شاخص های زیادی برای ارزیابی فرایندها و نتایج برنامه های ارتقاء سلامت مدارس و برنامه ها و ابتکارات آموزش استفاده می شود. در این مقاله به توسعه چنین شاخص ها و کانون های مختلف بر جنبه های بیولوژیکی ، رفتاری ، اجتماعی و متنی اقدامات بهداشتی کودک و نوجوان بررسی شده است. سپس چارچوبی برای طبقه بندی آنها ایجاد می کند. تنوع ذینفعان که به سلامت مدرسه علاقه دارند مشخص می شود. یک ماتریس ساخته شده است که سطح تأثیرگذاری ذینفعان مختلف را در دسته شاخص ها نشان می دهد. این مقاله با ترسیم مجموعه ای از معیارهای طراحی شده برای کمک به ذینفعان به منظور استراتژیک تر در شناسایی شاخص های واقع گرایانه و عملی که اطلاعات مفیدی را در داوری ورودی های آنها و بهبود سهم آنها در ارتقاء و آموزش سلامت مدرسه ارائه می دهد ، نتیجه می گیرد.
شاخص ها و سلامتی
داده ها به محض تولد در مورد جوانان جمع آوری می شود و این در طول دوران کودکی و بزرگسالی ادامه می یابد. اقدامات مربوط به وزن بدن ، قد ، رفتار رژیم غذایی و رفتارهای گریه ، اطلاعاتی را در اختیار متخصصان مراقبت های بهداشتی برای نظارت و ارزیابی سلامت کودک قرار می دهد. با افزایش سن کودک ، اقدامات جمعیتی در مناطقی مانند میزان ایمن سازی ، بروز بیماری های عفونی و جلوگیری از صدمات برای شکل دادن به مداخلات بهداشت عمومی که در گروه های خاص هدایت می شوند ، به عنوان مثال استفاده می شود. والدین ، تولید کنندگان ، کاربران جاده و خود جوانان. شاخص های زیادی وجود دارد که در حوزه های بیولوژیکی و رفتاری (به عنوان مثال شاخص توده بدنی ، مهارت های حرکتی ، شیوه های تغذیه ای و رفتارهای محافظ خورشید) وجود دارد که شواهدی از وضعیت سلامتی جوانان و جمعیتی که بخشی از آنها هستند ارائه می دهد. مطالعات بین المللی مانند رفتارهای بهداشتی در کودکان مدرسه (HBSC) داده هایی را در مورد شاخص های بهداشتی متعدد از افراد 10 تا 15 ساله از تعدادی از کشورها طی سالها جمع آوری کرده است و داده های طولی ارزشمندی را در مورد رفتارهای بهداشتی جوانان ارائه داده است که می تواند در سراسر کشورها مقایسه شود(ولد و همکاران ، 1994). شاخص های قابل توجهی از شاخص های بهداشتی برای جوانان ایجاد شده است.
شاخص ها در درک اهداف ، فرایندها و نتایج بخش های بهداشت و آموزش و مؤلفه های بسیاری از آنها مهم شده اند. مک کال [(مک کال ، 1996) ، ص. 37] ادعا می کند داده هایی وجود دارد که ". یک فعالیت ، شرط یا ویژگی یک سیستم را توصیف می کند ، و اغلب به طور مرتب توسط دولت ، موسسات و آژانس ها جمع آوری می شود تا از تأثیر سیستم های آنها گزارش دهند. در ارتقاء سلامت و آموزش بهداشت ، آنها اطلاعاتی را در اختیار ما قرار می دهند که بتوانیم تصمیمات و داوری ها را در مورد تخصیص منابع ، سیاست ، افزایش آگاهی ، کارآیی ، اثربخشی و امکان سنجی مداخلات و برنامه های خاص و درباره "بهترین عمل" پایه گذاری کنیم. با این وجود بحث قابل توجهی در ادبیات در مورد هدف شاخص ها وجود دارد. Labonte و همکاران.(Labonte et al. ، 1997) مجموعه ای از شاخص های مورد استفاده در فعالیت های ارتقاء سلامت و آموزش بهداشت را کشف کرد ، اما دریافتند که آنها به ندرت شامل ورود افرادی هستند که تحت هدف ارتقاء سلامت و مداخلات آموزش بهداشت هستند. ولان و همکاران.(Whelan et al. ، 1993) شاخص های پیشنهادی اطلاعات قابل توجهی را ارائه می دهند ، اما تأثیر قابل توجهی در زمینه مدیریت مالی تمایل دارد تا برنامه های خود را به سمت اقدامات کمی از "ارزش برای پول" کاهش دهد. به همین ترتیب ، به نظر می رسد که شاخص ها برای کسانی که بودجه تهیه می کنند ، مورد استفاده ویژه ای قرار می گیرند.
در یک کار مهم که در اواخر دهه 1980 توسط WHO حمایت مالی شد ، کار و برکانوویچ (کار و برکانوویچ ، 1987) یک چارچوب مفهومی برای ترسیم و نقشه برداری از شاخص های مورد استفاده در ارتقاء سلامت ایجاد کردند. آنها دریافتند که بیشتر شاخص های گزارش شده در ادبیات در حوزه ارتقاء سلامت متمرکز بر جنبه های سلامت جسمی فردی (به عنوان مثال رفتارهای خاص) و اقدامات کمی از وضعیت سلامتی است. آنها خاطرنشان كردند كه شاخص هایی كه ابعاد اجتماعی سلامت را کشف می كنند ، به عنوان مثالسرمایه اجتماعی ، اتصال (Resnick و همکاران 1993) و از نظر ماهیت کیفی بودند ، به ندرت مورد استفاده قرار می گرفت. تعداد شاخص های به دست آمده از دیدگاه زیست پزشکی بسیار فراتر از کسانی است که از الگوی "بهداشت عمومی جدید" ناشی می شود که در آن یک رویکرد جامع تر برای سلامتی صورت می گیرد. به عنوان مثال ، یک مطالعه اخیر در استرالیا غربی نشان داد که آژانس های بخش بهداشت در مورد نزدیک به 1000 شاخص گزارش شده است که اکثریت قریب به اتفاق در مورد دسترسی و کارآیی در مراقبت های حاد است (دولت غربی استرالیا ، 1999).
