رسیدن به پتانسیل شما

ساخت وبلاگ

تحقق ناشی از پاکسازی موانع دیگران برای شما نیست. این ناشی از پاک کردن کسانی است که برای خودتان تعیین کرده اید.

علیرغم عناوین شغلی بلند و دستمزد چشمگیر ، بسیاری از مدیران با دست و پا گیر احساس حرفه ای ناراضی و تحقق نمی یابند. با نگاهی به عقب ، آنها آرزو می کنند که آنها به طور کلی فعالیت های متفاوتی را انجام دهند یا حتی انتخاب کنند. غالباً آنها احساس می کنند که در شغل خود گرفتار می شوند.

در این مقاله ، کاپلان ، استاد دانشکده بازرگانی هاروارد ، بررسی می کند که چرا مردم به این بن بست می رسند - و به آنها راهنمایی می کند که چگونه می توانند از طریق آن عبور کنند و به تمام توان خود برسند. او می گوید ، این هدف در مورد رسیدن به صدر نیست. در عوض ، این در مورد نگاهی بسیار شخصی است که شما چگونه موفقیت را در قلب قلب خود تعریف می کنید ، و سپس مسیر خود را در آنجا پیدا می کنید.

برای کشف راه خود ، باید به عقب برگردید و حرفه خود را مجدداً ارزیابی کنید ، و تشخیص می دهید که مدیریت آن مسئولیت شماست. بسیاری از افراد احساس قربانی می کنند که در واقع بیشتر زخم های شغلی به خودی خود وارد می شوند. کنترل خود با درک خود شروع می شود: به دنبال بازخورد صریح در مورد نقاط قوت و ضعف خود از همکاران بالا و پایین خود باشید و بدانید که واقعاً از انجام آن لذت می برید. این درک - نه تعریف دیگران از موفقیت - باید انتخاب و اهداف شغلی شما را راهنمایی کند. در مرحله بعد ، شناسایی سه یا چهار وظیفه اصلی در تجارت شما بسیار مهم است و مطمئن شوید که در آنها برتری دارید. در غیر این صورت ، موفقیت احتمالاً شما را نادیده می گیرد.

پس از انتخاب شرکت مناسب ، باید شخصیت و رهبری را نشان دهید. مدیران بزرگ منافع شرکت و همکاران خود را پیش از خودشان قرار می دهند. آنها مایل به صحبت کردن هستند ، حتی برای ابراز دیدگاه های غیرقانونی. بسیاری از مدیران به دلیل بازی بیش از حد ایمن ، به یک فلات برخورد کردند. اما آنهایی که رویاهای خود را شناسایی می کنند ، مهارت هایی را برای تحقق آنها ایجاد می کنند و شجاعت خود را نشان می دهند ، حتی اگر در این راه به برآمدگی ضربه بزنند ، تحقق پیدا می کنند.

ایده به طور خلاصه

با وجود موفقیت های چشمگیر ، از حرفه خود احساس ناامیدی می کنید - با اطمینان بیشتر باید به دست بیاورید. حتی ممکن است آرزو کنید که در کل حرفه دیگری را انتخاب کرده اید.

این احساسات اغلب ناشی از یک خطای مشترک است: خرید به تعاریف دیگران از موفقیت. برای رسیدن به پتانسیل خود ، کاپلان پیشنهاد می کند نگاهی عمیقاً شخصی در مورد چگونگی تعریف موفقیت داشته باشید:

با تشخیص اینکه مدیریت شغل خود مسئولیت شماست ، شروع کنید. سپس ، این سه مرحله را دنبال کنید:

  • خود را با شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و فعالیتهایی که واقعاً از انجام آن لذت می برید ، بشناسید.
  • از فعالیتهای مهم برای موفقیت در نقش مورد نظر خود برتری داشته باشید.
  • با قرار دادن منافع شرکت و همکاران خود ، شخصیت و رهبری را نشان دهید.

