمایه گذاری می شود ، این شرکت 20 سنت ساخته است. هرچه ROCE بالاتر باشد ، برای ذینفعان خود بهتر است. در نتیجه ، افزایش روز به مرور زمان نشانه خوبی است.

بازده حقوق صاحبان سهام

what-is-the-retu-on-equity

این رابطه بین درآمد خالص و سهامدار سهامدار یا میزان درآمد حاصل از سرمایه گذاری سهامدار در سازمان است.

این یکی از بیشترین نسبت های موجود در امور مالی است. فرمول ROE:

(سهام خالص / سهامداران سهام) X 100 ٪

تصور کنید که درآمد خالص شرکت XYZ در سال دو سال 20 کیلو دلار بوده و شما 100 کیلو دلار سرمایه گذاری کرده اید. بنابراین ROE (20/100) x 100 ٪ = 20 ٪ است. همچنین ، افزایش ROE نشانه خوبی است.

این بدان معناست که سهامداران به مرور زمان برای سرمایه گذاری های پرخطر خود پاداش می گیرند.

این منجر به سرمایه گذاری های آینده بیشتر توسط سایر سهامداران و قدردانی از سهام می شود.

خود ROE اغلب بدون احتیاط استفاده می شود.

در حقیقت ، مشکل این نسبت در مخرج آن نهفته است. در واقع ، مدیریت می تواند حقوق سهامداران را کنترل کند.

به عنوان مثال ، درآمد خالص از طریق دارایی هایی که شرکت خریداری کرده است تولید می شود. دارایی ها را می توان از طریق حقوق صاحبان سهام (سرمایه) یا بدهی (بدهی) به دست آورد.

در نتیجه ، هنگامی که شرکت ها تصمیم می گیرند دارایی های خود را از طریق بدهی تأمین کنند ، معمولاً درآمد با سرعت بالاتر در مقایسه با هزینه های بهره شتاب می یابد.

این منجر به درآمد خالص بالاتری می شود ، اگرچه سهامداران پایین تر.

که به نوبه خود ، بازده مصنوعی بالایی از سهام را ایجاد می کند.

به همین دلیل ، استفاده از این نسبت با احتیاط و در رابطه با سایر نسبت اهرم ها نیز مهم است (مانند نسبت بدهی به سهام).

بدهی چیست؟

financial-leverage

نسبت های پرداخت بدهی همچنین به عنوان نسبت اهرم به ارزیابی توانایی کوتاه مدت و بلند مدت یک سازمان برای تحقق تعهدات خود کمک می کند.

در حقیقت ، در حالی که نسبت نقدینگی به ما کمک می کند تا در کوتاه مدت سلامت یک تجارت را ارزیابی کنیم ، نسبت های پرداخت مبلغ طیف گسترده تری دارند.

یادآوری شود که دارایی ها می توانند از طریق بدهی یا حقوق صاحبان سهام به دست بیایند.

رابطه بین بدهی و عدالت ، ساختار سرمایه یک سازمان را به ما می گوید.

تا زمانی که بدهی به سازمان کمک کند تا رشد کند و منجر به ساختار سرمایه بهینه شود.

در عوض ، هنگامی که بدهی رشد می کند (و هزینه های بهره به صورت نمایی رشد می کند) بیش از حد این می تواند یک مشکل واقعی باشد.

در نتیجه ، نسبت های پرداخت بدهی به ما کمک می کند تا به سؤالاتی مانند: آیا شرکت از ساختار سرمایه بهینه استفاده می کند؟اگر اینطور نیست ، آیا بدهی یا حقوق صاحبان سهام مشکل است؟

اگر بدهی مشکل باشد ، آیا این شرکت قادر خواهد بود بدهی پیمان شده خود را از طریق درآمد خود بازپرداخت کند؟

نسبت اصلی olvency چیست؟

نسبت اصلی بدهی عبارتند از:

  • نسبت بدهی به سهام.
  • نسبت پوشش علاقه.
  • بدهی به دارایی.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

این نسبت توضیح می دهد که بدهی در مقایسه با حقوق صاحبان سهام چقدر مهمتر است.

این نسبت را می توان به عنوان یک عدد یا درصدی بیان کرد.

فرمول محاسبه نسبت بدهی به سهام:

کل بدهی ها / سهامداران

نسبت بدهی به سهام نیز به عنوان نسبت دنده تعریف شده و سطح خطر سازمان را اندازه گیری می کند.

