
1،2 و
خلاصه
هدف از این مقاله بررسی ادغام نوسانات در سه بازار است. Spot ، Futures و گزینه ها ، به منظور ارائه ورودی برای اهداف محافظت و تدوین سیاست های مشتقات. از روش عمومی لحظات (GMM) برای ضبط مدل سازی معادله همزمان نوسانات در سه بازار استفاده می شود. ادغام نوسانات در سه بازار نیز برای استراحت ساختاری مورد آزمایش قرار می گیرد. یافته اصلی مقاله این است که نوسانات در بازار گزینه ها با نوسانات در بازار Spot و Futures همراه نیست. با این حال ، نوسانات در بازارهای Spot و Futures با یکدیگر همراه است. در نتیجه ، سرمایه گذاران می توانند از گزینه هایی برای اهداف محافظت استفاده کنند و سیاست گذاران نیازی به نگرانی در مورد تأثیر قریب الوقوع بازارهای گزینه ها در بازارهای نقطه ندارند. به بهترین دانش نویسندگان ، هیچ مطالعه دیگری وجود ندارد که در مورد ادغام نوسانات در سه بازار بحث کند. علاوه بر این ، یافتن این مقاله مبنی بر اینکه بازار گزینه ها در مقایسه با بازار آینده متفاوت رفتار می کند نیز در مطالعات قبلی مورد بحث قرار نگرفته است.
1. معرفی
نوسانات در اصل ابزاری برای درک نرخ تغییر قیمت در آن است. قیمت اوراق بهادار همیشه برای همه ذینفعان در بازار اوراق بهادار در سراسر جهان بیش از حد است. علاوه بر این ، نرخ تغییر در قیمت هر امنیت یک عامل بسیار مهم برای محققان و صنعت است. افراد در همه گروه های ذینفعان بسیار علاقه مند به دانستن تغییر در قیمت بیشتر از قیمت خود هستند. از این رو ، دانستن تغییر قیمت در آینده از قیمت های گذشته مهمتر می شود. اندازه گیری نوسانات این تصور را ایجاد می کند که چگونه قیمت در گذشته تغییر کرده است. بنابراین ، بدیهی است که قیمت آینده یک امنیت تأثیرگذاری بر قیمت فعلی خواهد داشت. با این حال ، قیمت آینده یک امنیت نیز ممکن است تأثیرگذاری بر قیمت های فعلی اوراق بهادار دیگر داشته باشد.
درک نوسانات نشانگر بسیار بهتری از قیمت های آینده از هر چیز دیگری است. بنابراین ، سرمایه گذاران بیشتر به سمت دانستن نوسانات یک امنیت متمرکز شده اند تا قیمت های آینده آن را بدانند. در قیمت گذاری گزینه ها نیز ، نوسانات دارایی زیرین یکی از ورودی های اصلی است (Bakshi et al. 1997). نوسانات در بورس سهام مربوط به عوامل کلان اقتصادی اقتصاد است که پیامدهای طولانی مدت دارند (Bansal et al. 2014). تغییر در نوسانات همچنین توجه مقاماتی را که ممکن است تصمیم بگیرند با اقدامات مناسب نسبت به آن واکنش نشان دهند ، توجه می کند (هان و میرا 1990). بنابراین ، در این مقاله ، به جای قیمت ، نوسانات بازارهای مختلف و ادغام آنها مورد بررسی قرار می گیرد.
سرمایه گذاری در بازارهای Spot همیشه توسط سرمایه گذاران ارجح است. با این حال ، بازارهای مشتق همچنین یک بستر به همان اندازه پرسود اما خواستار برای سرمایه گذاری ارائه می دهند. مشتقات ، به عنوان جایگزینی برای بازار نقطه ، فرصتی برای سرمایه گذاری در همان اوراق بهادار ، با قیمت پایین تر فراهم می کنند. گرچه دیدگاههای متنوعی در مورد سرمایه گذاری در بازار مشتقات وجود دارد ، اما شواهد کافی برای اثبات سرمایه گذاران آگاه در بازارهای مشتق وجود دارد (چن و وانگ 2017 ؛ پان و پوتشمن 2006). همچنین مورد بحث قرار می گیرد که سرمایه گذاران آگاه ممکن است یا ممکن است در بازار آینده سرمایه گذاری کنند. در عوض ، به نظر می رسد پذیرفته شده است که سرمایه گذاران آگاه فقط دو گزینه برای سرمایه گذاری دارند: بازارهای نقطه یا بازار گزینه ها. این پذیرش de facto آب ندارد (لین و همکاران 2017). لین و همکاران.(2017) نشان می دهد که سرمایه گذاران به دنبال فرصت هایی برای سرمایه گذاری در معاملات آتی و همچنین سهام و گزینه ها هستند.
