ارزش اعتماد

ساخت وبلاگ

سخنرانی آقای آگستن کارستن ، مدیر کل BIS ، در مراسم جایزه ، جایزه پادشاه اسپانیا در اقتصاد ، مادرید ، اسپانیا ، 6 مارس 2023.

گفتار بیس | 06 مارس 2023

برای من افتخار بزرگی است که جایزه پادشاه اسپانیا را در اقتصاد دریافت کنم ، که مهمترین جایزه برای اقتصاددانان اسپانیایی و آمریکای لاتین است. این مرا خوشحال می کند نه تنها به این دلیل که جایزه را از اعلیحضرت دریافت می کنم ، بلکه به این دلیل که انتخاب من نتیجه یک بحث بسیار گسترده توسط هیئت منصفه از اعتبار عالی حرفه ای بود.

این جایزه که توسط بنیاد خوزه سلم پریتو حمایت مالی می شود ، اقتصاددانان را ترغیب می کند تا برای رشد و تعالی تلاش کنند. و این تشویق مطمئناً در مورد من در زمین حاصلخیز افتاد. در سال 1992 ، این جایزه به میگوئل مانچرا آگوویو ، سپس فرماندار بانکو دو مکزیکو اهدا شد. در آن زمان من این فرصت را داشتم که در مورد سخنرانی پذیرش او با او صحبت کنم. بزرگترین درسی که من از آن تجربه دور کردم این بود که می توان خود را به عنوان یک مکزیکی در سطح بین المللی بر اساس کار سخت و یادگیری مداوم متمایز کرد. من از میگوئل مانچرا و بنیاد این الهام ، که 30 سال گذشته با خودم حمل کرده ام ، تشکر می کنم. و البته من می خواهم از خانواده ام - به ویژه همسرم کاترین و مادرم - بخاطر حمایت عالی آنها در کل حرفه من تشکر کنم.

براساس اعلامیه بنیاد ، هیئت منصفه تصمیم خود را بر اساس خدمات من به عنوان یک مقام دولتی درگیر در سیاست گذاری اقتصادی بنا کرد. در واقع ، من خودم را پزشک اقتصاد می دانم. این رد نظریه اقتصادی نیست - کاملاً برعکس. اجرای مؤثر سیاست اقتصادی نیاز به ترجمه تئوری به عمل دارد. این به معنای در نظر گرفتن محیط سیاسی ، نیازهای اجتماعی ، پیچیدگی دنیای واقعی و محدودیت های عملی است. در عین حال ، علوم اقتصادی بدون اطلاع از سیاست های عمومی که اجرا شده اند نمی توانند پیشرفت کنند. شرایط اغلب بوجود می آید که در آن عمل سریعتر از تئوری پیشرفت می کند. در پایان روز ، یک حلقه فضیلت بین تئوری و عمل باید ایجاد شود.

آموزش من به عنوان یک اقتصاددان مرا آماده کرد تا به سرعت بین تئوری و عمل حرکت کنم. من در سال 1980 در Banco de México شروع کردم، در حالی که هنوز در مؤسسه فناوری خودمختار مکزیک (ITAM) در رشته اقتصاد تحصیل می کردم. من به عنوان یک معامله گر ارز خارجی شروع کردم که تجربه یادگیری جذابی بود. من شروع به درک نحوه عملکرد بازارها و نحوه تعامل آنها با سیاست های اقتصادی کردم. اما در یک مفهوم گسترده تر، این یک تجربه آسیب زا بود. از اواخر دهه 1970 تا سپتامبر 1982، مکزیک چندین عدم تعادل در اقتصاد کلان انباشته کرد که به کاهش ذخایر بین المللی، کنار گذاشتن رژیم نرخ ارز ثابت، تحمیل کنترل های ارزی تعمیم یافته، عدم پرداخت بدهی های خارجی ما و ملی شدن کشور به اوج رسید. سیستم بانکی. بحران مالی، بانکی و ارزی بود. همه چیز تکه تکه شد. این اپیزود من را به شیوه های عمیقی تحت تاثیر قرار داد. من عمیقاً نگران ظرفیت کشورها برای جلوگیری از بحران های مالی سیستمیک شدم - نگرانی که تا امروز با من باقی مانده است.

