دو دهه بعد ، میراث ماندگار 11 سپتامبر

ساخت وبلاگ

آمریکایی ها به عنوان حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 ، وحشتناک بودند ، نزدیک به 3000 نفر در نیویورک سیتی ، واشنگتن ، D. C و شانکاویل ، پنسیلوانیا کشته شدند. نزدیک به 20 سال بعد ، آنها به عنوان مأموریت نظامی این کشور در افغانستان - که کمتر از یک ماه پس از 11 سپتامبر آغاز شد - با غم و اندوه تماشا کردند.

فهرست مطالب

Chart shows 9/11 a powerful memory for Americans – but only for adults old enough to remember

قدرت ماندگار حملات 11 سپتامبر مشخص است: سهم قریب به اتفاق آمریکایی ها که به اندازه کافی پیر هستند تا روز را به یاد بیاورند به یاد داشته باشید که در کجا بودند و هنگام شنیدن این خبر چه کاری انجام می دادند. با این حال ، تعداد زیادی از آمریکایی ها از آن روز خاطره شخصی ندارند ، یا به دلیل اینکه خیلی جوان بودند یا هنوز متولد نشده بودند.

مروری بر افکار عمومی ایالات متحده در دو دهه از 11 سپتامبر نشان می دهد که چگونه یک ملت بد متزلزل ، به طور خلاصه ، با روحیه غم و میهن پرستی جمع شد. چگونه عموم مردم در ابتدا در پشت جنگهای افغانستان و عراق تجمع کردند ، اگرچه حمایت با گذشت زمان از بین رفت. و اینکه چگونه آمریکایی ها تهدید تروریسم را در خانه و اقداماتی که دولت برای مبارزه با آن انجام داد ، مشاهده کردند.

با ورود این کشور با خروج پرخاشگرانه نیروهای نظامی ایالات متحده از افغانستان ، این عزیمت سؤالات بلند مدت در مورد سیاست خارجی ایالات متحده و جایگاه آمریکا در جهان ایجاد کرده است. با این حال ، قضاوت های اولیه عمومی در مورد آن مأموریت واضح است: اکثریت تصمیم به عقب نشینی از افغانستان را تأیید می کنند ، حتی وقتی که از رسیدگی به دولت بایدن انتقاد می کند. و پس از جنگی که هزاران نفر از جان خود را هزینه کرده اند - از جمله بیش از 2،000 عضو خدمات آمریکایی - و تریلیون دلار هزینه های نظامی ، یک بررسی جدید مرکز تحقیقات پیو نشان می دهد که 69 ٪ از بزرگسالان ایالات متحده می گویند ایالات متحده اکثراً در دستیابی به اهداف خود نتوانسته استدر افغانستان

چگونه این کار را کردیم

این بررسی چگونگی تغییر ایالات متحده در دو دهه پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر بر اساس تجزیه و تحلیل داده های بررسی افکار عمومی گذشته از مرکز تحقیقات پیو ، گزارش های خبری و منابع دیگر است.

داده های فعلی از نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو از 10348 بزرگسال آمریکایی است که در 23 تا 29 اوت 2021 انجام شده است. بیشتر مصاحبه ها قبل از بمب گذاری انتحاری در 26 اوت در فرودگاه کابل انجام شده است، و همه آنها قبل از تکمیل عملیات انجام شده است. تخلیههمه افرادی که در آن شرکت کردند، عضوی از پنل گرایش های آمریکا (ATP) مرکز هستند، یک پانل نظرسنجی آنلاین که از طریق نمونه گیری تصادفی ملی از آدرس های مسکونی انتخاب می شود. به این ترتیب تقریباً همه بزرگسالان ایالات متحده شانس انتخاب دارند. این نظرسنجی به عنوان نماینده جمعیت بزرگسال ایالات متحده بر اساس جنسیت، نژاد، قومیت، وابستگی حزبی، تحصیلات و سایر مقوله ها ارزیابی می شود. درباره روش ATP بیشتر بخوانید.

در اینجا سؤالات مورد استفاده برای گزارش، همراه با پاسخ ها و روش شناسی آن آمده است.

یک تلفات عاطفی ویرانگر، یک میراث تاریخی ماندگار

شوک، غم، ترس، خشم: حملات 11 سپتامبر تلفات عاطفی ویرانگری را بر آمریکایی ها وارد کرد. اما به همان اندازه که وقایع آن روز وحشتناک بود، اکثریت 63 درصد از آمریکایی ها گفتند که نمی توانند از تماشای پوشش خبری حملات دست بکشند.