در واقع ، بدهی بیش از حد پرداخت های با بهره بالا را ایجاد می کند که به آرامی درآمد را از بین می برد.

هنگامی که اوضاع به درستی پیش می رود ، و بازار مطلوب می تواند از توانایی اهرم بالاتری برخوردار باشد.

با این حال ، هنگامی که سناریوهای اقتصادی تغییر می کنند چنین شرکت هایی خود را در پریشانی مالی می یابند.

در واقع ، به محض کند شدن درآمدها ، آنها قادر به بازپرداخت پرداخت سود برنامه ریزی شده خود نیستند.

بنابراین ، این شرکت ها باید بدهی خود را بازسازی کنند یا با ورشکستگی روبرو شوند ، همانطور که در جریان رکود اقتصادی سال 2008 برای بسیاری از مشاغل اتفاق افتاد.

تصور کنید که شما صاحب یک کافی شاپ و در سال دوم عملیات هستید ، (پس از سرمایه گذاری های زیادی برای خرید ماشین های فانتزی جدید) ترازنامه 200 کیلو دلار در کل بدهی ها و 50 کیلو دلار سهام را نشان می دهد.

این بدان معنی است که نسبت بدهی شما به سهام 4 یا 200/50 است. این خوب است یا بد؟البته نسبت دنده 4 بسیار زیاد است.

این بدان معناست که اگر چند ماه کارها اشتباه شود ، شما قادر به حفظ عملیات تجاری نخواهید بود.

همه بدهی های پیمان شده منفی نیست. در واقع ، بدهی که به شما امکان می دهد سود ثابت را بپردازید به شرکت ها کمک می کند تا ساختار سرمایه بهینه خود را پیدا کنند.

درعوض ، هرگونه افزایش در پرداخت بهره ممکن است منجر به بار بدهی و در نتیجه پریشانی مالی شود.

نسبت بدهی به سهام 4 بسیار زیاد است اگرچه ما می خواهیم آن را در برابر مالی سال گذشته و اهرم رقبا نیز مقایسه کنیم.

اگر به مثال کافی شاپ برگردیم ، اگر همه کافی شاپ های دیگر در محله با همان سطح خطر کار کنند ، نسبت بدهی به سهام 4 خوب است.

این ممکن است که حاشیه های عملیاتی برای کافی شاپ به حدی باشد که بتوانند بار بدهی را تحمل کنند. سناریوی مخالف را تصور کنید ، جایی که تمام کافی شاپ های منطقه با اهرم 2 کار می کنند.

اگر قیمت مواد اولیه افزایش یابد ، باید هزینه فنجان قهوه را افزایش دهید. این به نوبه خود ، درآمد را کند می کند.

در حالی که بسیاری از کافی شاپ های این محله قادر به رسیدگی به اوضاع خواهند بود ، کافی شاپ شما با وسایل نقلیه 4 بعد از مدتی ورشکسته می شود.

نسبت پوشش بهره

این نسبت به ما کمک می کند تا در مورد بار بدهی که یک تجارت حمل می کند ، تحقیق کنیم. در مثال قبلی ، دیدیم که چگونه اهرم می تواند منجر به پریشانی مالی شود.

پوشش بهره به ما می گوید که آیا درآمد حاصل از آن برای تأمین هزینه های بهره کافی است. در واقع فرمول پوشش علاقه:

EBIT / هزینه بهره

EBIT (درآمد قبل از بهره و مالیات) باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا هزینه بهره را تأمین کند. نسبت پایین بدان معنی است که شرکت بدهی بیش از حد دارد و درآمد آن برای پرداخت هزینه بهره خود کافی نیست.

نسبت بالا به این معنی است که در عوض شرکت بی خطر است. به خاطر داشته باشید که امنیت بیش از حد نیز می تواند محدود کننده باشد.

در حقیقت ، سازمانی که قادر به اهدای بدهی نیست ، ممکن است فرصت های بسیاری را از دست بدهد یا به هدف شرکت های بزرگتر تبدیل شود.

تصور کنید که کافی شاپ شما در پایان سال 10 کیلو دلار درآمد خالص ایجاد کرده است.

هزینه بهره 120 کیلو دلار و مالیات 20 کیلو دلار است. چگونه می توانیم نسبت پوشش بهره را محاسبه کنیم؟

1. درآمد خالص ، 10 کیلو دلار را بگیرید و هزینه بهره ، 120K دلار را پس بگیرید. این امر قبل از بهره پس از مالیات ، eBiat یا درآمد را به شما می دهد. eBiat 10 + 120 = 130 است.