ایده در عمل

Kaplan این دستورالعمل ها را برای رسیدن به پتانسیل شما در محل کار ارائه می دهد:

خودت را بشناس

2-3 بزرگترین نقاط قوت و ضعف خود را بنویسید. اگر (مانند اکثر افراد) با شناسایی نقاط ضعف کلیدی مبارزه می کنید ، نظرات مردم (همسالان ، گزارش های مستقیم ، دوستان قابل اعتماد) را تقاضا کنید که حقیقت وحشیانه را به شما می گویند. بازخورد بسیار خاصی را بخواهید ("چقدر خوب گوش می دهم؟" "سبک رهبری من چیست؟"). پذیرای ورودی که دریافت می کنید.

سپس بفهمید که واقعاً از انجام آن لذت می برید. شغل رویایی شما چیست؟در برابر فریب یک میدان داغ مقاومت کنید: اگر بدون شور و شوق شدید به کار واقعی وارد آن شوید ، ممکن است چند سال قبل از اعتراف اعتراف کنید که این کار اشتباه برای شما است. پس از انتخاب کار ایده آل خود ، باید از ابتدا شروع کنید. اما انتخاب زمینه ای که دوست دارید به شما قدرت می دهد تا مشکلات اجتناب ناپذیر و ساعات طولانی لازم را برای رسیدن به پتانسیل کامل خود در هر حرفه ای مورد نیاز قرار دهید.

برتری در فعالیت های مهم

فعالیت های 3-4 را برای موفقیت در نقش مورد نظر یا فعلی خود مشخص کنید. سپس طرحی برای تعالی در این فعالیت ها تهیه کنید. مثال:

یک رئیس بخش جدید در یک شرکت بزرگ صنعتی در تلاش بود تا فروش و سود را رشد دهد. وی از طریق مصاحبه با کارکنان و مشتریان ، نتیجه گرفت که موفقیت در تجارت خود به توسعه روابط نزدیک با مدیران خرید مشتریان برتر ، قرار دادن افراد مناسب در موقعیت های مهم رهبری و ماندن در حاشیه نوآوری محصول وابسته است. وی شروع به تفویض فعالیتها کمتر برای موفقیت در موفقیت کرد تا بتواند بر افزایش نوار بر سه عامل موفقیت آمیز که شناسایی کرده بود ، تمرکز کند. فروش و سود بهبود یافته است.

نشان دادن شخصیت و رهبری

شخصیت و رهبری تفاوت بین عملکرد خوب و عالی را ایجاد می کند. برای نشان دادن شخصیت:

  • منافع شرکت و همکاران خود را پیش روی خود قرار دهید و بدون توجه به آنچه در آن برای شما وجود دارد ، برای دیگران انجام دهید.
  • طرز فکر یک مالک را اتخاذ کنید و از خود بپرسید اگر تصمیم گیرنده نهایی بودید چه کاری انجام می دهید.
  • مایل به ارائه توصیه هایی باشید که به نفع عملکرد کلی سازمان شما باشد ، احتمالاً به ضرر واحد خود شما. اعتماد کنید که در نهایت پاداش خواهید گرفت.

برای نشان دادن رهبری ، صحبت کنید - حتی وقتی شما یک دیدگاه غیرقانونی را بیان می کنید. مافوق شما ناامیدانه نظرات مخالف را می خواهند تا بتوانند انتخاب بهتری داشته باشند. اگر به جای ادعای نظرات صمیمانه خود ، آن را ایمن بازی کنید ، ممکن است در حرفه خود به یک فلات ضربه بزنید.

متخصصان جاه طلب غالباً زمان قابل توجهی را صرف فکر کردن در مورد استراتژی هایی می کنند که به آنها در دستیابی به سطح موفقیت بیشتری کمک می کند. آنها در تلاش هستند تا عنوان شغلی چشمگیرتر ، جبران خسارت بالاتر و مسئولیت درآمدهای قابل توجه ، سود و تعداد کارمندان را داشته باشند. تعاریف آنها از موفقیت اغلب تحت تأثیر خانواده ، دوستان و همکاران است.