در حقیقت ، بازارهای مشتقات راه هایی را برای سرمایه گذاری در اوراق بهادار فراهم می کنند ، البته با برخی خطرات اضافی ، که با هزینه کم سرمایه گذاری شیرین می شوند. با این حال ، به دلیل نگرانی های نظارتی ، تمام اوراق بهادار ذکر شده در بورس سهام معمولاً مجاز به سرمایه گذاری در بازارهای مشتق نیستند. اوراق بهادار که مجاز به تجارت در بازار مشتقات هستند ، علی رغم تعداد کمتر آنها ، بر اوراق بهادار که مجاز به تجارت در بازار مشتقات نیستند ، تأثیر قابل توجهی دارد (بولونیا 2000 ؛ بولونیا و کاوالو 2002).
مطالعات موجود در سه بازار (بازارهای مشتق به بازارهای آینده و گزینه ها تقسیم می شوند ؛ هر دو به همراه بازارهای نقطه ای به سه بازار تبدیل می شوند) به روش های زیر انجام می شوند. اولین مجموعه مطالعات در هر دو بازار از این سه نفر انجام می شود (Chakravarty et al. 2004 ؛ Chan 1993 ؛ Chan et al. 1991 ، 2002). مجموعه دوم مطالعات در هر سه بازار با هم است ، اما عمدتاً بر روابط سرب بین قیمت یا بازده متمرکز است (جونگ و دوندرز 1998). با این حال ، هیچ یک از این روشهای مطالعه به موضوعات مطالعه نوسانات در هر سه بازار با هم نمی پردازند.
آتیلگان و همکاران.(2016) در یک نظرسنجی در مورد مشتقات که مطالعات بیشتر در مورد کشف قیمت ، ساختار بازار و کارآیی بازار انجام می شود ، نمایش داده شده است. علاوه بر این ، مطالعات عمدتاً در مورد بازارهای تایوان ، کره ای و چین انجام می شود. فقط مطالعات کمی در مورد قیمت گذاری و مدیریت ریسک در بازار مشتقات و برای آن موضوع در اقتصادهای توسعه یافته انجام شده است. مطالعات در مورد نوسانات در بازار مشتقات هند نادر است. چند مطالعه در مورد نوسانات ضمنی و نوسانات تحقق یافته وجود دارد (Ryu 2012 ؛ Szu et al. 2011). حداکثر ، هان و میرا (1990) ادعا می کنند که در صورت عدم وجود هزینه های معامله و اقدامات شرکت ، نوسانات در هر سه بازار باید برای شاخص های سهام به عنوان امنیت اساسی یکسان باشد. با این حال ، مطالعات در مورد ادغام نوسانات در هر سه بازار وجود ندارد. این مقاله این شکاف تحقیق را پر می کند تا از جدید بودن و سهم در این زمینه اطمینان حاصل شود.
مطالعات بسیاری وجود دارد که نوسانات بازار نقطه را با حجم در بازار گزینه ها پیوند می دهد (چن و وانگ 2017 ؛ ساروار 2005). به همین ترتیب ، چند مطالعه در مورد چگونگی ارتباط حجم در بازار آتی با نوسانات در بازارهای نقطه وجود دارد (Bessembinder and Seguin 1992). در مقابل ، مقاله حاضر ارتباط بین نوسانات موجود در هر سه بازار را با هم بررسی می کند.