2. eBiat را بگیرید و هزینه مالیات را پس بگیرید. بنابراین EBIT را دریافت خواهید کرد. EBIT 130 + 20 = 150 است.

3. EBIT را بگیرید و آن را با هزینه علاقه خود تقسیم کنید. بنابراین ، 150: 120 = 1. 25 بار.

این بدان معنی است که EBIT 1. 25 برابر هزینه بهره است. بنابراین این شرکت فقط درآمد عملیاتی کافی را برای تأمین علاقه خود ایجاد می کند.

با این حال ، بسیار نزدیک به سطح بحرانی 1 است. زیر یک شرکت خطرناک است. در واقع ، ممکن است به زودی نقدینگی و نزدیک به ورشکستگی باشد.

نسبت بدهی به دارایی

این نسبت توضیح می دهد که چه مقدار بدهی در دستیابی به دارایی های شرکت استفاده شده است و یا از نظر تعداد یا درصد بیان می شود. فرمول:

کل بدهی ها / کل دارایی

نمایشگاه کافی شاپ خود را در ترازنامه 200 کیلو دلار از کل بدهی ها و 50 کیلو دلار حقوق صاحبان سهام تصور کنید. چگونه می توانیم نسبت بدهی به دارایی را محاسبه کنیم؟

1. کل دارایی ها را محاسبه کنید: 200K دلار بدهی + 50K $ سهام = 250K $.

2. نسبت بدهی به دارایی را محاسبه کنید: 200 دلار بدهی / 250 دلار کل دارایی = 0. 8.

این بدان معنی است که 80 ٪ از دارایی های شرکت از طریق بدهی تأمین شده است. نسبت پایین تر از 0. 5 یا 50 ٪ نشانگر سطح عادلانه ای از خطر است.

نسبت بالاتر از 0. 5 یا 50 ٪ می تواند خطر بیشتری را برای تجارت تعیین کند.

البته این نسبت باید در برابر نسبت شرکتهای قابل مقایسه ارزیابی شود.

کارآیی چیست؟

کارآیی توانایی یک تجارت برای تبدیل سریع دارایی های فعلی خود به پول نقد است که می تواند به رشد تجارت کمک کند.

در حقیقت ، نحوه مدیریت مطالبات موجودی موجودی و پرداخت حساب های حساب های موجودی برای عملیات تجاری کوتاه مدت بسیار مهم است.

نسبت اصلی راندمان چیست؟

آنها ارزیابی می کنند که آیا یک سازمان به طور مؤثر از منابع خود استفاده می کند یا خیر. نسبت های اصلی کارایی عبارتند از:

  • گردش موجودی.
  • حساب های دریافتنی یا دوره جمع آوری حساب.
  • گردش حساب قابل پرداخت.

این نسبت ها گردش مالی نامیده می شوند زیرا آنها اندازه گیری سریع دارایی های جریان و غیر جریان به صورت نقدی را اندازه گیری می کنند.

گردش موجودی

این نسبت نشان می دهد که چگونه سطح موجودی چاه مدیریت می شود و چند بار موجودی در طی یک دوره فروخته می شود.

هرچه یک سازمان سریعتر بتواند موجودی خود را در فروش بچرخاند ، کارآمدتر و مؤثرتر است. این نسبت در تعداد بیان شده است. فرمول:

هزینه کالاهای فروخته شده / میانگین هزینه موجودی

تصور کنید که کافی شاپ شما در سال پایان دو فنجان قهوه 100 کیلو دلار با درآمد ناخالص 40K دلار فروخته است. موجودی در ابتدای سال 6K دلار و در پایان سال 8K دلار بود. چگونه می توانیم نسبت گردش مالی موجودی خود را محاسبه کنیم؟

1.coGS ما را محاسبه کنید. همانطور که می دانید ما 100 کیلو دلار فروش و 40 کیلو دلار درآمد ناخالص داشتیم. بنابراین COGS ما 100 - 40 = 60K $ خواهد بود.

2. موجودی متوسط ما را محاسبه کنید. مانده های آغاز و پایان به ترتیب 10،000 دلار و 12،000 دلار بود ، بنابراین میانگین موجودی ما خواهد بود: (10،000 + 12،000)/2 = 11،000 دلار.

3. نسبت موجودی را که توسط COGS/میانگین موجودی داده شده است ، محاسبه کنید ، بنابراین: 60،000/11،000 = 5. 45 بار.