کار (کار ، 1989) ادعا می کند ظهور "بهداشت عمومی جدید" (اشتون ، 1988 ؛ کیکبوش ، 1989) در دو دهه گذشته شروع به تغییر افق مراقبت های بهداشتی در جهات مختلف ، یعنی از بیماران در بیماران درکلینیک ها به جوامع در تنظیمات مختلف ، از درمان و مراقبت گرفته تا پیشگیری اولیه و از انطباق بیمار تا مشارکت جامعه. این تغییرات آب و هوایی را ایجاد کرده است که علوم اجتماعی ، رفتاری ، زیست محیطی و بیولوژیکی در شکل گیری ارتقاء سلامت و مداخلات آموزش بهداشت همگرا شده اند. در نتیجه ، مجموعه ای از شاخص های جدید و گسترده تر برای ایجاد دیدگاه های جدید باید توسعه یابد. توسعه چنین شاخص هایی توسط بسیاری از سازمان های دولتی و بین المللی از جمله WHO پشتیبانی شده است.
کار رافائل و همکارانش در کانادا در زمینه توسعه شاخص هایی که به دنبال روشن کردن جنبه های "کیفیت زندگی" هستند ، نشانگر دیدگاههای گسترده تر در سالهای اخیر در مورد عناصر مختلف است که به سلامت یک شخص ، جامعه و جامعه آنها کمک می کند (رافائل)و همکاران 1996). اخیراً کار قابل توجهی در سطح بین المللی برای تعریف ، توصیف و توضیح شاخص های بهداشتی از ماهیت کیفی وجود داشته است ، که مانند شاخص های کمی مبتنی بر بیولوژیکی توسعه یافته ، می تواند برای درک مداخلات ارتقاء سلامت و تدوین زیرساخت ها و سیاست های مناسب برایبهبود سلامت فردی و جامعه (کامینز ، 1996 ؛ مک دونالد ، 1997 ؛ زوبریک و همکاران ، 1999). این و سایر محققان اکنون در حال شناسایی شاخص هایی هستند که دانش و درک آنها را در زمینه های مختلفی که بر سلامت تأثیر می گذارد ، به ما ارائه می دهد ، به عنوان مثال. عملکرد اجتماعی و خانوادگی ، انعطاف پذیری ، انزوا ، کیفیت مسکن ، ارتباط اجتماعی ، عزت نفس و اشتغال.
شاخص های بهداشتی و جوانان
Nutbeam (Nutbeam ، 1997) چارچوبی را برای ارزیابی سلامت جوانان مشخص کرده است و با استفاده از آن یک مدل یکپارچه ارائه می دهد که در آن جنبه های کیفی به وضوح بیان شده و شاخص های محیط های حمایتی برای جوانان مورد بررسی قرار می گیرد. وی یک سلسله مراتب سه مرحله ای ، یعنی پیامدهای بهداشتی و اجتماعی (از جمله کیفیت زندگی و عوارض و مرگ و میر) ، پیامدهای سلامت متوسط (از جمله سبک زندگی سالم ، خدمات بهداشتی مؤثر و محیط سالم) و نتایج ارتقاء سلامت (از جمله سواد بهداشتی ، تأثیر اجتماعی ، پیشنهاد می کند. و عمل و سیاست عمومی سالم). رشد و درک شاخص های اجتماعی ، جوامع محلی و دولت ها را قادر می سازد تا بیشتر در شکل گیری و اجرای مداخلات ارتقاء سلامت شرکت کنند. این کار در کار کالینینز و همکارانش در کانادا نشان داده شد که کودکان دبستان نقش مهمی در یک استراتژی کاهش مواد مخدر در جامعه داشتند (کالنینز و همکاران ، 1994). در اینجا شاخص های مداخله ارتقاء سلامت مدرسه مربوط به حمایت ، توانمندسازی ، تفکر انتقادی و تصمیم گیری بود. شاخص ها در این زمینه ها با درک بهتری از عواملی که بر ظرفیت و وضعیت سلامتی یک جوان تأثیر می گذارد ، در ابتکارات ارتقاء سلامت و آموزش مدرسه در حال ارائه است. اکنون به نظر می رسد که توجه بیشتری به توسعه برنامه های بهداشتی مدارس وجود دارد که بر افزایش مهارت های مقابله دانش آموزان متمرکز است (Weare and Grey ، 1994 ؛ WHO ، 1994).
کار در یک دهه گذشته در مورد مقاومت در جوانان ، مطالعه موردی است که چگونه سلامت از تکیه صرفاً به اقدامات عوارض و مرگ و میر ، به کمک و کار با گروه های سنی خاص مانند جوانان برای شناسایی اقدامات و استفاده از شاخص ها برای توسعه سیاست ها و استفاده از شاخص ها ، کمک کرده است. برنامه هایی که سلامت افراد جوان را غنی می کند (رافائل ، 1993 ؛ Resnick et al. ، 1993 ؛ Hawkins et al. ، 1994 ، O'Donnell et al. ، 1995). کلبه و همکاران.(کلبه و همکاران ، 1997) ادعا می کنند حداقل 70 رفتار بهداشتی وجود دارد که به طور قابل توجهی بر سلامت جوانان تأثیر می گذارد ، به عنوان مثال. فعالیت بدنی ، رژیم غذایی ، استفاده از مواد مخدر ، روابط و غیره. آنها از شاخص هایی که چنین رفتارهایی را در جوانان اندازه گیری می کنند ، از طرف بخش های بهداشت ، رفاه و آموزش و پرورش در هنگام تعیین اولویت های خود و تخصیص منابع ، از آنها درخواست می کنند. در حال حاضر به نظر می رسد پذیرش گسترده تری توسط افراد درگیر در سلامت جوانان در مورد ارزش استفاده از طیف وسیعی از شاخص ها از هر دو حوزه سنتی ، به عنوان مثال. بیولوژیکی و رفتاری و مناطق نوظهور ، به عنوان مثالکیفیت زندگی ، برای شکل دادن به ترویج سلامت و مداخلات آموزش بهداشت.