وقفه های ساختاری ، ضمن مطالعه نوسانات در بازار اوراق بهادار ، یک پدیده خوب تحقیق شده است (بانرجی و اورگا 2005 ؛ فرناندز 2004 ؛ مورالس-زوماکورو و سوسولا-ریوررو 2010 ؛ مورالس و گسی فالزون 2014 ؛ د گتانو 2018). دو استراحت ساختاری احتمالی در طول دوره زمانی انجام شده برای مطالعه حاضر مشخص شده است. اولین استراحت در هند در ماه مه 2014 هنگامی که یک تغییر بزرگ سیاسی و اقتصادی رخ داده است. استراحت دوم هنگامی مشخص می شود که همان تغییر در مجموعه سیاسی در نوامبر 2016 در ایالات متحده رخ داده است. استراحت دوم مهمتر می شود زیرا در همان دوره زمانی ، یک تمرین شیطانی در هند انجام شد. هر دو استراحت ساختاری بخشی از مطالعه حاضر است.
برای مقایسه ادغام نوسانات قبل و بعد از هر دو شکست ساختاری (مه 2014 و دسامبر 2016) که در این مطالعه انجام شده است.
باقیمانده مقاله به روش زیر مرتب شده است. مقدمه توسط بخش دوم که شامل یک بررسی ادبیات است ، دنبال می شود. بخش سوم داده ها و روش های مورد استفاده را نشان می دهد ، و به دنبال آن بخش چهارم که نتایج تجربی ارائه می شود. بحث و نتیجه گیری نتایج در بخش پنجم ارائه شده است. سهم نویسنده ششم و آخرین بخش مقاله است.
2. بررسی ادبیات
این ادبیات با مطالعات در مورد نوسانات در شرایط مختلف مانند نقطه ، آینده و بازارهای گزینه ها پر شده است. بحث در مورد بررسی ادبیات مربوط به این مقاله در زمینه زمینه های زیر انجام می شود: (1) بازارهای نقطه و آینده.(2) بازارهای نقطه و گزینه ها ؛(3) آینده و گزینه ها ؛و (4) بازار ، آینده و گزینه ها.
ادغام بازار آینده با بازار Spot یکی از مناطق مرتبط با این مقاله است. اگرچه بین این دو بازار مطالعاتی وجود دارد ، اما فقط تعداد معدودی در مورد ادغام نوسانات در هر دو بازار بحث می کنند (Bessembinder and Seguin 1992 ؛ Chan et al. 2018 ؛ Chang et al. 2017 ؛ Qin et al. 2018). بیشتر مطالعات مربوط به قیمت ها ، بازده ها و کشف قیمت در یک بازار ناشی از بازارهای دیگر است. او و شی (2012) نشان می دهند که در چین ، قیمت آتی بازار نقطه کشف قیمت را هدایت می کند. در بازار نفت خام ، معاملات آتی به کشف قیمت در بازار نقطه (Silverio و SzKLO 2012) کمک می کند. در بازار سهام ترکیه ، ارتباط قابل توجهی بین آینده و بازارهای نقطه ای گزارش شده است (کسمن و کسمن 2008). مطالعه قیمت های بازار یا با بازار آینده یا با بازار Forwards معمول است (Kavussanos and Visvikis 2004 ؛ Kavussanos et al. 2014). کیم و ریو (2014) نشان می دهند که بازار معاملات آتی بیشتر بر نوسانات بازار نقطه تأثیر می گذارد تا بازده یا حجم بازار نقطه. برعکس ، قاضی و رینچارون (2014) شواهدی را پیدا می کنند که در تایلند ، تغییر بازار در بازار نقطه ای منجر به تغییر در بازار آینده می شود.