این بدان معنی است که در مدت یک سال موجودی 5. 45 بار فروخته می شود. چگونه می دانیم چه مدت طول می کشد تا یک موجودی متوسط در فروش تبدیل شود؟

خوب ، برای محاسبه روزهای لازم برای تبدیل موجودی در فروش ، فرمول زیر را محاسبه کنید:

365 روز/5. 45 بار = 67 روز

از طریق این نسبت ، می دانید که هر 67 روز موجودی شما به فروش تبدیل می شود. یک نسبت موجودی بالا نشانگر موجودی سریع حرکت و یک مورد کم نشانگر موجودی آهسته است.

البته ، نسبت 5. 45 بسیار عالی است زیرا این بدان معنی است که هیچ سرمایه ای به موجودی ها گره خورده است و شما از راندمان نقدینگی بیشتر برای اداره تجارت استفاده می کنید. با این حال ، این نسبت باید در همان صنعت مقایسه شود.

گردش مالی یا دوره جمع آوری حساب

این نسبت چند بار حساب های دریافتنی را می توان طی یک سال به صورت نقدی تبدیل کرد. بنابراین ، چه تعداد این شرکت قادر به جمع آوری پول بدهکار مشتریان خود بود. در تعداد بیان شده است ، و فرمول این است:

فروش یا فروش خالص اعتبار / متوسط حساب های دریافتنی

فروش خالص اعتبار آن مواردی است که از مشتریان دریافتنی می کند. در واقع ، هر بار که مشتری کالاها را خریداری می کند ، اگر پرداخت در تاریخ بعدی به تعویق بیفتد ، این رویداد در ترازنامه دریافتنی تولید می کند.

بنابراین ، معامله به عنوان درآمد در صورت درآمد و یک حساب دریافتنی در ترازنامه ثبت می شود. کافی شاپ را که اجرا کرده اید ، 100 کیلو دلار کیسه قهوه فروخته شده ، که 50 کیلو دلار در فروش اعتباری ناخالص است. از 50 کیلو دلار در فروش ناخالص ، 10 کیلو دلار کیسه قهوه بازگردانده شد.

حسابهای دریافتنی در سال گذشته 12،000 دلار بوده است ، در حالی که امسال 10،000 دلار است. چگونه گردش مالی دریافتنی حساب ها را محاسبه می کنیم؟

1. نامزد ما ، فروش خالص اعتبار را محاسبه کنید. این توسط فروش ناخالص اعتبار منهای محصول برگشتی داده شده است. بنابراین: 50،000 - 10،000 = 40K دلار فروش خالص اعتبار.

2 میانگین موجودی موجودی را که به طور متوسط بین سال قبلی و جاری داده می شود محاسبه کنید ، بنابراین: (12،000 + 10،000)/2 = 11،000 دلار متوسط دریافتنی.

3. گردش مالی دریافتنی داده شده توسط فروش خالص اعتبار را در مورد موجودی متوسط محاسبه کنید. بنابراین: 40،000/11،000 = 3. 64 بار.

این بدان معناست که مطالبات قابل دریافت در یک سال 3. 64 بار به نقدی تبدیل شده است.

برای دانستن اینکه چند روز برای جمع آوری پول های موجود در دریافتنی طول کشید ، از فرمول زیر استفاده خواهیم کرد:

365/3. 64 = 100

مطالبات قابل دریافت در 100 روز به پول نقد تبدیل شد. این یک سطح مطالبات خوب است به این معنی که می توانید به طور متوسط هر 100 روز یکبار از مشتریان خود جمع کنید.

هنگامی که سطح دریافتنی خیلی پایین است ، معمولاً شرکت ها توجه خود را به بخش جمع آوری می کنند و مطمئن می شوند که آنها دوره جمع آوری را تا حد امکان کوتاه می کنند. در واقع ، این نقدینگی اضافی به تجارت می بخشد.

نسبت گردش مالی قابل پرداخت حساب

این نسبت نشان می دهد که چند بار تأمین کنندگان در یک چرخه حسابداری پرداخت می شوند. این نسبت به صورت شماره بیان شده است و فرمول این است:

خریدهای اعتباری / حسابهای متوسط قابل پرداخت

نسبت گردش مالی قابل پرداخت سمت تلنگر نسبت دریافتنی است. خریدهای اعتباری مواردی هستند که در ترازنامه شرکت قابل پرداخت هستند.