شاخص های بهداشتی و مدارس
سردرگمی در مورد اینکه چه شاخص هایی برای برنامه های ارتقاء سلامت مدرسه و برنامه ها و ابتکارات آموزشی مناسب است ، وجود دارد. به طور سنتی ، بخش بهداشت و درمان منابع قابل توجهی را در مدارس برای رسیدگی به موضوعات خاص سرمایه گذاری کرده است ، به عنوان مثالمصرف دخانیات ، تغذیه ، STD و غیره. این بخش مدارس را به عنوان تنظیماتی در نظر گرفته است که می توان به راحتی به یک گروه جمعیت خاص برای تأثیرگذاری بر نتایج رفتاری برسد (وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده ، 1991 ؛ WHO ، 1992 ؛ NHMRC ، 1996). شاخص های بخش بهداشت تا حد زیادی مربوط به اقدامات وضعیت سلامت و رفتارهای مرتبط با سلامت بوده است (NHMRC ، 1996 ؛ WHO ، 1996a ؛ St Lerger and Nutbeam ، 1999). از طرف دیگر ، بخش آموزش و پرورش به طور سنتی سلامت مدرسه را به عنوان بخشی از تعدادی از زمینه های اصلی یادگیری تلقی کرده است (برون-جنسن ، 1994 ؛ سنت لگر ، 1999). شاخص های آن در زمینه ارتقاء سلامت و نتایج آموزش بهداشت معمولاً بر دستیابی به دانش ، درک و مهارت های شناختی خاص ، به عنوان مثال متمرکز شده است. تجزیه و تحلیل ، سنتز.
به تازگی ، چندین تلاش بین المللی برای از نزدیک تر کردن شاخص های مربوط به بخش های بهداشت و آموزش و پرورش و بیان مجموعه ای از شاخص ها که جامع تر است و اطلاعاتی را برای انواع ذینفعان برای انجام قضاوت و ارائه می دهد ، انجام شده است. تصمیمات (BARIC ، 1994 ؛ WHO ، 1996a ؛ خیابان Leger and Nutbeam ، 1999). ابتکارات خاص در شبکه اروپایی مدارس ارتقاء دهنده بهداشت (ENHPS) و آمریکای شمالی رخ داده است. اخیراً کار امیدوارکننده در منطقه اقیانوس آرام غربی WHO آغاز شده است.
کمیته خبره WHO در زمینه آموزش و ارتقاء جامع بهداشت مدارس ، پنج نوع شاخص را مشخص کرد که منعکس کننده ادغام بین اولویت های بخش های بهداشت و آموزش است. این شاخص ها یکی از نتایج همکاری های بین المللی فشرده طی 2 سال در اواسط دهه 1990 بود. مجموعه ای از کارگاه های آموزشی در پنج منطقه WHO ایده هایی را به کمیته خبره ارائه داد که همچنین 32 رهبر در بهداشت مدرسه را برای تهیه مقالات پیش زمینه دعوت کرد. پنج نوع شاخص مشخص شده (WHO ، 1996c):
وضعیت سلامتی کودکان ، به عنوان مثالقد برای سن ، کالری کل مصرف.
توانایی یادگیری ، حضور و حضور در یادگیری ، به عنوان مثالمهارت های سواد و عددی ، صلاحیت های اساسی یادگیری.
رفتارهای مؤثر بر سلامتی ، به عنوان مثالمصرف دخانیات ، فعالیت بدنی.
کیفیت محیط بهداشت جسمی و روانی ، به عنوان مثالکیفیت آب و فاضلاب ، سیاست ها و شیوه ها در مدارس.
اجرای برنامه بهداشت مدرسه ، به عنوان مثالبرنامه درسی ، دسترسی به خدمات درمانی ، پیوندها با جامعه محلی مدرسه.
کمیته در گزارش خود ادعا کرد که در تعدادی از زمینه ها ، کارهایی که در زمینه شناسایی شاخص ها انجام شده است و گزارش بر روی آنها جامع بوده است ، به عنوان مثال. شاخص های محیط فیزیکی ، قد برای سن ، وزن برای سن ، پیشرفت یادگیری و خطر سلامتی و رفتارهای تقویت کننده سلامت. با این حال ، آنها یک استدلال قوی برای تحقیقات بیشتر در مورد توسعه شاخص های روشن پیرامون توانایی یادگیری دانش آموزان ، جنبه های روانی اجتماعی محیط مدرسه و انتشار و اجرای برنامه های بهداشتی مدرسه به ویژه ایجاد می کنند. آنها همچنین در مورد معلمان به عنوان ذینفعان مهم در سلامت مدرسه اظهار داشتند. توسعه شاخص ها برای ارزیابی وضعیت سلامت ، پیشرفت حرفه ای و رضایت معلمان بسیار محدود است و باید اولویت تحقیق باشد. »(WHO ، 1996c) ، ص. 18]به رسمیت شناختن نقش معلمان در تدوین و اجرای برنامه های بهداشتی مدارس و منابع و خدمات پشتیبانی برای آنها برای انجام مؤثر وظایف خود ، توجه بسیار کمی در ادبیات داشته است. با این حال ، در بخش دوم دهه 1990 ، بدیهی بود که کشورها و آژانس ها اهمیت معلم را در سلامت مدرسه به رسمیت می شناسند و بسیاری از ابتکارات ظرفیت سازی در حال انجام بودند (NHMRC ، 1996 ؛ خیابان لاگر و Nutbeam ، 1999 ؛ Weare ،2000). با این حال ، برنامه های کمی در واقع برای درک این ابتکارات به شاخص های لازم پرداخته بودند.