هوو و احمد (2017) اثر سرریز نوسانات را از بازار آتی به بازارهای چین نشان می دهند. مطالعاتی وجود دارد که تأثیر معرفی آتی در نوسانات نقطه و افزایش در نتیجه راندمان بازار در بازار نقطه را برجسته می کند (Bae et al. 2004). نتایج مختلط تأثیر بر نوسانات نقطه به دلیل معرفی آینده گزارش شده است (Xie and Mo 2014 ؛ Yu 2001). Pok and Poshakwale (2004) نشان می دهد که معرفی آتی نوسانات در بازارهای نقطه ای در بورس اوراق بهادار کوالالامپور را افزایش می دهد. از طریق یک مطالعه قبلی ، ادواردز (1988) طرفداری می کند که به دلیل معرفی معاملات آتی شاخص در نوسانات شاخص سهام هیچ تاثیری وجود ندارد. بولونیا (2000) شواهدی را در بازار ایتالیا نشان می دهد که معرفی آینده ها ماهیت نوسانات در بازار نقطه را تغییر نمی دهد ، با این حال ، به دلیل معرفی آینده ، نوسانات کند می شود. علاوه بر این ، همچنین اظهار می شود که نوسانات به طور معکوس با حجم معاملات معاملات آتی متناسب است. Koutmos و Tucker (1996) ارتباط نوسانات در بازار و آینده را نشان می دهند. آنها تأکید می کنند که نوسانات بازارهای آتی بیش از نوسانات بازار را به خود اختصاص می دهد.
چان و همکاران.(1991) اظهار داشت كه وابستگی متقابل بین نوسانات بازارهای نقطه و آینده وجود دارد. دارات و همکاران.(2002) نشان می دهد که نوسانات بازار نقطه بر نوسانات آتی تأثیر می گذارد اما برعکس (نوسانات آتی که بر نوسانات بازار نقطه تأثیر می گذارد) درست نیست. هاجسون و نیکولز (1991) همبستگی مثبت بین نوسانات آینده و بازارهای نقطه را برجسته می کنند. Tokat و Tokat (2010) وابستگی متقابل نوسانات آینده و بازارهای نقطه ای را در بورس اوراق بهادار ترکیه برجسته می کنند. چانگ و همکاران.(2018) در مورد ادغام بین بازارهای معاملات آتی صندوق های معامله شده مبادله (ETF) و بازارهای انرژی و مالی بحث می کند.
چندین مطالعه وجود دارد که ارتباط بین بازارهای نقطه و گزینه ها را نشان می دهد. Guo و Qiu (2014) ارتباط منفی بین اقدامات نوسانات ناشی از گزینه (واریانس) و بازده در بازارهای نقطه را نشان می دهند. شواهدی وجود دارد که ادعا می کنند کشف قیمت در بازارهای نقطه ای به دلیل بازار گزینه ها است (Hentze and Seiler 2000). لی (2008) نشان می دهد که تا سطح مشخصی در قیمت گزینه ، هیچ تاثیری در نوسانات دارایی زیربنایی وجود ندارد. با این حال ، با عبور از آستانه ، قیمت گزینه بالا می رود ، فراتر از آستانه ، داوری افزایش می یابد و به تبع آن ، نوسانات در بازارهای نقطه پایین می رود. در یک رابطه سرب بین گزینه ها و بازارهای نقطه ای ، بازارهای نقطه ای از بازارهای گزینه ها پیش می روند (استفان و ویلی 1990). ترکینگتون و والش (2000) اظهار داشتند که قیمت های نقطه قیمت گزینه را منجر می کنند اما حجم مشاهده شده در بازارهای نقطه ای باعث می شود قیمت ها در بازار نقطه و گزینه ها باشد.
ادبیات نسبتاً کمتری در مورد ارتباط نوسانات در سه بازار (نقطه ، آینده و بازارهای گزینه ها) یافت می شود زیرا توجه بیشتری به هر یک از این دو بازار نسبت به سه بازار در کل مورد توجه قرار می گیرد. در برخی از کارهای اولیه در مورد آینده و گزینه های بازارهای گزینه ، Draper and Fung (2002) شواهدی از فرصت های سودآور داوری به دلیل بازارهای آینده و گزینه ها پیدا می کند. بعداً ، Fahlenbrach و Sandås (2009) شواهدی از همبستگی در قیمت گزینه ها و آینده نشان می دهند. آنها برای برجسته کردن هم حرکت قیمت ها ، از گزینه های و معاملات آتی FTSE 100 استفاده می کنند (شاخص بورس اوراق بهادار 100 Financial Times). علیرغم شواهد مهم در مورد هماهنگی قیمت ها ، مطالعات در مورد ارتباط بین نوسانات در هر دو بازار (آینده و بازارهای گزینه ها) بسیار نادر است. بعد از سالها ، فارکاس و همکاران.. علاوه بر این ، لین و همکاران.(2017) تأثیر معاملات گزینه شاخص را در آینده شاخص ثبت کنید. با این حال ، هیچ یک از مطالعات در مورد گزینه ها و بازارهای آینده در مورد ارتباط نوسانات در هر دو بازار بحث نمی کنند.