با نداشتن ذخایر بین المللی و کنترل های کلی مبادله، کار زیادی برای من به عنوان تاجر ارز وجود نداشت. خوشبختانه، در اکتبر 1982 به من این فرصت داده شد تا در دانشگاه شیکاگو برای تحصیل در مقطع دکترا شرکت کنم، تا حدی به لطف حمایت بانک مکزیک. در آنجا کلاس ها را گذراندم و در سمینارهایی با چندین برنده جایزه نوبل و همچنین اساتید برجسته دیگری شرکت کردم که ما را تشویق کردند تا به این فکر کنیم که چگونه می توانیم در حل فوری ترین مشکلات اقتصادی سهیم باشیم.

در اواخر سال 1985، پس از اتمام دکترا، مجدداً به بانک مکزیک پیوستم و مجدداً بر سر تحقیقات اقتصادی، منطقه عملیاتی را انتخاب کردم. به طور خاص، من به تلاش بزرگی که بانک برای مدرن کردن بازارهای مالی کلیدی مکزیک رهبری می کرد، پیوستم.

در پی بحران سال 1982 ، مکزیک یک رژیم چندگانه نرخ ارز را اتخاذ کرد ، که به طور طبیعی با کنترل های گسترده ارز همراه است. نیازی به گفتن نیست ، این یک سیستم بسیار ناکارآمد بود ، و بنابراین به تدریج به یک نرخ ارز یکپارچه تبدیل شد که به دنبال یک میخ خزنده بود. سیاست پولی دیگر نمی تواند فقط بر اساس اهداف کمی برای مصالح پولی کار کند ، زیرا اینها توانایی خود را برای لنگر انداختن تورم از دست می دادند. این امر ضروری بود که از مقامات مالی تعیین کنند که عملاً قیمت اصلی مالی اقتصاد - یعنی نرخ ارز و نرخ بهره - را به سیاست هایی که به انعطاف پذیری آن قیمت ها احترام می گذارد ، تعیین می کند ، همانطور که با عرضه و تقاضا در بازارهایی که داشتند تعیین می شودکاملاً توسعه یافتهاین تلاش که تا اواخر دهه 1990 به طول انجامید ، بسیار موفق بود. با تشکر از آن ، مکزیک امروز یکی از اقتصادهای نوظهور بازار با پیشرفته ترین زیرساخت های بازار مالی است.

داشتن گروهی از اقتصاددانان که از نظر فنی مهارت دارند اما در عملیات بازار نیز تجربه می کنند از اهمیت حیاتی برخوردار است. در حقیقت ، بازارهای مالی در ارزیابی سیاست ها بسیار نقش دارند ، که اغلب منجر به پیشرفت آنها می شود. یکی از ویژگی های بارز بازارهای مالی این است که روزانه آنها درباره سیاست های اجرا شده قضاوت می کنند و حکم صادر می کنند که آیا آنها معتبر هستند یا نیاز به تنظیم دقیق دارند. این چالش در قادر به استخراج سیگنال های صحیح از انبوه اطلاعات منتشر شده توسط بازارها به صورت روزانه است.

در اواخر دهه 1980 و آغاز دهه 1990 ، مکزیک اصلاحات ساختاری بسیاری را انجام داد: استقلال بانک مرکزی ، آزادسازی تجارت ، مقررات زدایی بسیاری از فعالیت های داخلی ، خصوصی سازی شرکت های عمومی و بانک های تجاری ، ایجاد سازمان رقابت اقتصادی وافتتاح سرمایه گذاری خارجی ، از جمله در بدهی عمومی داخلی. ما همچنین بدهی خارجی خود را در مورد شرایط بازار (به عنوان بخشی از برنامه بردی) که اولین بازسازی در نوع خود بود ، دوباره مذاکره کردیم و متعاقباً توسط ده ها اقتصاد در حال ظهور بازار تقلید شد.

تصور می شد که پس از این اصلاحات و با یک بانک مرکزی خودمختار ، سرانجام مکزیک برای ورود به یک دوره طولانی از تورم کم و پایدار قرار می گیرد. متأسفانه ، ما مجبور شدیم قبل از این اتفاق بحران دیگری را تحمل کنیم.