بنابراین ، هر بار که خرید اعتبار انجام می شود ، این به عنوان COG در صورت درآمد و یک حساب قابل پرداخت در ترازنامه نشان می دهد. تصور کنید که در پایان سال 25 کیلو دلار مواد اولیه از تأمین کنندگان خریداری شد ، اگرچه 5K دلار بازگردانده شد.

حساب های قابل پرداخت در سال گذشته 5K دلار و 7 کیلو دلار در سال جاری بود. چگونه می توان گردش حساب قابل پرداخت را محاسبه کرد؟

1. مبلغ خرید خالص داده شده توسط مبلغ خرید ناخالص منهای منابع برگشتی را محاسبه کنید ، بنابراین: 25K - 5K = 20K $ خریدهای خالص.

2. میانگین قابل پرداخت را محاسبه کنید. در سال اول قابل پرداخت 5 کیلو دلار و 7K دلار در سال دوم بود. بنابراین: (5k + 7k)/2 = 6K $ در حساب های قابل پرداخت.

3. گردش مالی قابل پرداخت را که توسط خریدهای خالص در طول متوسط حساب های قابل پرداخت = 20K/6K = 3. 3 بار محاسبه می شود ، محاسبه کنید.

تأمین کننده در طول سال جاری 3. 3 بار پرداخت شد. این بدان معناست که هر 110 روز (365/3. 3) بدهی با تأمین کنندگان پرداخت شده است. نگه داشتن گردش مالی قابل پرداخت برای انجام تجارت بسیار مهم است.

در واقع ، تأمین کنندگان ارزیابی می کنند که آیا بر اساس توانایی خود برای بازپرداخت سریع تعهدات خود ، تجارت را با یک سازمان سرگرم می کنند یا خیر.

ارزیابی چیست؟

ارزیابی بخشی بسیار دشوار از امور مالی است. در واقع ، ارزش گذاری یک شرکت به معنای ارزیابی میزان ارزش آن است. ارزش گذاری بسیار سخت است زیرا منابعی که یک شرکت به شکلی سازماندهی شده است به گونه ای که تعیین ارزش نهایی چالش برانگیز باشد.

علاوه بر این ، ما جنبه سرمایه انسانی داریم که ارزیابی آن نیز بسیار دشوار است. به همین دلیل ، ارزش گذاری را می توان بیشتر از یک علم در نظر گرفت. ما می خواهیم نسبت های اصلی ارزیابی را در اینجا ذکر کنیم.

در واقع ، همچنین می دانیم که نسبت های اصلی ارزیابی نیز برای درک اینکه آیا یک شرکت تمام شده است یا کم ارزش است ، ضروری است. به عبارت دیگر ، نسبت های ارزیابی درک بازار یک شرکت خاص را ارزیابی می کنند.

این بدان معنا نیست که "آقایبازار "همیشه درست است. دقیقا برعکس؛به عنوان مثال ، اگر شرکتی را پیدا کنیم که در مورد سودآوری ، نقدینگی ، اهرم و کارآیی بسیار خوب عمل کند اما آقای بازار آن را دوست ندارد. ممکن است درک دلیل مفید باشد.

اگر دلیل در پشت چیزهایی باشد که آقای بازار می داند و ما نمی دانیم ، من هنوز آن را خریداری نمی کنم. از طرف دیگر ، اگر آقای بازار به سادگی آن سهام را دوست ندارد زیرا آن را "کسل کننده" می داند ، پس من در مورد خرید آن فکر می کردم.

نسبت های ارزیابی اصلی چیست؟

نسبت های ارزیابی اولیه عبارتند از:

  • سود هر سهم
  • قیمت/درآمد
  • عملکرد سود
  • نسبت پرداخت

سود هر سهم

این نسبت به ما می گوید که بازگشت هر سهم چیست. فرمول توسط:

(درآمد خالص - سود سهام ترجیحی) / میانگین وزنی تعداد سهام مشترک

هنگامی که این نسبت با گذشت زمان در حال افزایش است ، به این معنی است که شرکت ممکن است سرمایه گذاری خوبی را برای سهامداران خود نشان دهد (اگرچه قبل از اینکه بتوانیم ارزیابی کنیم که آیا این یک سرمایه گذاری خوب است) با سایر نسبت ها بافته شود.

نسبت قیمت/درآمد

این نسبت به ما می گوید چند بار از درآمد آن بازار ارزش سهام را دارد:

(درآمد خالص - سود سهام ترجیحی) / میانگین وزنی تعداد سهام مشترک

نسبت قیمت/درآمد بالاتر می تواند تا حدی مفید باشد. به عنوان مثال ، شرکت های فناوری نسبت به دیگران نسبت P/E بالاتری دارند. اگرچه ، هنگامی که P/E خیلی زیاد است ، این ممکن است به دلیل گمانه زنی ها باشد.