مطالعات بسیار کمی در مورد سه بازار وجود دارد. یکی از آثار قبلی توسط Kleidon و Whaley (1992) است که نشان می دهد که چگونه سه بازار قبل و بعد از بحران مالی 1987 فرار کرده اند. Pericli و Koutmos (1997) تأثیر بازار مشتقات ارزی را بر نوسانات نقطه بررسی می کنند. آنها نشان دادند که در شرایط عادی مشتقات بر بازارهای نقطه تأثیر نمی گذارند. با این حال ، آنها تأثیر قابل توجهی از مشتقات در بازار نقطه را به دلیل وقایع شدید ، به عنوان مثال بحران مالی 1987 گزارش می دهند. جونگ و دوندرز (1998) از داده های بازار گزینه های اروپایی در سال 1992-1993 استفاده می کنند تا نشان دهند که بازار آینده منجر می شوداز نظر کشف قیمت ، از نظر مکان و گزینه ها. این یک نتیجه تعجب آور بود زیرا بازار آینده معمولاً در بین این سه بازار پیش نمی رود. در یک مطالعه مشابه دیگر در مورد سرب سرب در بین سه بازار در هنگ کنگ (Chiang and Fong 2001) ، مشخص می شود که بازار نقطه ای از دو بازار دیگر صدرنشینی می کند. کانگ و همکاران.(2006) این انجمن را در بین سه بازار مطرح می کند و شواهدی را پیدا می کند که بازار گزینه ها منجر به بازار آینده می شود و بازار آینده منجر به بازار نقطه می شود.
Debasish (2009) ، ضمن تحصیل در محل هند ، آینده و بازارهای گزینه های هند ، از این که مشتقات منجر به بازارهای نقطه می شوند. با این حال ، بین معاملات آینده و گزینه ها ، برای تماس ها ، گزینه ها بیش از آینده پیش می روند ، در حالی که در مورد قرار دادن ، معاملات آینده پیش می رود. با این حال ، همه این مطالعات بر ارتباط بین نوسانات در بازارهای نقطه ای ، آینده و گزینه ها قرار نمی گیرند. Shenbagaraman (2003) اسناد می کند که معرفی گزینه ها و آینده در هند تغییر زیادی در نوسانات بازار نقطه ایجاد نمی کند. فقط ماهیت نوسانات به دلیل وجود مشتقات تغییر می کند (برخی از تأثیر در تداوم و واکنش پذیری نوسانات گزارش شده است). در یک مطالعه انگلیس در مورد FTSE 100 ، نشان داده شده است که در دوره عادی ، مشتقات روی بازار نقطه تأثیر نمی گذارند. با این حال ، در برخی از دوره های خاص از تجاوز ، نوسانات نقطه تحت تأثیر بازار مشتقات قرار می گیرد. وانگ و چن (2007) یک سریال یک طرفه از بازار معاملات آتی به بازار گزینه ها و سرریز دو طرفه بین بازار و بازارهای آینده در بورس اوراق بهادار تایوان را به نمایش می گذارند.
چان و لیین (2006) سه بازار ارز را مطالعه می کنند. آنها استدلال می كنند كه گزینه های ارزی وابستگی متقابل بین بازار و بازارهای آینده را كاهش می دهد و از این رو گزینه های بازار در بین سه بازار حاكم است. چن و گائو (2009) شواهدی از ارتباط بین سه بازار پیدا می کنند ، اما برای بازده و نه برای نوسانات. چانگ و همکاران.(2010) تغییرات در نوسانات بازار نقطه را به دلیل گزینه ها و بازارهای آینده بررسی کنید. آنها تأکید می کنند که به دلیل گزینه ها و بازارهای آتی هیچ تاثیری در نوسانات بازار نقطه وجود ندارد.