Chart shows days after 9/11, nearly all Americans said they felt sad; most felt depressed

اولین نظرسنجی ما پس از حملات، تنها چند روز پس از 11 سپتامبر، از 13 تا 17 سپتامبر 2001 به میدان رفت. اکثریت قابل توجهی از بزرگسالان (71٪) گفتند که احساس افسردگی می کنند، تقریبا نیمی از آنها (49٪) در تمرکز مشکل داشتند ویک سوم گفتند که مشکل خواب دارند.

این دوره ای بود که در آن تلویزیون هنوز منبع خبری غالب مردم بود - 90٪ گفتند که بیشتر اخبار خود را در مورد حملات از تلویزیون دریافت می کردند، در مقایسه با فقط 5٪ که اخبار آنلاین دریافت می کردند - و تصاویر تلویزیونی مرگ و ویرانی دارای یکتاثیر قدرتمنداز هر ده آمریکایی حدود 9 نفر (92 درصد) با این جمله موافق بودند: «وقتی پوشش تلویزیونی حملات تروریستی را تماشا می کنم احساس غمگینی می کنم». اکثریت قابل توجهی (77%) نیز تماشای آن را ترسناک می دانستند - اما به هر حال اکثر آنها این کار را انجام دادند.

آمریکایی ها نیز از این حملات خشمگین شدند. سه هفته پس از 11 سپتامبر، حتی زمانی که استرس روانی تا حدودی کاهش یافت، 87 درصد گفتند که از حملات به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون عصبانی هستند.

ترس نه تنها در روزهای بلافاصله پس از حملات، بلکه در سراسر پاییز 2001 گسترده بود. اکثر آمریکایی ها گفتند که بسیار (28٪) یا تا حدودی (45٪) در مورد حمله دیگری نگران هستند. هنگامی که یک سال بعد از آنها خواسته شد توضیح دهند که چگونه زندگی آنها به طور عمده تغییر کرده است، حدود نیمی از بزرگسالان گفتند که در نتیجه حملات احساس ترس، مراقبت بیشتر، بی اعتمادی یا آسیب پذیری بیشتری می کنند.

حتی پس از فروکش شدن شوک فوری 11 سپتامبر ، نگرانی های مربوط به تروریسم در شهرهای بزرگ - به ویژه نیویورک و واشنگتن - نسبت به شهرهای کوچک و مناطق روستایی در سطح بالاتری باقی مانده است. تأثیر شخصی این حملات نیز در شهرها که مستقیماً مورد هدف قرار گرفتند احساس شد: تقریباً یک سال پس از 11 سپتامبر ، حدود شش در ده بزرگسال در نیویورک (61 ٪) و واشنگتن (63 ٪) گفتند این حملات گفتنددر مقایسه با 49 ٪ در سراسر کشور ، حداقل کمی زندگی خود را تغییر داده بودند. این احساسات توسط ساکنان سایر شهرهای بزرگ به اشتراک گذاشته شد. یک چهارم از افرادی که در شهرهای بزرگ در سراسر کشور زندگی می کردند گفتند که زندگی آنها به شکلی عمده تغییر کرده است - دو برابر نرخ موجود در شهرهای کوچک و مناطق روستایی.

تأثیرات حملات 11 سپتامبر عمیقاً احساس شده و از بین رفت. در ماه اوت ، نیمی از بزرگسالان ایالات متحده گفتند که این کشور "به شکلی عمده تغییر کرده است" - تعدادی که در واقع افزایش یافته است ، به 61 ٪ ، 10 سال پس از این رویداد.

یک سال پس از حملات ، در یک سؤال باز ، بیشتر آمریکایی ها-80 ٪-11 سپتامبر را به عنوان مهمترین رویدادی که در سال گذشته در کشور رخ داده است ، ذکر کردند. جالب توجه ، سهم بزرگتر نیز آن را به عنوان مهمترین اتفاقی که در سال قبل (38 ٪) برای آنها شخصاً اتفاق افتاد ، داوطلبانه از سایر رویدادهای زندگی معمولی مانند تولد یا مرگ و میر برای آنها اتفاق افتاد. باز هم ، تأثیر شخصی در نیویورک و واشنگتن بسیار بیشتر بود ، جایی که به ترتیب 51 ٪ و 44 ٪ ، به این حملات به عنوان مهمترین رویداد شخصی در سال قبل اشاره کردند.