اصلاحات ذکر شده در بالا جریان های بزرگ سرمایه ای کوتاه مدت را به خود جلب کرد که بیشتر به اوراق بهادار دولتی و بانک ها منتقل می شدند. متأسفانه ، نقاط ضعف در حساب های مالی و سیستم بانکی به طور موازی در حال توسعه بودند. این آسیب پذیری ها به ویژه هنگامی که فدرال رزرو ایالات متحده در اوایل سال 1994 شروع به افزایش نرخ بهره معیار خود کرد ، سرنوشت ساز بود. این ، همراه با بی ثباتی سیاسی ، اعتماد به نفس در رژیم نرخ ارز مکزیک را از بین برد و یک حمله کامل سوداگرانه علیه پزو را به خود جلب کرد. تعهد نرخ ارز باید رها شود و باعث شود اولین بحران مالی مدرن در بین بسیاری از افراد متعاقباً در اقتصادهای نوظهور بازار رخ داده باشد.

در همین زمان ، من سرانجام برای اقتصاددانان بیشتر به قلمرو رسیدم: مدیر کل تحقیقات اقتصادی در بانکو دو مکزیکو. با توجه به وضعیتی که کشور در آن قرار داشت ، ما مجبور شدیم خودمان را به طور کامل به مدیریت بحران اختصاص دهیم. یکی از پیچیده ترین جنبه ها ، حل و فصل بحران بانکی بود که برای خزانه عمومی تقریباً 15 ٪ از تولید ناخالص داخلی هزینه کرد. طراحی و اجرای یک رژیم پولی و نرخ ارز که واقعاً به عنوان یک لنگر اسمی برای اقتصاد کار می کند ، کمتر چالش برانگیز و بدون شک برای بانک مکزیک مهمتر نبود.

برای چندین دهه تا آن زمان ، سنگ بنای لنگر اسمی اقتصاد مکزیک نوعی تعهد نرخ ارز بود. اما بحران سال 1994 با توجه به آزادسازی جریان سرمایه و رشد نمایی بازارهای مالی ، این امر دیگر امکان پذیر نیست. از این رو ، اتخاذ رژیم نرخ ارز شناور اجتناب ناپذیر بود.

در سال 1994 ، ما یک استراتژی را آغاز کردیم که هنوز هم به دنبال کنترل برخی از جمع های پولی بود ، البته اکنون بدون تأمین اعتبار از بانک مکزیک به دولت فدرال. اما کم کم به یک چارچوب مدرن تر منتقل شدیم که کاملاً به مدیریت بانک مرکزی نرخ بهره مرجع بستگی داشت تا بتوانیم در شرایط مالی اقتصاد تأثیر بگذارد. این امر باعث شد تا چند سال بعد در یک طرح هدف قرار دادن تورم که عموماً سطح تورم کم و پایدار را ایجاد کرده است - که به عنوان وظیفه اصلی بانک مکزیک است ، همگرایی کنیم.

چارچوب پولی که از آن زمان به کار گرفته شده است ، همراه با ادغام اصول مالی و بانکی ، همچنان به خوبی در خدمت اقتصاد مکزیک است. اثبات این امر این است که مکزیک از دهه 1920 توانسته است با دو بحران بزرگ مالی جهانی مقابله کند: بحران مالی بزرگ 2008-10 و یکی از همه از همه گیر Covid-19 و جنگ روسیه و اوکراین. این بحران ها قطعاً در مکزیک احساس می شدند ، اما اقتصاد را از بین نبردند. این نشان دهنده اهمیت تقویت بیشتر آن اصول است.

در اواخر دهه 1990 ، مسلح به دانش نظری و عملی که من بیش از 20 سال انباشته بودم ، زمان آن رسیده بود که بالهایم را گسترش دهم و به طور موقت لانه بانک مکزیک را ترک کنم. از سال 1999 تا 2009 من در صندوق بین المللی پول (IMF) و وزارت دارایی و اعتبار عمومی (SHCP) مواضع مختلفی را در اختیار داشتم. در صندوق بین المللی پول من به عنوان اولین مدیر اجرایی منصوب شدم که نماینده منافع اسپانیا ، مکزیک ، ونزوئلا و بیشتر کشورهای آمریکای مرکزی بود. سپس من معاون مدیر عامل بودم و روابط این صندوق را با 70 کشور از انواع مختلف مدیریت کردم. در SHCP من ابتدا وزیر امور خارجه و سپس وزیر بودم ، جایی که در همه جنبه های امور مالی عمومی شرکت کردم. من همچنین در نهایت مسئولیت نظارت و تنظیم سیستم مالی را بر عهده داشتم. در سال 2010 من به زمین آشنای بانکداری مرکزی بازگشتم ، ابتدا به عنوان فرماندار بانک مکزیک و اخیراً به عنوان مدیر کل بانک برای شهرک های بین المللی.