با این وجود بسیاری در نهایت می دانند که ، با وجود تلاش و دستاوردهای خود ، آنها فاقد احساس واقعی رضایت و تحقق حرفه ای هستند. در طول دوران کار من با گلدمن ساکس و همچنین در طی چند سال گذشته مدیران تدریس و مربیگری و دانش آموزان MBA در دانشکده بازرگانی هاروارد ، با تعداد زیادی از مدیران چشمگیر که ابراز ناامیدی عمیق از مشاغل خود کرده اند ، ملاقات کرده ام. آنها به عقب نگاه کردند و احساس کردند که آنها باید بیشتر به دست بیایند یا حتی آرزو می کردند که در کل حرفه دیگری را انتخاب کرده اند.

یک تحلیلگر تحقیق بسیار موفق را در یک شرکت بزرگ اوراق بهادار در نظر بگیرید که به دیدن من آمده است زیرا او از پیشرفت شغلی خود دلسرد شده است. این امر به ویژه طعنه آمیز بود زیرا او به خوبی شناخته شده بود ، بسیار مورد توجه (رتبه یک در بخش صنعت خود) و به خوبی جبران شد. او به من گفت كه پس از 10 سال ، او از كار خود خسته شد ، رئیس خود را دوست نداشت و احساس كرد كه هیچ پتانسیل برای تحرک بیشتر به سمت بالا ندارد. مهمتر از همه ، او همیشه می خواست مدیر سرمایه گذاری باشد ، اما او به عنوان یک تحلیلگر شروع کرده بود و هرگز واقعاً مسیر شغلی خود را مجدداً ارزیابی نکرد. او احساس گرفتار شدن کرد. او از ترس از دست دادن قد و قامت خود می ترسید و نمی خواست کسی را رها کند ، اما در عین حال او نمی خواست آنچه را که انجام می داد ادامه دهد.

همانطور که ما صحبت کردیم ، او تعجب کرد که آیا او اینقدر مشغول تلاش برای رسیدن به نقاط عطف خاص بوده و افراد دیگری را تحت تأثیر قرار داده است که او از آنچه واقعاً از انجام آن لذت می برد ، از دست داده است. حقیقت این بود که وی عاشق تحلیل سهام و ارزیابی تیم های مدیریتی بود ، اما او همچنین می خواست مسئولیت تصمیم گیری های سرمایه گذاری واقعی را بر عهده بگیرد و سپس در برابر نتایج پاسخگو باشد. من او را تشویق کردم که اقدام کند و با تعدادی از شرکت های سرمایه گذاری (از جمله کارفرمای فعلی وی) در مورد تغییر شغلی صحبت کند. پس از انجام این کار ، وی در نهایت پیشنهاد شد و یک مقام مدیر نمونه کارها را در بخش مدیریت دارایی شرکت فعلی خود پذیرفت. او فهمید که رهبران شرکت وی می خواهند بدون توجه به توضیحات شغلی ، او را حفظ کنند و از این که فهمیدند که می خواهد در سمت سرمایه گذاری تجارت باشد ، بسیار شگفت زده شدند. او از آن زمان به یک مدیر سرمایه گذاری عالی تبدیل شده است ، و گرچه آرزو می کند که قدم به عقب برگردد و سالها قبل دوباره کار خود را دوباره مورد بررسی قرار داد ، اما هیجان زده است که او سوئیچ را در حالی که "هنوز زمان" ساخته است.

اگر احساس ناامیدی مشابهی را تجربه می کنید یا حتی از جهت کار خود پشیمان هستید ، این مقاله برای کمک به شما در بررسی این سؤال است که "آیا من به پتانسیل خود رسیده ام؟"این همان پرسیدن نیست ، "چگونه می توانم به صدر برسم؟"یا "چگونه می توانم در حرفه خود موفق باشم؟"در عوض ، این در مورد نگاهی بسیار شخصی است که چگونه موفقیت را در قلب قلب خود تعریف می کنید و سپس راه خود را برای رسیدن به آنجا پیدا می کنید.

