سقف قیمت و کف قیمت

ساخت وبلاگ

جنجال گاهی اوقات قیمت ها و مقادیر تعیین شده توسط تقاضا و عرضه را احاطه می کند ، به ویژه برای محصولاتی که ضروریات محسوب می شوند. در بعضی موارد ، نارضایتی از قیمت ها به فشار عمومی بر سیاستمداران تبدیل می شود ، که ممکن است برای جلوگیری از صعود از قیمت مشخص "خیلی زیاد" یا سقوط "خیلی پایین" از قوانین تصویب شوند.

مدل تقاضا و عرضه نشان می دهد که چگونه مردم و بنگاه ها نسبت به مشوق های ارائه شده توسط این قوانین برای کنترل قیمت ها واکنش نشان می دهند ، به روشهایی که اغلب منجر به عواقب نامطلوب می شود. ابزارهای سیاست جایگزین اغلب می توانند به اهداف مورد نظر قوانین کنترل قیمت دست یابند ، ضمن اینکه حداقل برخی از هزینه ها و تجارت آنها را اجتناب می کنند.

سقف قیمت

قوانینی که دولت برای تنظیم قیمت تصویب می کند ، کنترل قیمت نامیده می شود. کنترل قیمت ها در دو طعم ارائه می شود. سقف قیمت از افزایش بالاتر از سطح معینی ("سقف") جلوگیری می کند ، در حالی که یک کف قیمت قیمت را از پایین آمدن زیر یک سطح معینی ("کف") حفظ می کند. در این بخش از چارچوب تقاضا و عرضه برای تجزیه و تحلیل سقف های قیمت استفاده می شود. در بخش بعدی در مورد کف قیمت بحث شده است.

در بسیاری از بازارها برای کالاها و خدمات ، تقاضای بیشتر از تأمین کنندگان. مصرف کنندگان ، که همچنین رأی دهنده بالقوه هستند ، گاهی اوقات پشت یک پیشنهاد سیاسی برای پایین آمدن قیمت خاص متحد می شوند. در برخی از شهرها ، مانند آلبانی ، اجاره دهنده ها به رهبران سیاسی فشار آورده اند تا قوانین کنترل اجاره را تصویب کنند ، یک سقف قیمتی که معمولاً با بیان اینکه اجاره می تواند تنها با حداکثر درصد مشخصی در هر سال افزایش یابد.

هنگامی که اجاره به سرعت شروع به افزایش می کند ، کنترل اجاره به موضوعی داغ تبدیل می شود. همه برای زندگی به یک مکان مقرون به صرفه احتیاج دارند. شاید تغییر در سلیقه ها یک حومه یا شهر خاص را به مکانی محبوب تر برای زندگی تبدیل کند. شاید مشاغل مستقر در محلی گسترش یابد و درآمد بالاتری و افراد بیشتری را به این منطقه وارد کند. همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است ، تغییرات از این نوع می تواند باعث تغییر در تقاضا برای مسکن اجاره شود. تعادل اصلی (e0) در تقاطع منحنی عرضه قرار دارد0و منحنی تقاضای D0، مربوط به قیمت تعادل 500 دلار و مقدار تعادل 15000 واحد مسکن اجاره ای. تأثیر درآمد بیشتر یا تغییر در سلیقه تغییر منحنی تقاضا برای مسکن اجاره به سمت راست ، همانطور که در جدول 1 و تغییر از D نشان داده شده است0به D1روی نموداردر این بازار ، در تعادل جدید1قیمت واحد اجاره به 600 دلار افزایش می یابد و مقدار تعادل به 17000 واحد افزایش می یابد.

The graph shows a shift in demand with a price ceiling.

شکل 1. یک مثال سقف قیمت - کنتر ل-کنترل. تقاطع اصلی تقاضا و عرضه در E رخ می دهد0واداگر تقاضا از D تغییر کند0به D1، تعادل جدید در E خواهد بود1- مگر اینکه سقف قیمت مانع از افزایش قیمت شود. در صورت عدم افزایش قیمت ، مقدار عرضه شده 15،000 باقی مانده است. با این حال ، پس از تغییر تقاضا ، مقدار مورد نیاز به 19000 نفر افزایش می یابد و در نتیجه کمبود می شود.

قیمت مقدار اصلی تهیه شده است مقدار اصلی خواسته شده است مقدار جدید خواسته شد
400 دلار 12،000 18000 23000
500 دلار 15،000 15،000 19،000
600 دلار 17،000 13،000 17،000
700 دلار 19،000 11000 15،000
800 دلار 20،000 10،000 14000
جدول 1. کنترل اجاره

فرض کنید یک قانون کنترل اجاره برای حفظ قیمت در تعادل اصلی 500 دلار برای یک آپارتمان معمولی تصویب شده است. در شکل 1 ، خط افقی با قیمت 500 دلار ، حداکثر قیمت قانونی تعیین شده توسط قانون کنترل اجاره را نشان می دهد. با این حال ، نیروهای اساسی که منحنی تقاضا را به سمت راست تغییر می دهند ، هنوز در آنجا هستند. با این قیمت (500 دلار) ، مقدار عرضه شده در همان 15،000 واحد اجاره باقی مانده است ، اما مقدار مورد نیاز 19،000 واحد اجاره است. به عبارت دیگر ، مقدار تقاضا بیش از مقدار عرضه شده است ، بنابراین کمبود مسکن اجاره ای وجود دارد. یکی از سقف های قیمتی این است که در حالی که سقف قیمت برای کمک به اجاره دهنده ها در نظر گرفته شده است ، در واقع کمتر آپارتمان هایی که تحت سقف قیمت (15،000 واحد اجاره) اجاره داده می شوند از آنچه در بازار اجاره 600 دلار است (17000 واحد اجاره ای).