فعالیت های من در طی 23 سال گذشته چنان گسترده و متنوع بوده است که پس از چندین تلاش ، من از ارائه روایتی موجز از تجربیات اصلی خود در آن زمان دست کشیدم. من به سادگی نمی دانستم از کجا شروع کنم. درعوض ، من تصمیم گرفته ام تا رویکرد دیگری را تداوم این سخنرانی ارائه دهم. این شامل پاسخ دادن به یک سؤال است: بر اساس تجربه ای که در طول حرفه خود انباشته ام ، چه چیزی را به عنوان ماده اساسی برای اطمینان از موفقیت سیاست های عمومی معرفی می کنم؟مفهوم اصلی که پاسخ من را خلاصه می کند ، ارزش عظیم اعتماد جامعه به سیاست های عمومی است.

ما باید با تعریف مفهوم اعتماد به سیاست های عمومی شروع کنیم. اساساً این انتظار جامعه است که مقامات به طور قابل پیش بینی در دستیابی به اهداف از پیش تعریف شده عمل کنند و آنها در کار خود موفق شوند.

چرا اعتماد اینقدر مهم است؟اگر عموم مردم به اقدامات مقامات اعتماد کنند ، آنها را در تعیین رفتار خود درج می کنند. در نتیجه ، بیشتر احتمال دارد که مقامات به اهداف خود برسند. علاوه بر این ، اعتماد مشروعیت سیاست ها را سوخت می دهد. با اعتماد ، مردم مایل به پذیرش اقداماتی هستند که شامل هزینه های کوتاه مدت در ازای مزایای بلند مدت است. درمجموع ، اعتماد برای اثربخشی سیاست بسیار مهم است.

با این حال ، اعتماد با دستیابی به تعدادی از اهداف با گذشت زمان به دست می آید. از این رو اهمیت تعیین اهداف سیاسی روشن ، زیرا آنها معیار را ارائه می دهند که می توان اقدامات سیاسی را ارزیابی کرد: موفقیت یا عدم موفقیت آنها را می توان شناسایی کرد. اما تعیین اهداف به تنهایی کافی نیست. سیاست گذاران نیز باید به طور قاطع در پیگیری آنها حرکت کنند ، به ویژه هنگامی که محیط تغییر می کند.

همچنین یک حلقه بازخورد مثبت در پویایی اعتماد وجود دارد. اگر سیاستها مؤثر و قانونی باشند ، دستیابی به اهداف خود برای مقامات آسان تر است ، که به نوبه خود به اعتماد باز می گردند و یک دایره با فضیلت تولید می کنند. با این حال ، این پویا همچنین می تواند در جهت دیگر و در بعضی مواقع خیلی سریع کار کند. در افراط ، اگر اعتماد تبخیر شود ، ظرفیت ایجاد سیاست های عمومی مؤثر ناپدید می شود. بنابراین برای حفظ اعتبار یک چالش مداوم است و به مرور زمان نیاز به سازگاری در سیاست های عمومی دارد. ترتیبات نهادی برای این منظور می تواند بسیار ارزشمند باشد.

من می خواهم ارزش اعتماد را با چند مثال نشان دهم. من با یکی از موارد مرتبط با اساسی ترین جنبه بانکداری مرکزی شروع می کنم: ماهیت پول. کنوانسیون اجتماعی پول ، همانطور که امروز می دانیم ، براساس اعتماد است که توسط مردم در آن قرار گرفته است. و از آنجا که پول اساس کل سیستم مالی است ، ثبات سیستم نیز به اعتماد بستگی دارد.