"آیا من به پتانسیل خود رسیده ام؟"آیا همان پرسیدن نیست ، "چگونه می توانم به صدر برسم؟"

برای انجام این کار ، شما باید به عقب برگردید و کار خود را مجدداً ارزیابی کنید - با این تشخیص که مدیریت آن مسئولیت شماست. بسیاری از افراد احساس می کنند که در مشاغل خود قربانی می شوند ، وقتی در واقع کنترل قابل توجهی دارند. توقیف کنترل شما را ملزم می کند تا در سه حوزه اصلی نگاهی تازه به رفتار خود بیندازید: دانستن خود ، تعالی در کارهای مهم و نشان دادن شخصیت و رهبری.

مشاوره شغلی: مسیر خود را دنبال کنید

دستیابی به پتانسیل شما نیاز به درون نگری و رفتارهای خاص پیشگیرانه دارد - اما با یک فلسفه اساسی یا "قوانین جاده" شروع می شود.

1. مدیریت شغل خود 100 ٪ مسئولیت شماست و باید مطابق آن عمل کنید. بسیاری از متخصصان امیدوارکننده انتظار دارند که مافوق خود را راهنمایی کند ، به آنها مربیگری متفکرانه بدهد ، فرصت های چالش برانگیز را برای آنها فراهم کند و به طور کلی پیشرفت آنها را هدایت کند. چنین رویکرد منفعل احتمالاً شما را در بعضی از مواقع از بین می برد. در حالی که مافوق شما نقشی خواهد داشت ، حرفه شما شماست.

2. از خرد متعارف احتیاط کنید. این تقریباً همیشه اشتباه است - برای شما. پریدن روی باند ممکن است در ابتدا احساس خوبی داشته باشد اما اغلب سالها بعد به پشیمانی دردناک منجر می شود. برای رسیدن به پتانسیل خود ، باید فشار همسالان و افکار مردمی را فیلتر کنید. احساسات ، مهارت ها و اعتقادات خود را ارزیابی کنید. و سپس به اندازه کافی شجاع باشید تا روی آنها عمل کنید.

3. ایمان داشته باشید که اگرچه ممکن است عدالت در هر نقطه معین از زمان پیروز نشود ، اما به طور کلی باید با گذشت زمان پیروز شود. هنگامی که شما یک بی عدالتی متحمل می شوید ، باید مایل باشید که قدم به عقب برگردانید و به طور عینی نقش خود را در این وقایع ارزیابی کنید. این ذهنیت به شما کمک می کند تا از مشکلات اجتناب ناپذیر یاد بگیرید و در نهایت گزاف گویی کنید. همچنین به شما کمک می کند تا روی موضوعاتی که می توانید کنترل کنید و همچنین عزم خود را برای عمل مانند تصمیم گیرنده نهایی متمرکز کنید ، متمرکز شوید.

خودتان را می شناسید

مسئولیت شغل خود با ارزیابی دقیق از مهارت ها و عملکرد فعلی شما شروع می شود. آیا می توانید دو یا سه نقاط قوت خود و دو یا سه نقاط ضعف مهم خود را بنویسید؟در حالی که بیشتر افراد می توانند نقاط قوت خود را شرح دهند ، آنها اغلب برای شناسایی نقاط ضعف کلیدی تلاش می کنند. این تمرین شامل بازتاب معنی دار است و تقریباً همیشه ، مستلزم درخواست نظرات افرادی است که حقیقت وحشیانه را به شما می گویند. متأسفانه ، شما اغلب نمی توانید روی رئیس خود حساب کنید تا نقاط قوت خود را به طور دقیق ارزیابی کنید یا مایل باشید با آنچه اشتباه می کنید با شما مقابله کنید. این وظیفه شماست که با جستجوی مربیگری ، درخواست بازخورد بسیار خاص ، و پذیرش ورودی از طیف گسترده ای از افراد در سطوح مختلف در سازمان خود ، این روند را کنترل کنید. این جمع آوری بازخورد باید یک روند مداوم باشد زیرا با پیشرفت حرفه ای شما ، با چالش ها و خواسته های جدیدی روبرو خواهید شد.