مطالعاتی در مورد سه بازار وجود دارد که در مورد نوسانات بحث می کنند ، اما فقط در یکی از سه بازار (بولن و والی 2004 ؛ چن و وانگ 2017 ؛ نی و همکاران 2008 ؛ ساروار 2005). مشاهده شده است که ادغام نوسانات نقطه فقط با نوسانات بازار گزینه ها مرتبط است ، نه با نوسانات بازار آینده. به نظر می رسد که آنها از این واقعیت غافل هستند که یک بازار آتی وجود دارد که معامله گران آگاه نیز می توانند موقعیت هایی را به خود اختصاص دهند ، که ممکن است بر نوسانات موجود در بازار نقطه تأثیر بگذارد. با این حال ، به بهترین دانش ما ، هیچ مطالعه دیگری در مورد نقش بازار آینده در نوسانات در بازار نقطه بحث نمی کند. چنگ و همکاران.(2000) از این که بحث در مورد نوسانات بازار نقطه بدون در نظر گرفتن بازار آینده به همراه بازار گزینه ها ناقص است. با این حال ، ما معتقدیم که کار حاضر پیشگام است زیرا این امر نوسانات بازار آتی را به همراه بازارهای Spot و گزینه ها بررسی می کند. مطالعه حاضر شکاف ایجاد شده در اثر عدم وجود بازارهای آینده در مطالعه نوسانات بین این سه بازار را پر می کند. علاوه بر این ، مطالعه حاضر به بررسی ارتباط بین نوسانات سه بازار ، یعنی. بازار ، معاملات آتی و گزینه ها. با اشاره به بحث فوق الذکر در بررسی ادبیات ، فرضیه های زیر برای آزمایش تجربی ارائه شده است:
ادبیات کافی برای حمایت از وقفه های ساختاری قابل توجه در سری نوسانات وجود دارد. فرناندز (2004) با استفاده از دو رویکرد ، شکاف های ساختاری در نوسانات را بررسی می کند: ICS (جمع تجمعی تعاملی مربعات) و تجزیه و تحلیل موجک. Dufour and Ghysels (1996) ، در کار قبلی خود در مورد شکستگی های ساختاری ، بررسی می کنند که چگونه و چگونه مطالعات در مورد شکستگی ساختاری با استفاده از مدل سازی اقتصاد سنجی انجام می شود. Banerjee و Urga (2005) نمونه های مدل سازی اقتصاد سنجی را برای وقفه های ساختاری در نوسانات حافظه طولانی و همبستگی در بین نوسانات نشان می دهند. Morales-Zumaquero و Sosvilla-Rivero (2010) ، در مطالعه ای در مورد نوسانات ارزی ، شواهدی از وقفه های ساختاری پیدا می کنند. مورالس و گسی فالزون (2014) همچنین در هنگام مطالعه سرریز نوسانات بین بازارهای نفت خام و بازارهای سهام ، مواردی از وقفه های ساختاری را نشان می دهند. فرضیه زیر بر اساس آرگومان های فوق تدوین شده است:
میزان ارتباط نوسانات در سه بازار در طول دوره های زمانی از هم جدا شده توسط استراحت ساختاری تغییر می کند.
3. داده ها و روش شناسی
3. 1داده ها
برای نرخ نقطه ، قیمت بسته شدن هفتگی Nifty-50 (شاخص بورس اوراق بهادار ملی ، هند) برای بین سالهای 2010 تا 2017 جمع آوری می شود. برای آینده ، قیمت بسته شدن هفتگی از پیشکسوتان Nifty-50 گرفته شده است ، و برای گزینه ها ،قیمت های بسته شدن هفتگی از گزینه های Nifty-50 از سال 2010 تا 2017 گرفته می شود (Wang and Wu 2013). قیمت ها از وب سایت رسمی NSE (بورس اوراق بهادار ملی) بدست آمده است. با مراجعه به هو (2014) ، قیمت های پنج روز یا کمتر ، و قبل از انقضا دور می شوند. هر دو گزینه شاخص و آینده شاخص به مدت سه ماه در NSE (بورس اوراق بهادار ملی) معامله می شوند. علاوه بر کاهش اثر انقضا ، برای بازگرداندن گزینه ها قبل از انقضا ، دوره زمانی 5 روزه اعمال می شود (Chiang and Fong 2001). هر دو موقعیت و گزینه های موجود در شاخص Nifty-50 ، هر سه ماه یکبار منقضی می شوند. بنابراین ، برای به دست آوردن یک سری مداوم برای آینده ، و همچنین برای گزینه ها ، فرض استفاده از آینده و گزینه های Nifty-Index در این مقاله اعمال می شود (Floros and Salvador 2016).