پول فیات دارایی است و دارای ارزش ذاتی نیست. ارزش آن ناشی از کنوانسیون اجتماعی است که زیربنای آن است ، همراه با مؤسسه ای که باعث می شود عملکرد آن - بانک مرکزی باشد. پول فقط امروزه ارزش دارد اگر مردم بدانند که دیگران امروز و در آینده به این ارزش احترام می گذارند. این تضمین می کند که وقتی شخصی بخواهد از آن استفاده کند ، می داند که پذیرفته می شود و در پرداخت نهایی خواهد بود. بنابراین ، ارزش آن به وضوح از اعتماد ناشی می شود. به همین دلیل صادرکننده پول بسیار قدرتمند است. با این حال ، این قدرت مسئولیت بزرگی را بر عهده دارد: کسانی که از توانایی خود در صدور ارز سوء استفاده می کنند ، پول را از ارزش آن محروم می کنند و توسط جامعه رد می شوند.

عواقب دولت سوءاستفاده از امتیاز صدور پول می تواند فاجعه بار باشد. این موارد می تواند از تورم بالا و استهلاک نرخ ارز شدید ، تا کنار گذاشتن ارز ملی به نفع یک خارجی (دلار) باشد تا به شدت ، بازگشت به بارتر (در فرآیندهای بیش از حد). نتیجه بیشتر بی ثباتی مالی شدید است ، با هزینه های بسیار بالایی برای جامعه از نظر رشد اقتصادی ، اشتغال ، نابرابری و ثروت. تمام این پیامدهای از دست دادن اعتماد به پول ، انگیزه اصلی استقلال بانکهای مرکزی بوده است. از این گذشته ، بانکهای مرکزی خودمختار چیزی بیش از یک موسسه در داخل ایالت با وظیفه اصلی حفظ قدرت خرید ارز ملی نیستند. استقلال مهندسی اجتماعی است که اعتماد جامعه به بانک مرکزی را به وجود می آورد.

به عنوان مثال دوم ، در نظر بگیرید که مقامات پولی دائما باید برای حفظ اعتماد به پول انجام دهند. آنها باید ترتیبات پولی را اتخاذ کنند که به آنها امکان می دهد انتظارات تورم را لنگر بزنند و در نتیجه قدرت خرید ارز را که صادر می کند حفظ کنند. طی دهه های اخیر ، بیشتر بانک های مرکزی بر رژیم های هدفمند تورم همگرا شده اند. بانک اسپانیا این کار را انجام داد ، و هم بانک مکزیک و هم بانک مرکزی اروپا نسخه های خود را از امروز به کار می برند. اما در چه چیزی تشکیل شده است؟

بانکهای مرکزی تورم را مستقیماً کنترل نمی کنند. با این حال ، ابزارهای سیاست آنها پتانسیل تأثیرگذاری بر آن را دارند. از طریق رژیم هدفمند تورم ، بانک مرکزی متعهد می شود از ابزارهای خود برای دستیابی به اهداف استفاده کند. اگر عموم مردم به بانک مرکزی اعتماد کنند تا آنچه را که برای نگه داشتن تورم نزدیک به هدف انجام می شود ، انجام دهد ، پس از آن هدف ، به جای تورم فعلی ، به یک مرجع کلیدی برای مردم در تصمیم گیری در مورد قیمت و دستمزد خود تبدیل می شود و منجر به تورم کم و پایدار می شود. در این شرایط ، تغییرات تورم معمولاً گذرا است و منعکس کننده تغییرات در قیمت های نسبی است. تورم به خود تعادل می شود.

دروس این فرایند حاوی هشدارهایی برای آینده است. اعتماد به دست آمده می تواند از بین برود اگر جامعه در تعهد بانک مرکزی به هدف حفظ ثبات قیمت شک کند. این یکی از دلایلی است که باعث افزایش اخیر تورم در تقریباً هر کشور می شود ، دلیلی برای نگرانی است. برخی از نسل ها برای اولین بار خطر انتقال اقتصاد به یک رژیم با تورم بالا را تجربه می کنند. و پس از شروع این انتقال ، متوقف شدن به طور فزاینده ای دشوار می شود. بنابراین ، مناسب است که بیشتر بانکهای مرکزی برای بازگرداندن ثبات قیمت ، سیاست های پولی را از طریق نرخ بهره بالاتر محکم کرده اند. این پاسخ قوی باید در صورت لزوم ادامه یابد ، فقط با حل و فصل ، پشتکار و موفقیت در این کار می تواند به پول اعتماد کند.