اخیراً با یک رئیس بخش یک شرکت بزرگ خدمات حرفه ای ملاقات کردم. اگرچه او چندین سال ستاره در حال ظهور بوده است ، اما احساس کرد که شروع به راکد شدن کرده است. گزارش های مستقیم و مدیرعامل وی دیگر به نظر نمی رسید که در معاملات آنها با او درگیر و مشتاق باشد ، و او نمی دانست که چرا. در بحث های ما ، او توانست به طور خاص نقاط قوت خود را توصیف کند ، اما وقتی در مورد نقاط ضعف او سؤال کردم ، او به من پاسخ های نسبتاً عمومی داد ، مانند "شاید من خیلی بی تاب هستم" و "باید پروفایل خود را بالا ببرم."وقتی او را در مورد بازخورد رئیس خود تحت فشار قرار دادم ، او هنوز هم تلاش کرد حتی یک ضعف خاص را شناسایی کند. من او را به یک تکلیف فرستادم: مصاحبه حداقل پنج همکار و زیردستان.

او چند هفته بعد با چندین "شگفتی" بازگشت. به عنوان مثال ، او شنیده بود که در حالی که او جزئیات گرا و سرنوشت ساز بود ، او خرد می شد ، یک سبک دیکتاتوری داشت و نتوانست گوش کند. مسلح با این بینش ها ، او به دنبال مربیگری بود ، شروع به کار بر روی نقص های خود کرد و به طور مرتب شروع به درخواست بازخورد از همکاران و زیردستان کرد. یک سال بعد ، وی گزارش داد که اثربخشی وی در نتیجه این تلاش های مداوم بهبود یافته است و او بار دیگر نسبت به حرفه خود احساس اطمینان و خوش بین می کرد.

این نوع ابتکار به زمان ، فروتنی و تمایل به مقابله با نقاط ضعف ، ترس و نقاط کور که بسیاری از ما ترجیح می دهیم نادیده بگیریم ، طول می کشد. اما من هرگز تحت تأثیر ظرفیت افراد برای تغییر و بهبود آنها قرار نگرفتم.

البته ، گرفتن دیگران برای گفتن اینکه کجا کوتاه می شوید آسان نیست - به ویژه اگر آنها زیردستان شما باشند. این باید در مکالمات یک به یک انجام شود ، و شما باید به مربیان بالقوه فرصت دهید تا یاد بگیرید که صمیمانه هستید. هنگامی که کارمندان شما می بینند که شما واقعاً بر اساس بازخورد آنها عمل می کنید ، احتمالاً در ارائه مشاوره پیشرو تر می شوند ، زیرا آنها می دانند که شما از ورودی آنها ارزش قائل هستید. زیردستان و همكاران شما نیز احساس خواهند كرد كه در موفقیت شما و واحد شما سهم دارند - این باعث می شود كه آنها از همکاری با شما لذت ببرند.