Chart shows in 2016 – 15 years after 9/11 – the attacks continued to be seen as one of the public’s top historical events

درست همانطور که خاطرات 11 سپتامبر کاملاً در ذهن اکثر آمریکایی ها که به اندازه کافی قدیمی برای یادآوری این حملات هستند ، جاسازی شده است ، اهمیت تاریخی آنها به دور از وقایع دیگر در طول عمر مردم فراتر می رود. در یک نظرسنجی انجام شده توسط مرکز تحقیقات پیو با همکاری تاریخچه شبکه های A+E در سال 2016 - 15 سال پس از 11 سپتامبر - 76 ٪ از بزرگسالان ، حملات 11 سپتامبر را به عنوان یکی از 10 رویداد تاریخی زندگی خود معرفی کردند کهبیشترین تأثیر بر کشور. انتخابات باراک اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست ، با 40 ٪ دوم دور بود.

اهمیت سن ، جنس ، جنسیت ، جغرافیایی و حتی سیاسی از سن 11 سپتامبر فراتر رفته است. این مطالعه 2016 خاطرنشان كرد كه در حالی كه پارتیزان ها در مورد كوچك دیگر كه چرخه انتخابات را توافق می كردند ، بیش از هفت نفر از جمهوری خواهان و دموكرات ها این حملات را به عنوان یكی از 10 رویداد تاریخی برتر خود معرفی كردند.

11 سپتامبر افکار عمومی ایالات متحده را دگرگون کرد ، اما بسیاری از تأثیرات آن کوتاه مدت بود

فکر کردن به رویدادی دشوار است که آنقدر افکار عمومی ایالات متحده را در ابعاد بسیاری به عنوان حملات یازده سپتامبر تغییر داده است. در حالی که آمریکایی ها بعد از 11 سپتامبر احساس درد و رنج مشترک داشتند ، ماه های بعد از آن نیز با روح نادر وحدت عمومی مشخص شد.

Chart shows trust in govement spiked following Sept. 11 terror attack

احساسات وطن پرستی در نتیجه 11 سپتامبر افزایش یافت. پس از آنكه آمریكا و متحدانش در اوایل اکتبر 2001 حملات هوایی علیه طالبان و نیروهای القاعده را آغاز كردند ، 79 ٪ از بزرگسالان گفتند كه آنها پرچم آمریكایی را نشان داده اند. یک سال بعد ، اکثریت 62 ٪ گفتند که آنها اغلب در نتیجه حملات 11 سپتامبر احساس میهن پرستانه کرده اند.

علاوه بر این ، عموم مردم تا حد زیادی اختلافات سیاسی را کنار گذاشتند و در حمایت از نهادهای اصلی کشور و همچنین رهبری سیاسی آن تجمع کردند. در اکتبر 2001 ، 60 ٪ از بزرگسالان به دولت فدرال اعتماد کردند - سطحی که در سه دهه گذشته به دست نیامده و در آن دو دهه از آن زمان به آن نزدیک نشده است.

جورج دبلیو بوش ، که نه ماه قبل از انتخابات شدید به چالش کشیده شده بود ، دید که تصویب شغل وی در فضای سه هفته 35 درصد امتیاز افزایش یافته است. در اواخر سپتامبر 2001 ، 86 ٪ از بزرگسالان - از جمله تقریباً همه جمهوریخواهان (96 ٪) و اکثریت قابل توجهی از دموکرات ها (78 ٪) - تصویب نحوه کار بوش در کار خود به عنوان رئیس جمهور بودند.

آمریکایی ها همچنین به تعداد زیادی به دین و ایمان روی آوردند. در روزها و هفته ها پس از 11 سپتامبر ، بیشتر آمریکایی ها گفتند که بیشتر اوقات دعا می کنند. در نوامبر 2001 ، 78 ٪ گفتند كه تأثیر دین در زندگی آمریكا در حال افزایش است ، بیش از دو برابر سهم كه گفته است هشت ماه قبل و - مانند اعتماد عمومی به دولت فدرال - بالاترین سطح در چهار دهه.

احترام عمومی حتی برای برخی از موسساتی که معمولاً در بین آمریکایی ها محبوب نیستند ، افزایش یافت. به عنوان مثال ، در نوامبر 2001 ، سازمان های خبری رتبه های بالایی را برای حرفه ای دریافت کردند. حدود هفت نفر از بزرگسالان (69 ٪) گفتند که آنها "برای آمریکا ایستاده اند" ، در حالی که 60 ٪ گفتند که از دموکراسی محافظت می کنند.

