فراوانی بحران های مالی در 20 سال گذشته را می توان به عدم وجود نظریه جامع مقررات مالی برای هدایت سیاست گذاران نسبت داد. تئوری های موجود در تعریف دامنه مدل های نظارتی ، علل نارسایی نظارتی و نحوه اندازه گیری و جلوگیری از آن ناکام هستند. طراحی معیوب مدل های نظارتی و عدم نظارت بر عملکرد مداوم که شامل سیستم های هشدار دهنده اولیه است ، باعث ایجاد اختلال در توسعه اقتصادی و اجتماعی می شود. نظریه جدید ضرورت یک رویکرد مرحله ای برای آزادسازی را نشان می دهد ، که ابتدا ظرفیت انجام نظارت موثر محتاطانه را ارزیابی می کند ، قبل از تلاش برای حذف اقدامات محافظتی.
معرفی
عدم موفقیت اقتصادها در ارائه اهداف سنتی توسعه اقتصادی و اجتماعی ، که در نتیجه شدید در بحران های مالی ، منجر به تجدید نظر در نقش دولت ها در تنظیم سیستم مالی برای ارتقاء بهتر چنین اهداف و جلوگیری از چنین بحران ها شده است. ملل پیشرفته و نوظهور و در اقتصادهایی که از فرمان تا بازار آزاد متغیر است. این بحران های مالی در 20 سال گذشته طبق گفته Caprio و Klingebiel (2003/2003) ، که 117 بحران بانکی سیستمیک (تعریف شده به عنوان فرسودگی سرمایه بانکی) را در 93 کشور از اواخر دهه 1970 شناسایی کرده اند ، بیشتر شده است. لیندگرن و همکاران.(1996) ، با استفاده از تعریف کمتری نسبت به Caprio و Klingebiel از ارزش خالص صفر یا منفی کل سیستم بانکی ، نتیجه گیری کرد که 75 ٪ از کشورهای صندوق بین المللی پول در دوره 1980-1995 مشکل بخش قابل توجهی از بخش بانکی داشتند و 87 کشور تجربه کردندبحران ارزی بین سالهای 1975 و 1995.
تئوری های موجود در مقررات نه تنها در تعریف آنچه که یک بحران مالی را تشکیل می دهد ، بلکه دلایل و پیشگیری را نیز توضیح نمی دهد ، و همچنین مبنایی برای اندازه گیری شدت و پیش بینی از طریق یک سیستم هشدار اولیه فراهم می کند. در بخشی از این ناشی از عدم موفقیت نظریه های موجود در تنظیم برای ارائه استدلال جدی برای نقش تنظیم سیستم های مالی ، مشخص کردن اینکه چه کسی ذینفع هستند و تعریف می کنند چه نتایج از مدلهای نظارتی نادرست یا درست طراحی شده است. تئوری های موجود در مورد مقررات مالی نمی توانند مفاهیم توسعه اقتصادی و اجتماعی را در بر بگیرند که بر اهمیت طراحی مناسب و متناسب با مدل های نظارتی به مرحله خاص رشد جامعه و اقتصاد اساسی تأکید می کند.
فرضیات مربوط به مدل نظارتی صحیح در رتبه بندی های نسبت به ملل مشهود است. هنگام طبقه بندی ریسک سیاسی به عنوان ورودی به مدل های رتبه بندی ریسک کشور ، آژانس های رتبه بندی در پایین ترین سطح اقتصادهای کنترل شده دولت در مقیاس قرار می گیرند ، در حالی که اقتصادهای شرکت آزاد رتبه بالاتری داده می شوند ، بدون اینکه دلیل این فرض را مشخص کنند (Nagy ، 1984). حتی پس از بحران آسیا در سال 1998 ، "اجماع واشنگتن" 1 به ترویج سیاست های بازار آزاد در زمینه خصوصی سازی ، آزادسازی سیستم مالی و حذف کنترل های دولت به عنوان یک پاناسه برای کشورهای نوظهور و بحران های مالی ادامه داد ، عدم شناخت این موارد به عنوان وسیله ای که به پایان نمی رسد و به پایان نمی رسد و به پایان نمی رسد. اگر اقتصاد به مرحله خاصی از رشد رسیده باشد ، تنها قادر به مؤثر بودن است.
تعریف تغییر نظارتی نیاز به درک نحوه تکامل سیستم های مالی دارد (به جدول 1 مراجعه کنید). طبقه بندی مدل های نظارتی یک پیش نیاز است زیرا تنوع جابجایی ها و ترکیباتی را که می تواند در سیستم های مالی وجود داشته باشد ، بیان می کند ، و از این رو چگونه نارسایی نظارتی ناشی از بحران های مالی می تواند با تغییر مدل نظارتی حاکم بر یک سیستم مالی بدون درک واضح از آن رخ دهد. اهداف خود ، منابع اقتصادی و زیرساخت های موجود ، سیستم حقوقی و کیفیت سرمایه انسانی لازم برای رعایت استانداردهای نظارتی و همچنین محدود کردن عواملی مانند ساختار مالکیت موجود و موانع برای تغییر همه عوامل فوق الذکر.