مثال سوم با اعتماد به نفس که پول بانک تجاری باید فرمان دهد ، می پردازد. به خوبی شناخته شده است که پول صادر شده توسط بانک مرکزی ، معروف به پول اولیه ، تنها پولی نیست که در یک اقتصاد مدرن گردش می کند. پول بانکی ، نتیجه واسطه گری بانک تجاری نیز برای سیستم پولی اساسی است. این نوع پول به شکل سپرده های بانکی و اعتبار می گیرد. برای اکثر مردم ، پول اولیه و بانکی قابل تشخیص نیست که تصادفی نیست. با گذشت زمان ، ترتیبات نهادی برای اطمینان از اعتماد جامعه به پول اولیه نیز به پول بانکی گسترش یافته است.

یک سیستم پولی دو لایه عنصر مهم است. بانک مرکزی پایه و اساس را قرار می دهد و در طبقه اول بانکهای تجاری قرار دارند. نکته مهم این است که پرداخت های بین بانکی در نهایت در پایان روز در ترازنامه بانک مرکزی ، از طریق مبادله پول اولیه بین بانکهای تجاری تسویه می شود. این تضمین نهایی بودن پرداخت ها و مجرد بودن پول بانکی است. تسویه نهایی سیستم بانکی در بانک مرکزی با انعطاف پذیری بالای بانک مرکزی برای ایجاد نقدینگی از طریق وام خود به سیستم بانکی امکان پذیر است. در مواقع بی ثباتی بسیار زیاد ، می تواند نقدینگی را از طریق عملکرد شناخته شده خود به عنوان وام دهنده آخرین راه حل فراهم کند. بنابراین ، به حدی که اعتماد به پول اولیه وجود داشته باشد ، به سیستم بانکی منتقل می شود. با این حال ، این برای اطمینان از اعتماد کافی نیست. سیستم بانکی نیز باید حلال باشد. این سیستم با تأکید بر هزینه های بالای اجتماعی بحران های بانکی ، سیستم به طور گسترده ای تنظیم و نظارت می شود. این شامل از طریق بیمه سپرده ، که برای کاهش اجرای احتمالی بانکی وجود دارد. تمام این لایه های محافظت برای محافظت از پس انداز مردم در نظر گرفته شده است و در اعتماد به پول اولیه و بانکی در اعتماد به نفس آشکار می شود.

برای چشم انداز ارزش عظیم چارچوبی که من توضیح داده ام که از اعتماد به پول اولیه و بانکی پشتیبانی می کند ، مفید است که به تلاشهای ناکام اخیر برای صدور پول خصوصی از طریق فناوری هایی که اجازه معاملات را بر اساس رهبران غیر متمرکز می دهند ، مفید است. این فرم های ادعا شده از پول بدون مداخله بانک مرکزی ، وام دهنده آخرین راه حل یا یک چارچوب نظارتی و نظارتی قابل اعتماد. اینها منجر به گسترش به اصطلاح ارزهای رمزنگاری شده است که نمی توانند نهایی پرداخت یا ارزش پایدار را تضمین کنند ، و به وضوح ویژگی های اساسی پول را ندارند. نتیجه این تجربه تأیید این است که آنچه که پول فیات را بر اساس فن آوری های جدید حفظ می کند ، چارچوب نهادی و کنوانسیون اجتماعی است که از آن پشتیبانی می کند ، که دقیقاً همان چیزی است که باعث می شود آن را برای عموم قابل اعتماد کند.

در طی چند دهه گذشته ، ما شاهد رشد بسیار سریع سیستم مالی غیر بانکی هستیم. این بخش عمدتاً شامل فعالیتهای مربوط به اوراق بهادار ، از جمله ابزارهای بدهی و اشکال گسترده تر واسطه گری است که توسط شرکتهای بیمه ، شرکتهای خدمات سرمایه گذاری ، صندوق های سرمایه گذاری و بازنشستگی و صندوق های تامینی انجام می شود. در حقیقت ، در بسیاری از کشورها واسطه گری مالی غیر بانکی چند سال است که بیش از 50 ٪ از سیستم مالی را به خود اختصاص داده است.