این ادبیات از این دیدگاه پشتیبانی می کند که گزینه های AT-the-Money (ATM) تخمین دقیق تری از نوسانات نسبت به گزینه های خارج از پول (OTM) و گزینه های موجود در پول (ITM) (Gemmill 1986 ؛ Gwilym and Buckle "می دهد. 2001). گزینه های قیمت کمتر از 1 دلار برای جلوگیری از حداقل تعصب کنه حذف می شوند (هان و میرا 1990). همین روش در مقاله فعلی برای جمع آوری قیمت گزینه ها استفاده می شود.
3. 2آمار خلاصه
قیمت های پایانی از هر سه بازار جمع آوری شده است. این سری قیمت ها به سری بازگشت تبدیل می شوند. علاوه بر این ، مدل GARCH (1،1) (ناهمگونی مشروط به اتورگرایی عمومی) در سری بازگشت به منظور تولید یک سری واریانس برای هر سه بازار اعمال می شود ، یعنی. بازارهای نقطه ، آینده و گزینه ها (به ترتیب فهرست ، فهرست ، گزینه های تماس با فهرست و گزینه های شاخص-پت). آمار توصیفی از هر چهار سری واریانس در جدول 1 گزارش شده است. میانگین واریانس برای شاخص ها و شاخص های آینده به ترتیب در 0. 04 ٪ و 0. 05 ٪ کاملاً کم است. در مورد انحراف استاندارد سری واریانس برای هر دو نیز صادق است. با این حال ، در مورد گزینه ها ، میانگین واریانس به ترتیب 24. 72 ٪ و 22. 32 ٪ برای تماس و گزینه های قرار داده شده است.
هر چهار سری واریانس طبیعی نیستند زیرا نتیجه آزمون JB (آزمون Jarque Bera) در هر چهار مورد قابل توجه است. علاوه بر آمار توصیفی ، ثابت بودن هر چهار سری واریانس با استفاده از آزمون افزوده دیکی فولر (ADF) و تست های فیلیپس-پرورون (P-P) آزمایش می شود. هر چهار سری واریانس در سطوح ثابت هستند (جدول 2).
3. 3روش شناسی
ثابت بودن سری زمانی با استفاده از تست افزوده Dickey-Fuller و تست P-P آزمایش می شود (فیلیپس و پرون 1988). به دنبال قانون پارسیمونی ، طول تاخیر بهینه بر اساس AIC (معیارهای اطلاعات Akaike) و SCI (معیارهای اطلاعات شوارتز) انتخاب می شود. در بررسی اولیه داده ها ، مشخص شده است که سری قیمت نقاط و معاملات آتی در سطوح غیر ثابت است ، اما داده های قیمت گزینه ها در سطوح ثابت است. این به طور منحصر به فرد در زمینه بازار گزینه Index Index وجود داشت زیرا به طور معمول گزینه های شاخص نیز در سطوح غیر ثابت هستند (ترکینگتون و والش 2000).
احتمال ادغام در بین نوسانات سه بازار رد می شود زیرا سری واریانس هر سه بازار در سطح ثابت است. مطالعات بسیاری وجود دارد که همزمان در بین سه بازار مورد مطالعه قرار می گیرد. با این حال ، بیشتر مطالعات بر روی نوسانات نیست ، بلکه در مورد قیمت ها یا بازده ها نیست (Sogiakas and Karathanassis 2015). مطالعه حاضر بر نوسانات سه بازار و ارتباط بلند مدت آنها است. با این حال ، امکان مطالعه همزمان ادغام رد می شود زیرا سری نوسانات (واریانس) سه بازار در سطوح ثابت است ، که این نقض اصلی ادغام است ، همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت. علاوه بر این ، از آنجا که نویسندگان می خواهند یک ارتباط طولانی مدت در بین نوسانات سه بازار برقرار کنند ، اثر سرریز نوسانات نیز غیر قابل توضیح است (Malhotra و Sharma 2016) (اثر سرریز نوسانات در بین نوسانات سه بازار می تواند یک منطقه آینده باشدمطالعه در مورد این موضوع).
