نظریه تعریف و چالش های نامتقارن

ساخت وبلاگ

شان راس یک مشاور استراتژیک در 1031x. com ، مشارکت کننده Investopedia ، و بنیانگذار و مدیر Free Lances Ltd.

به روز شده 23 فوریه 2022 بازبینی شده بوسیله بررسی شده توسط اریکا Rasure

Erika Rasure به عنوان یک متخصص ، محقق و مربی موضوعی پیشرو در زمینه اقتصاد مصرف کننده شناخته شده است. او یک درمانگر مالی و مربی تحول گرا است و علاقه خاصی به کمک به زنان در یادگیری نحوه سرمایه گذاری دارد.

نظریه اطلاعات نامتقارن چیست؟

نظریه اقتصادی اطلاعات نامتقارن در دهه 1970 و 1980 به عنوان توضیحی قابل قبول برای خرابی بازار تهیه شد. این تئوری پیشنهاد می کند که عدم تعادل اطلاعات بین خریداران و فروشندگان می تواند منجر به خرابی بازار شود.

عدم موفقیت بازار ، به اقتصاددانان ، به معنای توزیع ناکارآمد کالاها و خدمات در یک بازار آزاد است که در آن قیمت ها با قانون عرضه و تقاضا تعیین می شود.

غذای اصلی

  • نظریه اطلاعات نامتقارن نشان می دهد که فروشندگان ممکن است اطلاعات بیشتری نسبت به خریداران داشته باشند و قیمت کالاهای فروخته شده را کاهش دهند.
  • این تئوری استدلال می کند که محصولات با کیفیت پایین و با کیفیت بالا می توانند با توجه به کمبود اطلاعات در سمت خریدار ، همان قیمت را سفارش دهند.
  • برخی دیگر استدلال می کنند که نادانی از حقایق مورد توجه نیست ، زیرا خریداران محتاط به اطلاعات در مورد تقاضا دسترسی دارند.

درک نظریه اطلاعات نامتقارن

سه اقتصاددان به ویژه در توسعه و نوشتن درباره تئوری اطلاعات نامتقارن تأثیرگذار بودند: جورج آکرلوف ، مایکل اسپنس و جوزف استیگلیتز. این سه نفر در سال 2001 جایزه نوبل اقتصاد را به دلیل مشارکت خود به اشتراک گذاشتند.

آکرلوف ابتدا در مورد عدم تقارن اطلاعات در مقاله 1970 با عنوان "بازار" لیمو ": عدم اطمینان کیفیت و مکانیسم بازار" بحث کرد. در این مقاله ، آکرلوف ادعا کرد که خریداران خودرو اطلاعات متفاوتی نسبت به فروشندگان خودرو دارند و به فروشندگان انگیزه ای برای فروش کالا با کیفیت پایین می دهند بدون اینکه قیمت را برای جبران فرومایه کاهش دهند.

Akerlof از لیموهای اصطلاح محاوره برای مراجعه به اتومبیل های بد استفاده می کند. او استدلال می کند که خریداران غالباً اطلاعاتی برای تمایز یک لیمو از یک ماشین خوب ندارند. بنابراین ، فروشندگان خودروهای خوب نمی توانند قیمت بازار بهتر از قیمت محصولات خود را بدست آورند.

این استدلال شبیه به قانون گرشام در مورد گردش پول است ، که استدلال می کند که پول با کیفیت پایین بر پول بهتر پیروز می شود. این نظریه با مخالفت قابل توجهی روبرو شده است.

قمار استخدام

مایکل اسپنس با مقاله "سیگنالینگ بازار کار" در سال 1973 به بحث و گفتگو افزود. اسپنس معتقد است که استخدام های جدید سرمایه گذاری های نامشخص برای هر شرکتی هستند. یعنی کارفرما نمی تواند از قابلیت های تولیدی نامزد اطمینان داشته باشد. اسپنس روند استخدام را با یک قرعه کشی مقایسه می کند.

تحقیقات بازار در دنیای واقعی اعتبار نظریه عدم تقارن اطلاعات را زیر سوال برده است.

در این حالت ، اسپنس عدم تقارن اطلاعات بین کارفرمایان و کارمندان را مشخص می کند.

بازارهای بیمه

با این حال ، این استیگلیتز بود که عدم تقارن اطلاعات را برای پذیرش اصلی به ارمغان آورد. وی با استفاده از یک تئوری غربالگری بازار ، چندین مقاله از جمله کار قابل توجه در مورد عدم تقارن در بازارهای بیمه را تألیف یا همکار کرد.

از طریق کار استیگلیتز ، اطلاعات نامتقارن در مدل های تعادل عمومی حاوی برای توصیف خارجی های منفی که قیمت پایین بازارها را نشان می دهند ، قرار داده شد. به عنوان مثال ، حق بیمه درمانی نیاز به پوشش افراد پرخطر باعث افزایش همه حق بیمه می شود و افراد کم خطر را از بیمه نامه های مورد نظر خود دور می کند.

سایر اقتصاددانان ، مانند برایان کپلان در دانشگاه جورج میسون ، خاطرنشان می کنند که همه در بازارهای واقعی واقعاً در تاریکی نیستند. شرکت های بیمه ، به عنوان مثال به دنبال تهاجمی به دنبال خدمات تحریریه هستند. کپلان همچنین نشان می دهد که با توجه به در دسترس بودن اطلاعات از طرف اشخاص ثالث مانند گزارش های مصرف کننده ، آزمایشگاه Underwriters ، Carfax و دفاتر اعتباری ، مدل های مبتنی بر نادیده گرفتن یک طرف ناقص هستند.

رابرت مورفی ، اقتصاددان اظهار داشت که مداخله دولت می تواند از بازتاب دقیق قیمت ها ، اطلاعات شناخته شده را منعکس کند ، که می تواند باعث نارسایی بازار شود. به عنوان مثال ، اگر نتواند تصمیمات قیمت خود را بر اساس جنسیت ، سن یا سابقه رانندگی متقاضی برپا کند ، ممکن است یک شرکت بیمه اتومبیل به طور مساوی جمع شود.

شواهد و چالش های تجربی

تحقیقات بازار طی سالها وجود یا مدت عملی اطلاعات نامتقارن باعث نارسایی بازار شده است. تجزیه و تحلیل زندگی واقعی توسط اقتصاددانان از جمله اریک باند (برای بازار کامیون ، در سال 1982) ، کاولی و فیلیپسون (در بیمه عمر ، در سال 1999) ، Tabarrok (در مورد دوست یابی و اشتغال ، در سال 1994) ، و ابراهیمو و باروس ارائه شده است (در ساختار سرمایه ، در سال 2010).

به عنوان مثال ، همبستگی مثبت بین بیمه و وقوع خطر در بازارهای واقعی مشاهده شده است. یک توضیح احتمالی این است که افراد معمولاً اطلاعات تخصصی در مورد انواع ریسک خود ندارند ، در حالی که شرکت های بیمه دارای جداول زندگی محرک و تجربه قابل توجهی بیشتر در پیش بینی ریسک هستند.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : 33 تاريخ : يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 14:31