تلاش برای نزدیک شدن بخش های بهداشت و آموزش و توسعه شاخص های مفید در حرکات مدارس تقویت کننده سلامت ، به ویژه در اروپا ، اقیانوس آرام غربی و آمریکای شمالی آغاز شده است (انجمن سرطان آمریکا ، 1993 ؛ مک دونالد و زیگلیو 1994 ؛ WHO ، 1996a)بشربا این حال ، به نظر می رسد که توجه کمی به شناسایی نه تنها ذینفعان اصلی در برنامه های ارتقاء سلامت و آموزش مدرسه ، بلکه اهمیت نسبی این ذینفعان در کمک به توسعه شاخص ها ، اندازه گیری آنها و استفاده از چنین اقداماتی نیز توجه شده است.
ذینفعان در بهداشت مدرسه
ذینفعان زیادی وجود دارند که در برنامه های بهداشت مدرسه شرکت می کنند. این موارد را می توان در مورد دسته های مبتنی بر مدرسه و بخش محور گروه بندی کرد.
جدول I تنوع ذینفعان را در بخش های مدرسه و بهداشت و آموزش مدرسه مشخص می کند.
شواهد قابل توجهی در ادبیات تأثیر در دو دهه گذشته بخش بهداشت در شکل دادن به وسعت و عمق شاخص های مورد استفاده در برنامه های بهداشتی مدرسه وجود دارد [به عنوان مثال.(وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده ، 1991 ؛ انجمن سرطان آمریکا ، 1993 ؛ بانک جهانی ، 1993 ؛ NHMRC ، 1996 ؛ WHO ، 1996a ، ب)]. این تعجب آور نیست با توجه به منابعی که در بخش بهداشت در چنین برنامه هایی سرمایه گذاری شده است. آنچه تعجب آور است ، آشکار بودن بخش آموزش و پرورش به این وضعیت است. تلاش کمی از سوی بخش آموزش برای مذاکره در مورد شاخص های مشترک با سلامت صورت نگرفته است (Allensworth ، 1993 ؛ NHMRC ، 1996 ؛ WHO ، 1996b ؛ Nutbeam ، 1997). در عوض ، شاخص های مبتنی بر آموزشی تا حد زیادی در انزوا به مواردی که توسط بخش بهداشت برای همان برنامه ها تولید می شود ، توسعه یافته است. آنها معمولاً بازتاب مشاغل اصلی مدرسه ، یعنی بهبود دانش و مهارت های جوانان ، و از نظر "درک درک" ، "قادر به تجزیه و تحلیل" قرار گرفته اند. بسیاری از ابتکارات بهداشتی مدارس تا حد زیادی توسط بخش بهداشت در مورد مسائل بهداشتی فعلی اجتماعی ، به عنوان مثال ، تأمین شده است. مواد مخدر ، HIV/AIDS ، این بدان معناست که پرسنل مستقر در مدرسه احتمالاً شاخص های زیست پزشکی را به عنوان مناسب پذیرفته اند. اینکه بسیاری از آنها برای اندازه گیری قابل تحمل هستند و در جمع آوری داده های بین المللی شناخته شده و روش های تفسیر پایه گذاری شده اند ، همچنین مشروعیت آنها را افزایش داده است. ذینفعان مستقر در مدرسه به طور کلی در توسعه شاخص هایی شرکت نکرده اند که نشان دهنده تعهد آنها به برنامه های ارتقاء سلامت مبتنی بر مدرسه در مناطقی مانند تغذیه ، فعالیت بدنی ، سلامت روان ، مواد مخدر و تمایلات جنسی است. این تصور را تقویت کرده است که سلامت مدرسه ، در حالی که توسط مدارس اجرا می شود ، توسط آژانس های بهداشت خارجی در مدارس انجام می شود. بدیهی است که ذینفعان مختلف در سلامت مدرسه باید نقش مشترک تری در توسعه شاخص ها داشته باشند که منعکس کننده اهداف سلامت و آموزشی برنامه ها است.
ماتریس (جدول II) برای به تصویر کشیدن تأثیر نسبی ذینفعان در تعیین نوع شاخص های مورد استفاده در سلامت مدرسه به منظور تسهیل همکاری بهتر بین ذینفعان تهیه شده است. پنج دسته شاخص های ارائه شده توسط کسانی که مورد استفاده قرار گرفته اند.
هدف از Martrix درک دخالت مقایسه ای ذینفعان مختلف و این است که ذینفعان را قادر می سازد در انتخاب شاخص هایی که اطلاعات مفیدی را برای بهبود کیفیت ابتکارات بهداشتی مدرسه ارائه می دهند ، استراتژیک تر باشند. به هر سلول در ماتریس یک سیستم 0-5 ستاره نسبت داده شده است. وزن ستاره ها بر اساس تعبیرهای نویسنده در مورد تأثیرات مختلف است. این تفسیرها از بررسی نتایج بیش از 600 مقاله از مطالعات مربوطه ، از جمله تعدادی متاآنالیز ، همراه با تجربیات نویسنده در کار در مدارس ، سیستم های بهداشت و آموزش و تنظیمات تحقیق گرفته شده است. همه 600 مقاله خلاصه شده و ذینفعان مختلف درگیر شناسایی شده اند. از این داده ها ، ارزیابی ذهنی بر تأثیر نسبی ذینفعان مختلف در انتخاب شاخص های بهداشت مدرسه انجام شد.