سقف های قیمت به سادگی به نفع اجاره دهنده ها با هزینه صاحبخانه نیستند. در عوض ، برخی از اجاره دهنده ها (یا اجاره دهنده های بالقوه) مسکن خود را از دست می دهند زیرا صاحبخانه آپارتمان ها را به تعاونی و کاندو تبدیل می کند. حتی هنگامی که مسکن در بازار اجاره باقی می ماند ، صاحبخانه ها تمایل دارند کمتر برای نگهداری و وسایل ضروری مانند گرمایش ، سرمایش ، آب گرم و روشنایی هزینه کنند. اولین قانون اقتصاد این است که شما چیزی برای هیچ چیز به دست نمی آورید - همه چیز هزینه فرصت دارد. بنابراین اگر اجاره دهنده ها مسکن "ارزان تر" از آنچه بازار نیاز دارد ، می گیرند ، تمایل دارند که به مسکن با کیفیت پایین نیز برسند.

سقف قیمت برای سایر محصولات پیشنهاد شده است. به عنوان مثال ، سقف های قیمت برای محدود کردن آنچه تولید کنندگان می توانند در سالهای اخیر برای داروهای تجویز شده ، هزینه پزشک و بیمارستان ، هزینه های انجام شده توسط برخی از دستگاه های بانکی اتوماتیک و نرخ بیمه اتومبیل پیشنهاد شده باشند. سقف های قیمت در تلاش برای پایین نگه داشتن قیمت برای کسانی که خواستار محصول هستند ، تصویب می شود. اما هنگامی که قیمت بازار مجاز به افزایش به سطح تعادل نیست ، مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده است و در نتیجه کمبود رخ می دهد. کسانی که موفق به خرید محصول با قیمت پایین تر از سقف قیمت می شوند ، سود می برند ، اما فروشندگان این محصول به همراه کسانی که به هیچ وجه قادر به خرید محصول نیستند ، رنج می برند. کیفیت نیز به احتمال زیاد رو به وخامت خواهد بود.

کف قیمت

کف قیمت کمترین قیمت قانونی است که می توان در بازارهای کالا و خدمات ، نیروی کار یا سرمایه مالی پرداخت کرد. شاید شناخته شده ترین نمونه از کف قیمت ، حداقل دستمزد باشد که بر اساس این دیدگاه هنجاری است که شخصی که تمام وقت کار می کند باید بتواند یک استاندارد اساسی زندگی را تحمل کند. حداقل دستمزد فدرال در پایان سال 2014 7. 25 دلار در ساعت بود که درآمد یک فرد مجرد را کمی بالاتر از خط فقر به دست می آورد. با افزایش هزینه زندگی با گذشت زمان ، کنگره به طور دوره ای حداقل دستمزد فدرال را افزایش می دهد.

کف قیمت گاهی اوقات "پشتیبانی از قیمت" خوانده می شود ، زیرا آنها با جلوگیری از سقوط آن در زیر سطح مشخصی از قیمت پشتیبانی می کنند. در سراسر جهان ، بسیاری از کشورها قوانینی را برای ایجاد حمایت از قیمت های کشاورزی تصویب کرده اند. قیمت مزرعه و در نتیجه درآمد مزرعه نوسان دارد ، گاهی اوقات. بنابراین حتی اگر به طور متوسط درآمد مزرعه کافی باشد ، برخی از سالها می توانند بسیار کم باشند. هدف پشتیبانی از قیمت جلوگیری از این نوسانات است.

متداول ترین روش پشتیبانی از قیمت از کار این است که دولت وارد بازار می شود و محصول را خریداری می کند ، و به تقاضا برای حفظ قیمت ها بالاتر از آنچه در غیر این صورت است ، می افزایند. براساس اصلاحات رایج سیاست کشاورزی در سال 2013 ، اتحادیه اروپا (اتحادیه اروپا) حدود 60 میلیارد یورو در سال یا 67 میلیارد دلار در سال یا تقریباً 38 ٪ از بودجه اتحادیه اروپا را در حمایت از قیمت کشاورزان اروپا از سال 2014 هزینه خواهد کرد. به سال 2020

شکل 2 اثرات یک برنامه دولتی را نشان می دهد که با تمرکز روی بازار گندم در اروپا ، قیمت بالاتر از تعادل را تضمین می کند. در صورت عدم مداخله دولت ، قیمت تنظیم می شود تا مقدار عرضه شده با مقدار مورد نیاز در نقطه تعادل E برابر شود0، با قیمت P0و مقدار q0وادبا این حال ، سیاست هایی برای بالا نگه داشتن قیمت برای کشاورزان ، قیمت بالاتر از سطح تعادل بازار را حفظ می کند - قیمت PF که توسط خط افقی متراکم در نمودار نشان داده شده است. نتیجه یک مقدار است که بیش از مقدار مورد نیاز (QD) تهیه شده است. هنگامی که مقدار تأمین شده بیش از مقدار مورد نیاز است ، مازاد وجود دارد.