هنگامی که به نقاط قوت و ضعف خود دست دارید ، چالش بعدی شما این است که بفهمید واقعاً از انجام آن لذت می برید. شغل رویایی شما چیست؟چقدر خوب با کاری که در حال حاضر انجام می دهید مطابقت دارد؟بسیاری از افراد یا نمی دانند که احساسات آنها چیست یا آنقدر روی دیدگاه همسالان خود متمرکز شده اند که به حرفه اشتباه می روند. من اخیراً توسط یک دانشجوی MBA که می خواست مشاوره در مورد اینکه آیا برای کار برای صندوق پرچین ، یک شرکت سهام خصوصی یا یک بانک سرمایه گذاری می خواستند ، نزدیک شدم. وی در پاسخ به این سؤال كه آیا وی به بازارهای مالی علاقه دارد ، سریع گفت نه. او حتی در مورد کارهای کلیدی که هر یک از این مشاغل مستلزم آن است ، مطمئن نبود. در پاسخ به این سؤال که اگر 10 میلیون دلار در بانک داشته باشد ، چه کاری انجام خواهد داد ، با این حال ، پاسخ او بسیار واضح بود: در صنعت موسیقی حرفه ای را دنبال کنید. او یک نوازنده در سطح کنسرت بود و عاشق تجارت موسیقی بود. هنگامی که او تشخیص داد که چقدر از تعصب دانشجویان خود نسبت به صنعت خدمات مالی سودآور تغییر کرده است ، فهمید که وی نیاز دارد تا دوباره به انتخاب های خود بپردازد.

خرد متعارف در مورد جذابیت مشاغل مختلف به طور مداوم تغییر می کند. بیست و پنج سال پیش حرفه های پزشکی و حقوقی از نظر مالی پاداش و مطلوب اجتماعی در نظر گرفته می شدند. امروز ، تعدادی از پزشکان و وکلا از شغل خود ناامید شده اند و می دانند که ممکن است انتخاب های شغلی خود را بیش از حد بر روی دیدگاه همسالان و افکار عامه خود بنا کنند ، به جای اینکه آیا آنها واقعاً عاشق کار هستند. صندوق های پرچین و سهام خصوصی زمینه های داغ امروز هستند ، اما افرادی که بدون اشتیاق شدید به کارهای واقعی وارد آنها می شوند ممکن است خود را از ابتدا از ابتدا شروع کنند. دوست داشتن آنچه شما انجام می دهید این قدرت را به شما می دهد تا از مشکلات شخصی در آب و هوایی ، غلبه بر ناسازگاری ، چهره و پرداختن به نقاط ضعف خود استفاده کنید و ساعتهای طولانی را که معمولاً برای رسیدن به پتانسیل کامل خود لازم است ، کار کنید.

تعالی در کارهای مهم

اگر در کارهایی که برای شرکت منتخب شما مهم است ، موفقیت آمیز بسیار دشوار است. به نظر می رسد بسیار دردناک است ، اما بسیاری از مدیران نتوانند سه یا چهار فعالیت مهم را که منجر به موفقیت در شغل یا شغل خود می شوند ، شناسایی کنند. اگر یک محقق پزشکی هستید ، احتمالاً این سه کلید در حال انجام تحقیقات برقی ، انتشار و جمع آوری بودجه هستند. اگر یک نیروی فروش بزرگ را مدیریت کنید ، کارهای مهم ممکن است جذب ، حفظ و توسعه فروشندگان برجسته باشد. تقسیم مشتری ؛و مدیریت ارتباط با مشتری. اگر یک حرکت شغلی بالقوه را ارزیابی می کنید ، باید بدانید که چه چیزی در موقعیت جدید موفقیت ایجاد می کند و پس از خود بپرسید که آیا از این کارهای کلیدی لذت می برید. در شغل فعلی خود ، شناسایی وظایف مهم به شما کمک می کند تا نحوه گذراندن وقت خود را تعیین کنید و مهارت های خود را توسعه دهید.

رهبران امیدوار گاهی اوقات این ارتباط را از دست می دهند. چندی پیش ، یک رئیس بخش جدید در یک شرکت بزرگ صنعتی به من گفت که او در تلاش است تا فروش و سود را رشد دهد. او شکایت کرد که او بیش از حد وقت زیادی را برای مبارزه با آتش سوزی می گذراند و ساعات کافی در روز ندارد. وقتی از او خواستم سه راننده اصلی موفقیت در تجارت خود را شناسایی کند ، او فهمید که مطمئن نیست. وی چند هفته آینده را در مصاحبه با کارمندان و مشتریان گذراند و نتیجه گرفت که موفقیت در تجارت وی به ایجاد روابط نزدیک با مدیران خرید در هر یک از 25 مشتری برتر خود بستگی دارد ، افراد مناسب را در موقعیت های مهم فروش و تولید رهبری قرار می دهد و در آن باقی می ماندحاشیه نوآوری محصول. او همچنین فهمید که تقسیم وی در هر سه زمینه عملکرد ضعیفی دارد.