تعدادی از روندها و مضامین وجود دارد که هنگام بررسی کل جدول ظاهر می شوند. اینها در بخش بعدی بحث شده است.
تمرکز شاخص های بهداشت مدرسه
سه روند اصلی از جدول II پدیدار می شود.
غلظت مداوم مدارس در پنج زمینه شاخص.
تأکید شدید بخش سلامت بر وضعیت سلامت و شاخص های مربوط به رفتار بهداشتی.
تفاوت های قابل توجه بین بخش های بهداشت و آموزش/مدرسه در استفاده از شاخص ها در زمینه های یادگیری و محیط زیست.
مطالعات نسبتاً کمی در ادبیات ارتقاء سلامت مدرسه و آموزش وجود دارد که در مورد وسعت شاخص ها گزارش شده است. مواردی که این کار را انجام می دهند ، از شاخص های نمایش استفاده می شود که پنج زمینه را در جدول II به تصویر می کشد (رفت ، 1992 ؛ کامرون و مک برید ، 1995). بسیاری از این برنامه ها توسط بخش بهداشت تأمین شده اند ، اما بخش آموزش و به ویژه مدارس نقش مهمی در تفسیر و شکل دادن به برنامه ها داشته اند. همچنین ، این برنامه ها به گونه ای طراحی شده اند که به مدارس اجازه می دهد تا انعطاف پذیری را افزایش دهند ، و تأکیدات و مسیرهای مختلفی را در نحوه رسیدگی به برنامه درسی ، مشارکت با جامعه محلی و سیاست های مربوط به سلامتی مبتنی بر مدرسه انجام دهند. این برنامه ها همچنین با تمرکز کاهش یافته بر روی مواد درسی مبتنی بر کلاس درس توسعه یافته مشخص می شوند. بیشتر این مطالعات که گزارش می دهند در مورد وسعت شاخص ها ، چارچوب مدرسه تقویت کننده سلامت را که توسط WHO و چه کسی در اروپا در اواخر دهه 1980 به وجود آمده است ، اتخاذ می کنند (Nutbeam ، 1992 ؛ McDonald and Ziglio ، 1994). یک رویکرد مشابه برای سلامت مدرسه نیز در دهه 1980 در ایالات متحده آمریکا - آموزش بهداشت و درمان کاملاً مناسب (کلبه ، 1986) رخ داد. برنامه های مدرسه ای که از رویکرد مدرسه تقویت کننده سلامت پیروی می کنند ، تمایل به استفاده از شاخص های هر پنج دسته دارند.
تاریخچه سلامت مدرسه که شامل آموزش و ارتقاء بهداشت مدارس و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مدارس برای بیشتر قرن بیستم است ، مبتنی بر این درک است که مدارس سایت هایی بودند که جمعیت های خاص یا زیر جمعیت (به عنوان مثال نوجوانان ، دختران ، "درگروههای ریسک) می توانند برای مداخلات که برای بهبود وضعیت سلامت و/یا تغییر رفتارهای ریسک بهداشتی طراحی شده اند ، هدف قرار گیرد (WHO ، 1996b). شاخص های مورد استفاده برای چنین برنامه هایی این تأکید را منعکس کرده اند. اخیراً ، تمرکز دیگری به ابتکارات بهداشتی مدارس برای ایجاد رفتارهای محافظتی و مقاومت در جوانان اضافه شده است (Nutbeam et al. ، 1993 ؛ Resnick et al. ، 1993). در اینجا شاخص های موجود در حوزه محیط زیست و زمینه های یادگیری نقش فزاینده ای در کمک به ما در درک چگونگی کار مداخلات و چگونگی بهبود آنها دارند.
بخش بهداشت با مداخلات خاص در زمینه های موضوعی استاندارد موفقیت معقول داشته است - تغذیه ، تمایلات جنسی ، مواد مخدر ، فعالیت بدنی. ادبیات نشان می دهد که برنامه های موفق در این مناطق معمولاً با تمرکز ترکیبی بر تغییر رفتار مشخص می شوند. نتایج شناختی و اجتماعی ؛پایداری در طی چند سال با یک پایگاه منابع کافی ؛یک رویکرد "جامع" و یکپارچه که مدارس را با آژانس ها و گروه های مربوطه پیوند می دهد. و تخصیص منابع قابل توجهی برای ایجاد ظرفیت معلمان و سایر پرسنل مستقر در مدرسه ، به عنوان مثالپرستاران ، برای مؤثرتر بودن (St Lerger and Nutbeam ، 1999). برنامه هایی که این معیارها را برآورده می کنند ، به طور کلی از شاخص های پنج دسته برای به تصویر کشیدن فرایندها و نتایج آنها استفاده می کنند.
در حالی که بسیاری از برنامه های بخش بهداشت و درمان وجود داشته است که مدارس را به عنوان سایت های "جعبه سیاه" برای انجام مداخله دیده اند ، در دهه گذشته تغییر اساسی در نحوه نزدیک شدن بخش سلامت به سلامت مدرسه رخ داده است. این ادبیات تعداد فزاینده ای از برنامه ها را نشان داده است که مدارس را قادر می سازد تا در تسهیل برنامه بهداشت مدرسه ، مالکیت بیشتری کسب کنند و علاوه بر وضعیت سلامت و رفتارهای مرتبط با سلامتی ، فرایندها و نتایج را در زمینه ها گزارش دهند (اسمیت ETAl. ، 1992 ؛ Allensworth ، 1993 ؛ NHMRC ، 1993 ؛ McDonald and Ziglio ، 1994 ؛ Peters and Paulussen ، 1994 ؛ WHO ، 1996b). کارهایی که توسط WHO در مهارت های زندگی و زمینه های بهداشت روان انجام شده و همراه با بسیاری از برنامه های هیجان انگیز در کشورهای مختلف نشان می دهد که چگونه بخش های بهداشت و آموزش می توانند برای پرداختن به وسعت و عمق عوامل دارای مدارس که بر سلامت روان تأثیر می گذارند ، همکاری کنند. یعنی دانش و کسب مهارت ، سیاست های بهداشتی مبتنی بر مدرسه ، محیط فیزیکی مدارس ، ارتباط بین مدرسه و خدمات بهداشتی محلی ، محیط اجتماعی و مشارکت بین مدرسه و جامعه محلی آن از جمله والدین. با این حال ، شاخص های تعدادی از این مناطق در این مرحله ضعیف توسعه یافته اند. این امر به ویژه در مواردی است که تعداد کمی از شاخص های پذیرفته شده وجود دارد که ما را در مورد جنبه های محیط اجتماعی مدارس و نحوه عملکرد ارتباطات و مشارکت های جامعه به ما اطلاع می دهد.