تخمین زده می شود که مناطق با درآمد بالا جهان ، از جمله ایالات متحده ، اروپا و ژاپن ، تقریباً 1 میلیارد دلار در روز برای حمایت از کشاورزان خود هزینه کنند. اگر دولت مایل به خرید اضافی باشد (یا برای خرید دیگران برای خرید آن) ، کشاورزان از کف قیمت بهره مند می شوند ، اما مالیات دهندگان و مصرف کنندگان مواد غذایی هزینه ها را پرداخت می کنند. پیشنهادات بی شماری برای کاهش یارانه های مزرعه ارائه شده است. با این حال ، در بسیاری از کشورها ، حمایت سیاسی از یارانه برای کشاورزان همچنان قوی است. یا به این دلیل که این امر توسط جمعیت به عنوان حمایت از شیوه زندگی سنتی روستایی یا به دلیل قدرت لابی صنعت کشاورزی تجاری تلقی می شود.

برای اطلاعات بیشتر در مورد اثرات سقف های قیمت و کفهای موجود در تقاضا و عرضه ، به ویژگی های زیر آن را Clear Up مراجعه کنید.

The graph shows an example of a price floor which results in a surplus.

شکل 2. قیمت گندم اروپایی: یک مثال قیمت قیمت. تقاطع تقاضا (D) و عرضه (های) در نقطه تعادل E خواهد بود0وادبا این حال ، یک کف قیمت که در PF تنظیم شده است ، قیمت بالای e را در خود جای داده است0و از سقوط آن جلوگیری می کند. نتیجه کف قیمت این است که مقدار عرضه شده QS از مقدار QD مورد نیاز فراتر می رود. عرضه اضافی نیز وجود دارد که مازاد نیز نامیده می شود.

آیا سقف های قیمت و کف تقاضا یا عرضه را تغییر می دهند؟

نه سقف قیمت و نه کف قیمت باعث تغییر تقاضا یا عرضه نمی شود. آنها به سادگی قیمتی را تعیین می کنند که آنچه را که می توان از نظر قانونی در بازار شارژ کرد ، محدود می کند. به یاد داشته باشید ، تغییرات در قیمت باعث تغییر تقاضا یا عرضه نمی شود. سقف های قیمت و کف قیمت می تواند باعث انتخاب متفاوتی از مقدار مورد نیاز در طول منحنی تقاضا شود ، اما آنها منحنی تقاضا را جابجا نمی کنند. کنترل قیمت می تواند باعث انتخاب متفاوتی از مقدار عرضه شده در طول منحنی عرضه شود ، اما آنها منحنی عرضه را تغییر نمی دهند.

خلاصه

سقف های قیمت مانع از افزایش قیمت بالاتر از سطح معینی می شوند. هنگامی که یک سقف قیمت زیر قیمت تعادل تعیین شود ، مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده خواهد بود و تقاضای یا کمبود اضافی حاصل می شود. کف قیمت مانع از سقوط قیمت در زیر سطح معینی می شود. هنگامی که کف قیمت بالاتر از قیمت تعادل تعیین شود ، مقدار عرضه شده از مقدار مورد نیاز فراتر خواهد رفت و عرضه یا مازاد اضافی نیز نتیجه می گیرد. کف قیمت و سقف قیمت اغلب منجر به عواقب ناخواسته می شود.

واژه نامه

سقف قیمت یک حقوقی حداکثر قیمت کنترل قیمت قوانین دولت برای تنظیم قیمت ها به جای اینکه به نیروهای بازار اجازه دهند قیمت قیمت قیمت حداقل قیمت قانونی را تعیین کنند ، مازاد اجتماعی را مشاهده می کنید

قوانین دولت برای تنظیم قیمت ها به جای اجازه دادن به نیروهای بازار ، قیمت ها را تعیین می کند. هنگامی که یک سقف قیمت زیر قیمت تعادل تعیین شود ، مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده خواهد بود و تقاضای یا کمبود اضافی حاصل می شود. کف قیمت مانع از سقوط قیمت در زیر سطح معینی می شود. هنگامی که کف قیمت بالاتر از قیمت تعادل تعیین شود ، مقدار عرضه شده از مقدار مورد نیاز فراتر خواهد رفت و عرضه یا مازاد اضافی نیز نتیجه می گیرد. کف قیمت و سقف قیمت اغلب منجر به عواقب ناخواسته می شود.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 36 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 12:27