وی اقدام به پاکسازی تقویم خود کرد ، خود را مجبور به واگذاری وظایفی کرد که از نظر موفقیت کمتری داشتند و بر افزایش نوار در هر یک از این مناطق تمرکز می کردند. شش ماه بعد ، وی گزارش داد كه وی تعدادی از مدیران - از جمله مدیر فروش و رئیس توسعه محصول را جایگزین كرده است - و یك كمیته اجرایی ایجاد كرد كه هفتگی برای بحث در مورد مسائل مهم تجاری ملاقات كرد. وی همچنین گزارش داد که در تطبیق اولویت های خود (و تیم های رهبری وی) با کلیدهای موفقیت برای تجارت ، بسیار نظم و انضباط بیشتری پیدا کرده است. فروش و سود شروع به پیشرفت کرد و او احساس اطمینان کرد که مسیر شغلی رو به بالا خود را از سر می گیرد.

نشان دادن شخصیت و رهبری

در حالی که ظاهراً آمورف است ، شخصیت و رهبری اغلب تفاوت بین عملکرد خوب و عملکرد عالی را ایجاد می کنند. یکی از معیارهای شخصیت ، درجه ای است که شما منافع شرکت و همکاران خود را در پیش روی خود قرار می دهید. رهبران عالی مایل به انجام کارهایی برای دیگران هستند بدون توجه به آنچه در آن برای آنها وجود دارد. آنها مربی و مربی هستند. آنها ذهنیت یک مالک را دارند و می دانند که اگر تصمیم گیرنده نهایی باشند ، چه کاری انجام می دهند. آنها مایل به ارائه توصیه ای هستند که به نفع عملکرد کلی سازمان ، احتمالاً به ضرر واحد خودشان باشد. آنها این شجاعت را دارند که اعتماد کنند که سرانجام پاداش می گیرند ، حتی اگر اقدامات آنها ممکن است به نفع کوتاه مدت خود نباشد.

رهبر بودن همچنین به معنای تمایل به صحبت کردن است ، حتی وقتی شما یک دیدگاه غیرقانونی را بیان می کنید. پیشنهادات مدیران عامل اغلب باعث ایجاد سر و صدا می شود ، حتی از افرادی که مخفیانه رزرو جدی دارند. در واقعیت ، بیشتر مدیران ارشد به شدت می خواهند نظرات مخالف را بخواهند تا بتوانند انتخاب بهتری داشته باشند. در حالی که رهبران در حال ظهور باید در مورد لحن و زمان مخالفت خود از قضاوت خوبی استفاده کنند ، آنها همچنین باید آگاه باشند که می توانند با بازی ایمن در هنگام ادعای عقاید صمیمانه خود ، به یک فلات ضربه بزنند.

یکی از مدیرعامل ها پشیمان های خود را از یک استخدام کلیدی اخیر برای من بازگو کرد. سه گزارش برتر وی هر یک با نامزدهای مختلف شغلی مصاحبه کرده و هیچ نگرانی عمده ای در مورد انتخاب نهایی ابراز نکرده است. پس از اینکه استخدام جدید در هیئت مدیره بود - و شروع به مبارزه کرده بود - به این نتیجه رسید که دو از سه مدیر ارشد رزرواسیون خصوصی داشته اند اما نتیجه گرفتند که ذهن مدیرعامل ساخته شده است و صحبت کردن غیر منطقی است. مدیرعامل خشمگین بود. اگرچه او نقش خود را در آشفتگی تشخیص داد (او قول داد كه به طور فعال تر مخالفت ها را تشویق كند) ، اما او همچنین نظر خود را در مورد این دو مدیر كه نتوانستند نظرات خود را بیان كنند ، كاهش داد.