انتخاب شاخص ها برای ارزیابی و بهبود سلامت مدرسه
این مقاله با ارائه پنج دستورالعمل برای اینكه ذینفعان بتوانند مجموعه ای از شاخص های قابل کنترل را انتخاب كنند كه قضاوت دقیق تر برنامه بهداشت مدرسه را تسهیل می كند ، نتیجه می گیرد و این امر باعث بهبود كیفیت و كمك به حفظ برنامه های بهداشت مدرسه می شود.
شاخص هایی را انتخاب کنید که:
داده های مفیدی را ارائه دهید و مقدار آن را اضافه کنید. داده های جمع آوری شده در مورد برنامه های بهداشت مدرسه اغلب به دست آوردن آن دشوار است. آنها به پیشنهادات و مصوبات دقیق اخلاقی متکی هستند که پیامدهای آن وجود دارد زیرا افراد ممکن است کودکان و یا نوجوانان باشند. جمع آوری داده ها اغلب در پاسخ به پرسشنامه ها و مصاحبه ها به همکاری مدیران و معلمان مدارس (و دانش آموزان و والدین به طور فزاینده ای) بستگی دارد. شاخص های انتخاب شده و داده های جمع آوری شده برای گزارش در مورد چنین شاخص ها باید به زمان و تعهد موضوعات مختلف و حساسیت های مربوط به موضوع (به عنوان مثال جنسی ، مصرف مواد مخدر) احترام بگذارند. بنابراین آنها باید از نگاه ذینفعان مدرسه برای درک برنامه و غنی سازی فعالیت های بیشتر سهم روشنی داشته باشند.
در مرزهای تأثیر برنامه قرار دارند. این ادبیات شامل تعدادی از متاآنالیزها و مطالعات خوب طراحی شده و اجرا شده در بازه های زمانی معقول مانند 3-4 سال است که نشان می دهد برنامه های بهداشتی مدارس بر رفتار ، دانش و نگرش تأثیراتی دارند ، اما اینها معمولاً با در دسترس بودن منابع محدود می شوند. مناسب بودن طراحی نظری و مهارتهای حرفه ای معلمان (لاوین ، 1992 ؛ پیترز و پائولوسن ، 1994 ؛ WHO ، 1996b ؛ St Lger and Nutbeam ، 1999). متأسفانه در بسیاری از شاخص های مطالعات بهداشتی مدارس برای اندازه گیری انتخاب شده است که در آن منابع و تعهد زمان برنامه به این معنی است که بعید است که هرگونه تأثیر مشاهده شود ، به عنوان مثال. انتظار می رود رفتار پس از مداخله تغذیه ای 4 هفته ای در کلاس درس تغییر کند. شاخص ها ، چه از نظر تعداد و چه در پیچیدگی ، نیاز به بازتاب اندازه و دامنه برنامه دارند.
در مورد نحوه اجرای برنامه به دانش و درک اضافه کنید. ما در مورد آنچه در طول اجرای برنامه های بهداشت مدرسه در مقایسه با اطلاعاتی که از شاخص های وضعیت بهداشت و رفتارهای بهداشتی داریم ، می دانیم. ادبیات تحقیقاتی آموزشی در مورد اجرای برنامه درسی ، سازمان مدرسه و توسعه و مدیریت حرفه ای معلمان به ندرت در شکل دادن به مداخلات بهداشتی مدارس قابل دسترسی است.(St Leger and Nutbeam ، 2000). به همین ترتیب ، ادبیات روانشناختی در مورد یادگیری کودک و نوجوان باید بیشتر به آنها دسترسی پیدا کند ، اگرچه تعدادی از برنامه های مهم بهداشت مدارس در آمریکای شمالی و برخی از کشورهای اروپایی این موضوع را تصدیق کرده اند (سامدال و همکاران ، 1998 ؛ اسمیت و همکاران ، 1999)بشرتعداد مشخصی از شاخص های مناسب در مورد همکاری معلمان ، انتشار نوآوری و فرزندخواندگی باید از ادبیات آموزش گرفته شود و برای افزایش دانش و درک ما در مورد نحوه اجرای برنامه ها استفاده شود.
ذینفعان اصلی را در پیشرفت خود درگیر کنید. در حال حاضر تعداد کمی از ذینفعان مختلف در جدول اول که در توسعه شاخص های بهداشت مدرسه شرکت می کنند وجود دارد. بودجه خارجی برنامه ها چنین آژانس هایی را ترغیب کرده است تا اقدامات خود را تدوین کنند. دو دلیل قانع کننده وجود دارد که باید ذینفعان مستقر در مدرسه درگیر شوند. دانش آموزان ، معلمان و مدیران و سایر پرسنل مستقر در مدرسه ، به عنوان مثالپرستاران و مشاوران مدرسه ، خرد ، بینش و تجربیات در مورد نحوه عملکرد مدارس و آنچه ممکن است به عنوان نتایج قابل دستیابی انتظار داشته باشد ، دارند. همچنین یک بعد اخلاقی وجود دارد که لفاظی از "بهداشت عمومی جدید" ، و گفتمان های مختلف در مورد توانمندسازی و مشارکت جامعه و تعهدات بخش آموزش و پرورش در ایجاد شهروندی و شایستگی های دموکراتیک در جوانان ، باید در چگونگی منعبرنامه های بهداشت مدرسه برنامه ریزی ، اجرا و ارزیابی شده است.