به طور سنتی استدلال شده است كه مورد تنظیم جامع فعالیتهای مالی غیر بانك-فراتر از اعمال قوانین مربوط به مشاغل و حمایت از مشتری-نسبت به فعالیت های بانكداری كمتر است. استدلال این است که در بیشتر این فعالیت ها ، هیچ خطری واسطه ای در مورد بدهی های گرفته شده از مردم فرض نمی شود. با این حال ، نیاز به نظارت و تنظیم بیشتر در بخش غیر بانکی با توجه به قسمت های اخیر از بی ثباتی شدید ، تحت فشار قرار گرفته است. این ناشی از اتصال به هم پیوستگی این بخش با سیستم بانکی سنتی و ایجاد اشکال مختلف واسطه ای غیر بانکی برای تولید اهرم مات و بیش از حد و عدم تطابق نقدینگی قابل توجه است. رویدادهای پیش بینی نشده در این بخش می تواند منجر به بحران های مالی سیستمیک شود. در سالهای اخیر ، به منظور خنثی کردن بحران ، برخی از بانکهای مرکزی برای حفظ اعتماد به سیستم مالی گسترده تر مجبور بودند به عنوان "سازندگان بازار آخرین راه حل" عمل کنند. چنین اقداماتی ممکن است خلاف آنچه بانک مرکزی برای دستیابی به هدف اصلی خود در ثبات قیمت انجام داده است ، باشد ، بنابراین تنظیم بیشتر و نظارت بر بخش مالی غیر بانکی ضروری به نظر می رسد.

در جهان ابزارهای بدهی ، یکی از اهمیت برجسته ای برخوردار است. من به بدهی های عمومی اشاره می کنم ، که در صورت استفاده صحیح ، به دولت ها اجازه می دهد تا با موفقیت کار کنند. از دیدگاه کلان مالی ، مهم است که بدهی عمومی پایدار تلقی شود. برای این کار ، یک شرط اساسی این است که سرمایه گذاران همچنان به دولت اعتماد می کنند تا بدون نیاز به تأمین مالی بانک مرکزی ، به محدودیت های بودجه بین المللی پایبند باشند. این موضوع چهارمین مثال من است.

بدهی عمومی نقش استراتژیک ایفا می کند. این ابزار با کمترین ریسک اعتباری در نظر گرفته می شود و این امر را برای ایجاد خطر ابتلا به اوراق بهادار دارایی ، به ویژه بانک ها ضروری می کند. علاوه بر این ، قیمت آن مرجع اصلی برای ارزیابی سایر اشکال بدهی ، به عنوان مثال بدهی شرکت است. از این رو ، پیش فرض بدهی های عمومی ثبات کل سیستم مالی را به خطر می اندازد. ثبات پولی نیز می تواند مورد تهدید قرار گیرد ، زیرا شرایط ممکن است بوجود بیاید که علی رغم استقلال بانک مرکزی ، تأمین مالی خدمات بدهی با صدور اولیه لازم باشد و منجر به تسلط مالی سیاست های پولی شود. در این شرایط ، اقتصادها از داشتن لنگر اسمی متوقف می شوند و از بین می روند. نتیجه افزایش تورم و استهلاک نرخ ارز شدید خواهد بود. بنابراین ما می توانیم از آسیب پذیری هایی که در صورت از بین رفتن اعتماد به امور مالی عمومی می تواند ایجاد شود ، قدردانی کنیم.

تمام نمونه هایی که من ارائه کرده ام شکی نیست که برای داشتن یک سیستم پولی و مالی پایدار ، حفظ اعتماد در سه ستون سیاست کلان و مالی یک کشور ضروری است: سیاست پولی ، سیاست مالی و مقررات مالی و نظارتبشرو این باید نه تنها در هر منطقه جداگانه ، بلکه برای همه سیاست ها به طور کلی حاصل شود. یعنی باید قوام بین آنها وجود داشته باشد. در عمل ، این یک چالش بزرگ به دلیل مقامات متعدد درگیر و وجود انگیزه های سیاسی غیرقابل اجتناب ، به ویژه در مورد سیاست مالی است. این یک مشکل غیرقابل تحمل نیست ، اما مطمئناً نیاز به سازگاری بیشتر و هماهنگی سیاست های عمومی را برجسته می کند. ترتیبات نهادی که این روند را تسهیل می کند باید در آینده افزایش یابد.