در نتیجه، با کاوش و رد احتمالات یکپارچگی مشترک و اثر سرریز، نویسندگان قصد استفاده از رگرسیون را داشتند. با این حال، از آنجایی که ادبیات از همزمانی در سه بازار پشتیبانی می کند، مطالعه فعلی نیز همزمانی را در بین نوسانات سه بازار آزمایش می کند. اثر سرریز نوسان نیز وجود همزمانی بین نوسانات هر سه بازار را تأیید می کند (مالهوترا و شارما 2016؛ وانگ و چن 2007). بنابراین، سیستم های معادله باید انتخاب واضحی برای مطالعه نوسانات در سه بازار باشد، مشروط بر اینکه همزمانی مثبت باشد (هم زمانی را می توان با کمک آزمون هاسمن برای همزمانی آزمایش کرد).
چند روش وجود دارد که می توان از آنها برای مطالعه معادلات همزمان استفاده کرد. از آنجایی که مطالعه اثرات همزمان یکی از اهداف مطالعه است، از روش VAR (خود رگرسیون برداری) استفاده نشده است. بین TSLS (دومرحله ای حداقل مربع) و GMM (روش کلی گشتاورها)، پژوهش حاضر از GMM استفاده کرده است. روش حداقل مربعات بهینه (OLS) شامل روش های TSLS و ML (حداکثر احتمال) دارای محدودیت های زیر است: (1) مدل باید مشخص شود.(2) فرض خطی بودن باید درست باشد. و (3) فرض توزیعی قرار است از خود همبستگی و ناهمسانی مراقبت کند (جاگاناتان و همکاران 2002). روش GMM محدودیت های فوق را به خوبی کنترل می کند. بنابراین، بین TSLS و GMM، نویسندگان روش GMM را در مطالعه حاضر ترجیح دادند.
روش متغیر ابزاری یک روش استاندارد است که برای رسیدگی به موارد همزمانی بین TSLS، GMM یا LIML (حداکثر احتمال اطلاعات محدود) استفاده می شود (Larcker and Rusticus 2010). همین امر در مطالعه حاضر نیز اعمال می شود.
به طور کلی، ادبیات فراوانی برای بازارهای جهانی و به ویژه برای بازار هند وجود دارد که از توانایی مدل GARCH(1،1) برای ارائه تخمین بهتری از نوسانات نسبت به مدل های دیگر پشتیبانی می کند (Andersen and Bollerslev 1998؛ Karmakar 2005).؛ راستوگی و سریواستاوا 2011). با این حال، برخی استثناها برای انتخاب مدل GARCH(1،1) به عنوان بهترین مدل برای برآورد نوسانات وجود دارد (گابریل 2012). با وجود استثنائات، برای این مطالعه در بازار هند، به دلیل پشتیبانی ادبیات، مدل GARCH (1،1) برای تخمین سری واریانس (نوسان پذیری) برای هر سه بازار انجام شده در مطالعه حاضر استفاده می شود.
3. 4. مدل اقتصاد سنجی و رابطه همزمان
سیستم معادلات زیر با استفاده از برآوردگر GMM برآورد شده است. هر سه معیار نوسانات به عنوان متغیرهای درون زا در نظر گرفته شده اند. شرایط تأخیر همه متغیرهای درون زا به عنوان متغیرهای ابزاری (IV) در نظر گرفته می شوند زیرا تاخیر متغیرهای درون زا و همچنین برون زا متغیرهای از پیش تعیین شده هستند. متغیرهای از پیش تعیین شده ماهیت برونزا دارند. داده های هفتگی گرفته شده است. بنابراین، تنها یک تاخیر در معادلات زیر برای متغیرهای درونزا در نظر گرفته شده است:
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 45
تاريخ : سه
شنبه
16 خرداد
1402 ساعت: 18:47