ما نسل خوش شانسی هستیم که در زمان گذار هند به اقتصاد بازار کار کردیم و فرصت های زیادی برای شغل و کارآفرینی فراهم کرد.

نوشته Uma Shashikant وقتی بعد از 30 سال با این دوست در فرودگاه ملاقات کردم، چیزی که مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که چقدر به راحتی ثروت خود را به نمایش گذاشت.
از کفش گرفته تا ساعت، کمربند تا حلقه، کیف تا کیف پول، چیزهای بسیار گران قیمتی می پوشید. به من گفت زندگی خوب بوده است.
ما نسل خوش شانسی هستیم که در زمان گذار هند به اقتصاد بازار کار کردیم و فرصت های زیادی برای شغل و کارآفرینی فراهم کرد. او می خواست در مورد ثروت خود صحبت کند و این داستان او در این هفته است.
اول اینکه آنقدر پول در می آورد که نه خودش و نه خانواده اش مطمئن نیستند با این همه پول می خواهند چه کار کنند. سوال من این بود که او چه کاری انجام داد که آنقدر مهم بود که باید به او جایزه می دادند؟آیا یک پزشک، یک معلم، یک پرستار یا یک هنرمند نیز وظایف بسیار مهمی در جامعه انجام نمی دهد؟
نظر او این بود که مشاغلی که بیشترین تقاضا را دارند، بیشترین پول را خواهند پرداخت و ما اکنون در هندی زندگی می کنیم که وسواس مصرف دارد. فقط او نیست، بلکه بسیاری از خانواده ها وضعیت بهتری نسبت به قبل دارند و چیزهایی می خرند، بیرون می روند، پول خرج می کنند و خوب زندگی می کنند. بنابراین، فروشندگان در راس هرم ثروت قرار دارند. اگر چیزی دارید که خیلی ها می خواهند، در راه ثروتمند شدن هستید.
دوم، او زیاد به درازمدت فکر نمی کند. تئوری او این است که ما حوصله طراحی عالی، کیفیت تولید یا کسب وکارهای ماندگاری را نداریم که برای قرن ها دوام داشته باشند. ما در ارائه راه حلی برای یک مشکل آنطور که می بینیم خوب هستیم. ما از آن پول در می آوریم و به سراغ کار بعدی می رویم. او به مبارزات کسب وکارهایی که می خواهند در یک چیز سرآمد باشند و به موفقیت های کسب وکارهایی که متنوع شده اند اشاره کرد.
او مثال های متعددی از جابه جایی افراد از یک کسب وکار به کسب وکار دیگر به نام تنوع ارائه داد. همه آنها به دنبال پول هستند و به احیای چیزی که در حال مرگ است اهمیتی نمی دهند. برای چند HDFC و Bajaj Autos هزاران دستگاه وجود خواهد داشت که با یک چیز شروع می شوند و در صورت شکست به سرعت به سراغ موارد دیگر می روند.
سوم ، در تلاش برای انجام کار درست درد زیادی وجود دارد. او می یابد که کارآفرینان جدید و جوان مشتاق ایجاد مشاغل صادقانه و کارآمد هستند. اما موانع بسیار زیاد است. اگر یک تجارت کوچک و محلی ، تخصصی و طاقچه باقی بماند ، می تواند نزدیک به آرمانهای مروج باقی بماند. پس از شروع مقیاس ، از دست دادن کنترل وجود دارد ، که می تواند تجارت را در جهت هایی که مروج کنترل نمی کنند ، انجام دهد.
استراتژی فنجان چای همه نیست. به زودی سرمایه گذاران ، خریداران علاقه مند ، بانکداران و سرمایه داران ، کارشناسان رسانه های اجتماعی و توسعه دهندگان مشاغل وجود دارد. او می گوید مسابقه تلویزیونی برای رسیدن به مخاطبان بزرگتر باید سؤالات احمقانه ای بپرسد و مسابقات فریاد و سریال های SaaS Bahu اجتناب ناپذیر است.
چهارم ، ثروت وی در اموال سرمایه گذاری می شود. او صاحب آپارتمان ، خانه ها ، خانه های مزرعه و زمین است. او تصمیم می گیرد که تصمیم گیری را آسان کند زیرا مقیاس عملکرد وی بزرگ است. او بودجه متقابل را با 5000 روپیه به عنوان اندازه بلیط مرتبط می کند ، و وقتی به او گفتم که می تواند به راحتی در میلیون ها نفر نیز سرمایه گذاری کند ، او قانع نشده است. او هیچ ایده ای در مورد اندازه صنعت ندارد.