در غیر این صورت ، مدیران با اعتماد به نفس گاهی اوقات خطر شغلی صحبت کردن را بیش از حد ارزیابی می کنند و خطر ساکت ماندن را دست کم می گیرند. من مردم را ترغیب می کنم که رویکردهای مختلفی را برای کمک به آنها در غلبه بر این تردید ایجاد کنند: به عنوان مثال ، من به مدیران نوظهور توصیه می کنم تا پول خود را برای ایجاد امنیت مالی صرفه جویی کنند و از ارتباط بیش از حد عاطفی به مشاغل خود جلوگیری کنند. اگرچه به نظر می رسد که شما هرگز کار عالی دیگری پیدا نخواهید کرد ، اما باید ایمان داشته باشید که فرصت های جذاب زیادی در خارج از شرکت شما وجود دارد.

در برخی موارد، من به افراد توصیه می کنم برای ایجاد اعتماد به نفس در برخی زمینه های تجاری خاص متخصص شوند. من همچنین افراد را تشویق می کنم که زمان بیشتری را صرف تصمیم گیری درباره آنچه که واقعاً باور دارند در مقابل تلاش برای حدس زدن آنچه که رئیس ممکن است بخواهد بشنود، صرف کنند. در محل کار، مانند ورزش های رقابتی، باید با اعتماد به نفس بازی کنید و حتی کمی رها کنید. من با چندین مدیر اجرایی صحبت کرده ام که بهترین لحظات آن ها زمانی بود که شجاعت خود را جمع کردند و با اطمینان با رئیس و همتایان خود مخالفت کردند. در کمال تعجب آنها متوجه شدند که بعد از این قسمت ها با آنها با احترام بیشتری برخورد می شود.

من افراد زیادی را دیده ام که با ایمن بازی کردن، شغل خود را متوقف می کنند.

اکثر مدیران اجرایی برجسته برای مدیران نوظهوری ارزش قائل هستند که خود را به دلیل نگرانی واقعی برای بهترین چیز برای شرکت مطرح می کنند. انجام کار درست به خودی خود یک پاداش است از نظر روانی در کوتاه مدت و از نظر حرفه ای در طولانی مدت. البته، این رویکرد مستلزم آن است که شما در حد معقولی ایمان داشته باشید که عدالت پیروز خواهد شد. من به ندرت دیده ام که افرادی با صحبت کردن و بیان درست موضع متضاد متفکرانه (حتی زمانی که نامحبوب بود) به حرفه خود آسیب وارد کنند. با این حال، من افراد تلخ و گیج زیادی را دیده ام که با بازی امن، حرفه خود را متوقف کردند.• • •

هر شغل پرباری فراز و نشیب، روزهای بد، هفته های بد و ماه های بد به همراه خواهد داشت. همه با مشکلات و موقعیت های دلسرد کننده مواجه خواهند شد. برخی افراد با برخورد به یکی از این دست اندازها برنامه های خود را رها می کنند. آنها راه خود را گم می کنند و در نهایت عملکرد خود را تضعیف می کنند - و این زخم بسیار دردناک تر است زیرا خود به خود وارد می شود. توصیه های این مقاله به شما کمک می کند تا از چنین زخم هایی که به خود وارد می کنید جلوگیری کنید. هیچ کس نمی تواند انجام دهد تا شما را از دستیابی به توانایی های خود باز دارد. چالش این است که شما رویای خود را شناسایی کنید، مهارت های رسیدن به آن را توسعه دهید و شخصیت و رهبری را به نمایش بگذارید. سپس، باید شجاعت داشته باشید که به طور دوره ای دوباره ارزیابی کنید، تغییراتی ایجاد کنید، و مسیری را دنبال کنید که نشان دهنده شخصیت واقعی شما باشد.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 44 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1402 ساعت: 17:14