پنج قسمت را نمایندگی کنید. این مزارع است که غنای عمیق و وسعت سلامت مدرسه را به تصویر می کشد. هیچ برنامه ای را نمی توان انتظار داشت که شاخص ها را در هر پنج زمینه با شدت برابر پوشش دهد. کمیته خبره WHO به ما یادآوری می کند "مهم نیست که شاخص ها و اهداف را به خودی خود بالا نبرید" (WHO ، 1996c) ، ص. 9]با این حال ، همانطور که با افزایش تعداد برنامه های بهداشتی نمونه ای از مدارس نشان داده شده است ، می توان شاخص ها را از هر پنج حوزه با تأکیدات مناسب جمع آوری کرد تا ما را در مورد نتایج ، برای قضاوت در مورد فرآیند ، شکل دادن به تحولات بعدی و کمک به پایداری کیفیت ، به ما اطلاع دهد. شیوه ها و محصولات.
نتیجه
در نحوه طراحی ، ارائه و ارزیابی برنامه های بهداشتی مدرسه ، یک تغییر دلگرم کننده در پیچیدگی وجود دارد. تعداد فزاینده ای از مطالعات بسیاری از کشورها همکاری نزدیک تری بین بخش های بهداشت و آموزش در برنامه ریزی بهداشت مدارس نشان می دهد. با این حال ، هر دو بخش باید با بیان واضح تر دامنه و تنوع شاخص هایی که برای به دست آوردن اطلاعات در مورد برنامه ها و نتایج آنها مناسب تر هستند ، این همکاری را ادامه دهند. این امر باید بیشتر ذینفعان مستقر در مدرسه را به عنوان شریک در شکل گیری چنین شاخص ها درگیر کند. سپس ، ما ممکن است شاخص های واضح تر و قابل قبول تری داشته باشیم که به طور مشترک متعلق به ذینفعان در بخش بهداشت و معلمان و در خود مدارس است - نشانگرانی که باعث افزایش کیفیت سلامت مدرسه می شوند و چارچوبی عملی را برای گزارش نتایج آن فراهم می کنند.
ذینفعان در بهداشت مدرسه
| مدرسه مستقر. | بخش بهداشت | بخش آموزش. |
| دانش آموزان | دولت (محلی/ایالتی/ملی) | دولت (محلی/ایالتی/ملی) |
| معلمان | کلینیک بهداشت موضعی | محققان آموزش |
| مدیران مدرسه | سازمان های غیردولتی ، به عنوان مثالشورای سرطان ، بنیاد قلب | بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو |
| پرسنل پشتیبانی ، به عنوان مثالپرستاران ، مشاوران | محققان سلامتی |
| والدین | سازمان های خصوصی ، تجاری و بشردوستانه |
| بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی |
| مدرسه مستقر. | بخش بهداشت | بخش آموزش. |
| دانش آموزان | دولت (محلی/ایالتی/ملی) | دولت (محلی/ایالتی/ملی) |
| معلمان | کلینیک بهداشت موضعی | محققان آموزش |
| مدیران مدرسه | سازمان های غیردولتی ، به عنوان مثالشورای سرطان ، بنیاد قلب | بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو |
| پرسنل پشتیبانی ، به عنوان مثالپرستاران ، مشاوران | محققان سلامتی |
| والدین | سازمان های خصوصی ، تجاری و بشردوستانه |
| بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی |
ذینفعان در بهداشت مدرسه
| مدرسه مستقر. | بخش بهداشت | بخش آموزش. |
| دانش آموزان | دولت (محلی/ایالتی/ملی) | دولت (محلی/ایالتی/ملی) |
| معلمان | کلینیک بهداشت موضعی | محققان آموزش |
| مدیران مدرسه | سازمان های غیردولتی ، به عنوان مثالشورای سرطان ، بنیاد قلب | بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو |
| پرسنل پشتیبانی ، به عنوان مثالپرستاران ، مشاوران | محققان سلامتی |
| والدین | سازمان های خصوصی ، تجاری و بشردوستانه |
| بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی |
| مدرسه مستقر. | بخش بهداشت | بخش آموزش. |
| دانش آموزان | دولت (محلی/ایالتی/ملی) | دولت (محلی/ایالتی/ملی) |
| معلمان | کلینیک بهداشت موضعی | محققان آموزش |
| مدیران مدرسه | سازمان های غیردولتی ، به عنوان مثالشورای سرطان ، بنیاد قلب | بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو |
| پرسنل پشتیبانی ، به عنوان مثالپرستاران ، مشاوران | محققان سلامتی |
| والدین | سازمان های خصوصی ، تجاری و بشردوستانه |
| بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی |
مشارکت نسبی ذینفعان توسط سایت ، بخش و سازمان در تأثیرگذاری بر شاخص های بهداشتی مدارس
| . | وضعیت سلامتی کودکان. | توانایی ها و دستاوردهای یادگیری. | رفتارهای مؤثر بر سلامتی. | محیط های جسمی و روانی و اجتماعی. | اجرای برنامه بهداشت مدرسه. |
| مدرسه |
| دانش آموزان | * | ** | * |
| معلمان | ** | ***** | *** | **** | **** |
| مدیران مدرسه | ** | *** | *** | **** | ** |
| پرسنل پشتیبانی | *** | ** | *** | ** | * |
| والدین | *** | **** | **** | *** | * |
| بخش بهداشت |
| دولت ها |
| محلی | *** | ** | * |
| حالت | ***** | * | *** | ** | * |
| ملی | ***** | ** | *** | * | * |
| کلینیک بهداشت موضعی | ***** | * | *** | * | * |
| سازمان های غیر دولتی | ***** | ** | **** | * | ** |
| محققان سلامتی | ***** | * | ***** | * | * |