عملکرد سود

این نسبت به ما می گوید که چه مقدار از ارزش سهام به سود سهام پرداخت شده است. به عبارت دیگر ، سهامداران چقدر (در درصد) از سرمایه گذاری خود در سهام باز می گردند:

سود سهام در هر سهم (سود سهام / سهام برجسته) / قیمت سهام

در واقع سود سهام بالاتر نشانه خوبی است و این بدان معنی است که این شرکت به سهامداران خود پاداش می دهد. همچنین ، سهام با بازده سود سهام از نظر تاریخی اغلب به عنوان اوراق بهادار خوب توسط سرمایه گذاران بازار سهام جستجو شده است. اما چگونه ارزیابی می کنیم که آیا سود سهام به اندازه کافی بالا است؟

نسبت پرداخت

این نسبت به ما می گوید که آیا یک شرکت سود سهام کافی را به سهامداران خود پرداخت می کند ، و فرمول آن این است:

سود سهام در هر سهم / درآمد هر سهم

نسبت پرداخت باید از یک طرف مورد مورد ارزیابی شود. از طرف دیگر ، نسبت پرداخت ناچیز برای سرمایه گذاران ، که به دنبال بازده بالاتر هستند ، کمتر جذاب است.

چگونه ، چرا و چه موقع از نسبت های مالی استفاده کنیم

بسیاری از "تحلیلگران" و "سرمایه گذاران" با استفاده از نسبت های ارزیابی فریب می خورند. این نسبت ها به ما کمک می کنند تا درک کنیم که آقای بازار چگونه یک تجارت را ارزیابی می کند.

از طرف دیگر ، ما می خواهیم از نسبت های ارزیابی در رابطه با نقدینگی ، سودآوری ، کارآیی و اهرم استفاده کنیم. به عبارت دیگر ، قبل از قبل تصمیم بگیرید که تجزیه و تحلیل خود را از قبل شروع کنید ، نسبت هایی که شما را در طول تجزیه و تحلیل شما راهنمایی می کند.

به عنوان مثال ، اگر می خواهید یک تجارت فناوری را تجزیه و تحلیل کنید ، در مقایسه با یک تولید از پارامترهای مختلف استفاده خواهید کرد.

در واقع ، در مورد سابق ممکن است استفاده از نسبت نقدینگی هنگام ارزیابی وضعیت مالی یک شرکت فناوری به جای نسبت های کارآیی مناسب تر باشد (یک شرکت فناوری امیدوارم که موجودی را حمل نکند). در حالت دوم ، در عوض ، ممکن است مناسب تر باشد که از نسبت های کارآیی در مورد شرکت های تولیدی استفاده کنید.

در حقیقت ، از یک طرف ، شرکت های فناوری در یک محیط رقابتی تر فعالیت می کنند ، جایی که تغییرات به سرعت اتفاق می افتد (و بنابراین درآمد به سرعت کاهش می یابد). در چنین سناریویی که دارای یک کوسن ایمن (مالی) است ، مناسب تر است.

به همین دلیل ، نسبت سریع در مورد تجارت چیزهای زیادی به ما می گوید. از طرف دیگر ، هنگام تجزیه و تحلیل یک شرکت تولیدی ، نسبت بهره وری ممکن است چیزهای بیشتری در مورد تجارت به ما بگوید.

در واقع ، در چنین سناریویی ، نحوه مدیریت موجودی ، دریافتنی و قابل پرداخت می تواند برای ارائه اکسیژن کافی به خود تجارت بسیار مهم باشد.

بنابراین ، در رابطه با نسبت سریع ، گردش مالی موجودی ، حسابهای دریافتنی و گردش مالی قابل پرداخت حساب به ما یک حساب دقیق تر از تجارت می دهد.

نکته مهم آخر این است که نسبت ها در درک گذشته و وضعیت فعلی به ما کمک می کنند. اگرچه گذشته و حال برای تفسیر آینده ضروری است ، اما می توانند فریب دهنده باشند. بنابراین ، هنگام تجزیه و تحلیل هر سازمان ، هدایت احتیاط ضروری است. با برجسته کردن این نکته ، بیایید اکنون به دست خود بپردازیم.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 44 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 20:29