او به مدیران یا مشاوران ثروت خصوصی اعتماد ندارد. او فکر می کند دیگران هیچ تصوری از ثروتمند بودن و سرمایه گذاری آن را ندارند. او آنها را می شنود اما به ندرت عمل می کند. او هیچ وقت برای مستندات یا تمایل به جستجوی گزینه های دیگر ندارد. سرمایه گذاری ملک بزرگ متناسب با خلق و خوی او است ، و او به تأخیر یا بازده اهمیتی نمی دهد. استدلال او باید قدردانی کند.
پنجم ، او فکر می کند که به اندازه کافی درآمد کسب کرده است ، اما نمی خواهد بازنشسته شود. او به من می گوید که بدون کارش حوصله خواهد رفت. او ساعات طولانی را حفظ می کند ، 12 روز در ماه سفر می کند ، بیشتر اوقات روی ذهن خود کار می کند و برای هر چیز دیگری وقت نمی گذارد. از آنجایی که اکنون متناسب بودن شیک است ، او یک مربی شخصی دارد و همسرش رژیم خود را مدیریت می کند.
هیچ ترسی در مورد آینده وجود ندارد زیرا ثروت کافی وجود دارد ، اما او مطمئن نیست که چرا او همچنان به سختی کار می کند. او از من پرسید که آیا موقعیت او را ایده آل و الهام بخش می دانم. هنگامی که یک جامعه شروع به پیشرفت می کند ، آنقدر توسط ثروت های جدید وارد می شود که حاکم هیدونیسم است. معده های کامل باید دامنه ذهن را برای حل مشکلات بزرگتر فراهم کند.
ایده رفاه جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم ، نیاز به خدمات عمومی به جامعه ای که از ما پشتیبانی می کند ، و جذابیت منافع مشترک باید غالب شود. من از دوستم پرسیدم که آیا او به چنین چیزهایی فکر می کند؟او به اندازه کافی ثروتمند است که با اعمال خود تأثیر می گذارد. او کوچک شد.
اگر متقاعد شده اید که هیچ کاری مهم انجام نمی دهید که به خوبی به شما پاداش دهید ، مطمئن هستید که این امر پایدار خواهد بود؟اگر یک روند را می بینید و از آن سرمایه گذاری می کنید ، نباید به دیگران فکر کنید که ممکن است مسیر شما را دنبال کنند؟اگر مسیری که شما طی می کنید ، همانطور که از آن لذت می برید منجر به ثروت نمی شود ، اما فقط برای کسانی که به دنبال شما می آیند ، خطرناک می شوند ، آیا مسئولیت ساخت آن را که می خواهید ، نمی توانید آموزش دهید ، همانطور که می خواهید آموزش دهید ، در حالی که پیشرفت می کنید؟آیا ما یک کشور فرصت طلب هستیم؟آیا این که ما فقط در تعقیب های کوتاه مدت خوب هستیم و صبر و شکیبایی برای تعهد طولانی مدت نداریم؟اگر اخلاق را از بین ببرد ، ثروت چیست؟
او به من گفت من نمی توانم او را به دلیل ثروتمند بودن گناه کنم. او گفت ، من آن را به دست آوردم. من گفتم که نه به نحوه به دست آوردن آن افتخار نمی کنید ، و همچنین اطمینان دارید که این بهترین راه برای کسب آن است. به همین دلیل است که ثروت با بی اعتنایی رفتار می شود ، بی فکر صرف می شود. به همین دلیل اعتماد به هر کسی با آن دشوار است ، زیرا دیگری را مانند خودتان می بینید. و به همین دلیل است که بی فکر در دارایی هایی که هرگز در طول عمر خود استفاده نخواهید کرد ، سرمایه گذاری می کند.
ثروتمند بودن یک مسئولیت است ، زیرا هیچ کس به خودی خود ثروتمند نشد. هزینه های جامعه برای فعال کردن ثروت وجود دارد ، و تعهد اخلاقی برای پس دادن وجود دارد. بدون همدلی برای دیگران ، خاموش کردن خود در حباب ما نیز به ما آسیب می رساند. او به من گفت که من دیوانه ام.
(نویسنده رئیس ، مرکز آموزش سرمایه گذاری و یادگیری است)
داستان های ET Prime را از دست ندهید! دوز روزانه به روزرسانی های تجاری خود را در WhatsApp دریافت کنید. اینجا کلیک کنید!
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 37
تاريخ : چهارشنبه
25 مرداد
1402 ساعت: 12:46