| سازمان های بهداشتی خصوصی ، به عنوان مثالاعتماد بنیاد | ***** | * | **** | * | * |
| سازمان های بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی | ***** | *** | **** | ** | ** |
| بخش آموزش |
| دولت |
| محلی | *** | ** | ** |
| حالت | *** | **** | **** | **** |
| ملی | ** | *** | *** | ** |
| محققان آموزش | * | ***** | *** | *** | **** |
| بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو | ** | *** | ** | ***** |
| . | وضعیت سلامتی کودکان. | توانایی ها و دستاوردهای یادگیری. | رفتارهای مؤثر بر سلامتی. | محیط های جسمی و روانی و اجتماعی. | اجرای برنامه بهداشت مدرسه. |
| مدرسه |
| دانش آموزان | * | ** | * |
| معلمان | ** | ***** | *** | **** | **** |
| مدیران مدرسه | ** | *** | *** | **** | ** |
| پرسنل پشتیبانی | *** | ** | *** | ** | * |
| والدین | *** | **** | **** | *** | * |
| بخش بهداشت |
| دولت ها |
| محلی | *** | ** | * |
| حالت | ***** | * | *** | ** | * |
| ملی | ***** | ** | *** | * | * |
| کلینیک بهداشت موضعی | ***** | * | *** | * | * |
| سازمان های غیر دولتی | ***** | ** | **** | * | ** |
| محققان سلامتی | ***** | * | ***** | * | * |
| سازمان های بهداشتی خصوصی ، به عنوان مثالاعتماد بنیاد | ***** | * | **** | * | * |
| سازمان های بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی | ***** | *** | **** | ** | ** |
| بخش آموزش |
| دولت |
| محلی | *** | ** | ** |
| حالت | *** | **** | **** | **** |
| ملی | ** | *** | *** | ** |
| محققان آموزش | * | ***** | *** | *** | **** |
| بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو | ** | *** | ** | ***** |
مشارکت نسبی ذینفعان توسط سایت ، بخش و سازمان در تأثیرگذاری بر شاخص های بهداشتی مدارس
| . | وضعیت سلامتی کودکان. | توانایی ها و دستاوردهای یادگیری. | رفتارهای مؤثر بر سلامتی. | محیط های جسمی و روانی و اجتماعی. | اجرای برنامه بهداشت مدرسه. |
| مدرسه |
| دانش آموزان | * | ** | * |
| معلمان | ** | ***** | *** | **** | **** |
| مدیران مدرسه | ** | *** | *** | **** | ** |
| پرسنل پشتیبانی | *** | ** | *** | ** | * |
| والدین | *** | **** | **** | *** | * |
| بخش بهداشت |
| دولت ها |
| محلی | *** | ** | * |
| حالت | ***** | * | *** | ** | * |
| ملی | ***** | ** | *** | * | * |
| کلینیک بهداشت موضعی | ***** | * | *** | * | * |
| سازمان های غیر دولتی | ***** | ** | **** | * | ** |
| محققان سلامتی | ***** | * | ***** | * | * |
| سازمان های بهداشتی خصوصی ، به عنوان مثالاعتماد بنیاد | ***** | * | **** | * | * |
| سازمان های بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی | ***** | *** | **** | ** | ** |
| بخش آموزش |
| دولت |
| محلی | *** | ** | ** |
| حالت | *** | **** | **** | **** |
| ملی | ** | *** | *** | ** |
| محققان آموزش | * | ***** | *** | *** | **** |
| بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو | ** | *** | ** | ***** |
| . | وضعیت سلامتی کودکان. | توانایی ها و دستاوردهای یادگیری. | رفتارهای مؤثر بر سلامتی. | محیط های جسمی و روانی و اجتماعی. | اجرای برنامه بهداشت مدرسه. |
| مدرسه |
| دانش آموزان | * | ** | * |
| معلمان | ** | ***** | *** | **** | **** |
| مدیران مدرسه | ** | *** | *** | **** | ** |
| پرسنل پشتیبانی | *** | ** | *** | ** | * |
| والدین | *** | **** | **** | *** | * |
| بخش بهداشت |
| دولت ها |
| محلی | *** | ** | * |
| حالت | ***** | * | *** | ** | * |
| ملی | ***** | ** | *** | * | * |
| کلینیک بهداشت موضعی | ***** | * | *** | * | * |
| سازمان های غیر دولتی | ***** | ** | **** | * | ** |
| محققان سلامتی | ***** | * | ***** | * | * |
| سازمان های بهداشتی خصوصی ، به عنوان مثالاعتماد بنیاد | ***** | * | **** | * | * |
| سازمان های بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی | ***** | *** | **** | ** | ** |
| بخش آموزش |
| دولت |
| محلی | *** | ** | ** |
| حالت | *** | **** | **** | **** |
| ملی | ** | *** | *** | ** |
| محققان آموزش | * | ***** | *** | *** | **** |
| بین المللی ، به عنوان مثالیونسکو | ** | *** | ** | ***** |
نویسنده آرزو می کند از دکتر دیمین ریج بخاطر بازخورد و راهنمایی خود در مورد متن تشکر کند.< Pan> سازمان های بین المللی ، به عنوان مثالسازمان بهداشت جهانی
تجارت با گزینههای باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینههای باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نازنین فراهانی
بازدید : 42
تاريخ : سه
شنبه
16 خرداد
1402 ساعت: 14:22