در این مقاله یک مبنای نظری برای تحقیقات آینده ارائه شده است ، که می تواند از هر دو روش مطالعه موردی و همچنین فرضیه های آزمایشی بر اساس داده های کل کشورهای در حال ظهور و پیشرفته استفاده کند ، و پایه ای برای ساخت یک مدل فراهم می کند که امکان اثربخشی هزینه انواع مختلف را فراهم می آورد. بسته های اصلاحات سیستم های مالی قابل اندازه گیری است. این تئوری به چندین رابطه کلیدی ، یک طبقه بندی و مقیاس برای اندازه گیری بحران های مالی متکی است که در نتیجه امکان پیش بینی و اندازه گیری نارسایی نظارتی و موفقیت کنترل و کنترل آن را فراهم می کند. این تئوری مبنای آزمایش این ادعا را فراهم می کند که ماده اصلی برای نتایج نظارتی موفق ، توسعه یک سیستم نظارتی است که به ترکیبی از اقدامات خرد و کلان مورد استفاده در این مطالعه ، که امکان بازخورد را فراهم می کند ، و اجازه هشدار زودهنگام و بحران را فراهم می کند. مدیریت.
این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. پس از تعریف نارسایی نظارتی (بخش 2) ، این طبقه بندی جدید از مدل های نظارتی برای سیستم های مالی را ارائه می دهد (بخش 3). در بخش 4 عناصر یک تئوری جدید تنظیم مالی و فرضیه ها و آزمایش های تجربی مرتبط را شرح می دهد. این پایه و اساس مقاله دوم را فراهم می کند که به صورت تجربی این فرضیه ها را آزمایش می کند تا مشخص شود که آیا نارسایی نظارتی در یک ملت پیشرفته از دلایل مشابهی که در یک کشور نوظهور ناشی می شود و تعیین می کند که آیا یک مدل نظارتی بهینه وجود دارد که می تواند برای یک ملت در حال ظهور اعمال شود. بخش پایانی 5 در مورد الگوی تحقیقاتی جدید که پایه و اساس آن در این تئوری جدید مقررات مالی است ، بحث می کند.
قطعه قطعه
تعریف نارسایی نظارتی
اهمیت نقش یک سیستم مالی ملی در ارتقاء توسعه اقتصادی و اجتماعی به طور قابل توجهی توسط بحران آسیا نشان داده شده است. دیدگاه بحران های سیستمی در اقتصادهای آسیا به عنوان یک بحران ارزی ، تجزیه و تحلیل OECD از بحران های توسعه یافته برای توضیح تصادفات بازار سهام 1987 و 1989 را نادیده می گیرد (OECD ، 1991).
OECD (1991) از رویکرد سیستم برای توضیح بحران های مالی یا سیستمیک در دهه هشتاد و نود استفاده کرد. آنها یک سیستم مالی را به عنوان مشاهده کردند
طبقه بندی جدید مدل های نظارتی
Grabosky و Brathwaite (1986) ، و Ayres and Braithwaite (1992) از یک رویکرد بین رشته ای حاصل از روانشناسی ، جرم شناسی و جامعه شناسی برای توسعه یک نوع شناسی برای طبقه بندی انواع مختلف مدل های نظارتی هر نوع فعالیت استفاده کردند. رویکرد آنها فقط بر نحوه اجرای قانون متمرکز شده و در اینجا به منظور طبقه بندی مدلهای نظارتی حاکم بر سیستم های مالی با توجه به انواع اقدامات نظارتی و محافظتی مورد استفاده ، در اینجا گسترش یافته است.
نظریه جدیدی از مقررات مالی
دلیل منطقی برای یک تئوری جدید در تنظیم مالی ، نیاز به تشخیص این است که مقررات برای ارتقاء یک ساختار اقتصادی پایدار به منظور جلوگیری از قیمت و نوسانات تولیدی که می تواند منجر به بحران های مالی شود ، لازم است. این امر می تواند توسط بانکهای مرکزی که دارای نقش برجسته ای مستقل برای هدف قرار دادن تورم و القاء سیگنال های صحیح قیمت در مورد هزینه سرمایه به منظور شکل دادن به رفتار شرکت کنندگان در بازار در مورد تخصیص منابع کمیاب هستند ، حاصل شود.
یک الگوی جدید تحقیق - رابطه بین مدل های نظارتی و توسعه اقتصادی و اجتماعی
- • تدوین تست های تجربی برای ارزیابی تأثیر تغییرات در مدل های نظارتی در یک کشور نوظهور به منظور ارائه راهنمایی های بسیار لازم برای سیاست گذاران. 12
- • کمیت جدید
سپاسگزاریها
این مقاله از اظهارات استاد موریس آلتمن ، در کنفرانس بین المللی جامعه تجارت و اقتصادی در کانادا 2002 ، از تشویق شرکت کنندگان در هشتمین کنفرانس مشارکت بین المللی عمومی و خصوصی و از فرصتی برای حضور در امور مالی APEC و از فرصت برای شرکت در امور مالی APEC و از فرصت بسیار بهره مند شده است. کنفرانس توسعه در پکن در سال 2002. ارائه این تحلیل از بحران اندونزی در اتاق بازرگانی اندونزی در جاکارتا در 14 فوریه 2002 در
منابع (54)
- B. Eichengreen و همکاران.
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 31
تاريخ : چهارشنبه
25 مرداد
1402 ساعت: 15:24