به من اجازه دهید تأمل دیگری در مورد اعتبار سیاست های مالی و پولی در متن فعلی داشته باشم. افزایش تورم در بسیاری از کشورها منجر به بخشی از شوک های ناشی از بیماری همه گیر و حمله به اوکراین شد. اما این همچنین نشان دهنده محرک تقاضای کل در طی 15 سال گذشته است که مربوط به سیاست های پولی و مالی بسیار گسترده است ، به ویژه بین اوایل سال 2020 و اواسط 2022. هدف از این اقدامات افزایش رشد اقتصادی در مواجهه با شوکهای بسیار نامطلوب ، بدون ایجاد فشارهای اساسی تورمی بود. نتیجه گیری دشوار خواهد بود که این هدف به طور کامل حاصل شده است. با این حال ، آنچه از اهمیت حیاتی برخوردار است این است که اعتماد به سیاست های پولی و مالی می تواند به خطر بیفتد اگر ما همچنان به آنها قدرت بزرگی را برای تثبیت فعالیت های اقتصادی بدون عواقب تورم نسبت دهیم.

طی سالهای آینده ، سیاست های پولی باید به طور جدی بر بازگرداندن تورم به سطوح سازگار با اهداف بانک مرکزی متمرکز شود. این فرایند ممکن است به ویژه در کشش نهایی به سمت همگرایی نهایی با اهداف تورم ، موانع شود. اما دستیابی به این هدف ضروری است. در غیر این صورت ، اعتبار سیاست های پولی مورد سؤال قرار می گیرد ، همانطور که اعتبار بانکهای مرکزی خودمختار که مسئول اجرای آن هستند. در همین حال ، محدودیت های روشنی در مورد آنچه می توان از سیاست های مالی گسترش انتظار داشت ، وجود دارد. در دنیایی که با عرضه کل غیرقانونی ، سیاست مالی Impulse می تواند به تقاضای کل بدهد مطمئناً برای کنترل تورم باید با سیاست پولی خنثی شود. علاوه بر این ، لازم به یادآوری است که نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی در اکثر کشورها از نظر تاریخی بسیار زیاد است ، در حالی که نرخ بهره بالاتر طی سالهای آینده پیش بینی می شود ، و این باعث می شود که بدهی ها سنگین تر شود. نگرانی های پایداری بدهی عمومی ممکن است در برخی موارد بوجود بیاید. به نظر من ، فضای مالی محدودی که ما خواهیم داشت باید برای پرداختن به محدودیت های جانبی عرضه که پتانسیل رشد کشورهای ما را محدود می کند ، از جمله موارد ناشی از تغییرات آب و هوایی ، فشارهای جمعیتی ، کمبودهای آموزشی ، با توجه به تغییر فن آوری ، نواقص در سلامت استفاده شود. سیستم ها و زیرساخت های عمومی ناکافی. سیاست های مالی و پولی کمک های بزرگی به جامعه می کند. اما باید به یاد داشته باشیم که اصلاحات ساختاری ابزار اصلی برای سرعت بخشیدن به پتانسیل رشد اقتصادی کشورها است.

بگذارید با یک فکر نهایی نتیجه بگیرم. حتی اگر من ارزش اعتماد به سیاست های عمومی را به عنوان مهم برای موفقیت آنها برجسته کرده ام ، باید گفت که اعتماد به خودی خود پایان ندارد. اعتماد به سیاست های پولی و مالی ، و تنظیم مالی و نظارت شرط لازم برای تحقق اهداف بالاتر برای بهزیستی جامعه ، از جمله درآمدهای بالاتر ، مشاغل بیشتر و بهتر با حقوق و ارائه خدمات اجتماعی برای عموم است. من به همان اندازه امروز که برای اولین بار وارد Banco de Mlexico شدم ، 43 سال پیش ، به این اهداف ادامه خواهم داد.

از توجه شما بسیار سپاسگزارم.< Span> بگذارید با یک فکر نهایی نتیجه بگیرم. حتی اگر من ارزش اعتماد به سیاست های عمومی را به عنوان مهم برای موفقیت آنها برجسته کرده ام ، باید گفت که اعتماد به خودی خود پایان ندارد. اعتماد به سیاست های پولی و مالی ، و تنظیم مالی و نظارت شرط لازم برای تحقق اهداف بالاتر برای بهزیستی جامعه ، از جمله درآمدهای بالاتر ، مشاغل بیشتر و بهتر با حقوق و ارائه خدمات اجتماعی برای عموم است. من به همان اندازه امروز که برای اولین بار وارد Banco de Mlexico شدم ، 43 سال پیش ، به این اهداف ادامه خواهم داد.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 33 تاريخ : چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 17:16