با این وجود ، از بسیاری جهات ، "تأثیر یازده سپتامبر" بر افکار عمومی کوتاه مدت بود. اعتماد عمومی به دولت و همچنین اعتماد به نهادهای دیگر در طول دهه 2000 کاهش یافته است. تا سال 2005 ، به دنبال یک تراژدی بزرگ ملی دیگر - سوءاستفاده دولت از تلاش امدادی برای قربانیان طوفان کاترینا - فقط 31 ٪ گفتند که آنها به دولت فدرال اعتماد داشتند ، نیمی از سهم که در ماه های 11 سپتامبر گفتند. اعتماد برای دو دهه گذشته نسبتاً کم مانده است: در آوریل سال جاری ، تنها 24 ٪ گفتند که آنها تقریباً همیشه یا بیشتر اوقات به دولت اعتماد کرده اند.

در همین حال ، رتبه بندی های تصویب بوش ، هرگز دیگر به ارتفاعات بلند آنها نرسید که اندکی پس از 11 سپتامبر انجام دادند. در پایان ریاست جمهوری خود ، در دسامبر 2008 ، فقط 24 ٪ عملکرد شغلی خود را تأیید کرد.

پاسخ نظامی ایالات متحده: افغانستان و عراق

با وجود ایالات متحده آمریکا که اکنون به طور رسمی از افغانستان خارج شده است - و با داشتن طالبان کاملاً در کنترل کشور - بیشتر آمریکایی ها (69 ٪) می گویند که ایالات متحده در دستیابی به اهداف خود در افغانستان ناکام است.

Chart shows broad initial support for U.S. military action against 9/11 terrorists, even if it entailed thousands of U.S. casualties

اما 20 سال پیش ، در روزها و هفته های بعد از 11 سپتامبر ، آمریکایی ها به شدت از اقدامات نظامی علیه افراد مسئول این حملات حمایت کردند. در اواسط سپتامبر 2001 ، 77 ٪ از اقدامات نظامی ایالات متحده ، از جمله استقرار نیروهای زمینی ، "برای تلافی علیه هر کسی که مسئول حملات تروریستی باشد ، حتی اگر این بدان معنی باشد که نیروهای مسلح ایالات متحده ممکن است هزاران تلفات متحمل شوند."

بسیاری از آمریکایی ها برای دولت بوش بی تاب بودند تا اقدام به اقدام نظامی کنند. در یک بررسی در اواخر سپتامبر 2001 ، تقریبا نیمی از مردم (49 ٪) گفتند که نگرانی بیشتر آنها این است که دولت بوش به اندازه کافی سریع علیه تروریست ها اعتصاب نخواهد کرد. فقط 34 ٪ گفتند كه آنها نگران بودند كه دولت خیلی سریع پیش برود.

حتی در مراحل اولیه پاسخ نظامی آمریكا ، تعداد معدودی از بزرگسالان انتظار داشتند كه یك عملیات نظامی نتایج سریع حاصل شود: 69 ٪ گفتند كه ماهها یا سالها طول می کشد تا شبکه های تروریستی را از بین ببرد ، از جمله 38 ٪ كه گفتند سالها طول خواهد کشید و 31 ٪ از آنها گفتندچند ماه طول می کشد. فقط 18 ٪ گفتند که روزها یا هفته ها طول می کشد.

حمایت مردم از مداخله نظامی از راه های دیگر نیز مشهود بود. در طول پاییز سال 2001 ، تعداد بیشتری از آمریکایی ها گفتند که بهترین راه برای جلوگیری از تروریسم آینده ، انجام اقدامات نظامی در خارج از کشور به جای ایجاد دفاع در خانه است. در اوایل اکتبر 2001 ، 45 ٪ اقدامات نظامی را برای از بین بردن شبکه های تروریستی در سراسر جهان در اولویت قرار داد ، در حالی که 36 ٪ گفتند که اولویت باید ساخت دفاع تروریسم در خانه باشد.

در ابتدا ، عموم مردم اطمینان داشتند كه تلاش نظامی آمریكا برای از بین بردن شبکه های تروریستی موفق خواهد شد. اکثریت قابل توجهی (76 ٪) به موفقیت این مأموریت اطمینان داشتند و 39 ٪ آنها گفتند که بسیار مطمئن هستند.

حمایت از جنگ در افغانستان برای چندین سال در سطح بالایی ادامه یافت. در یک نظرسنجی که در اوایل سال 2002 انجام شد ، چند ماه پس از شروع جنگ ، 83 ٪ از آمریکایی ها گفتند که آنها اقدامات نظامی به رهبری ایالات متحده علیه طالبان و القاعده در افغانستان را تصویب کردند. در سال 2006 ، چند سال پس از شروع عملیات جنگی در افغانستان ، 69 ٪ از بزرگسالان گفتند که ایالات متحده تصمیم درستی در استفاده از نیروی نظامی در افغانستان گرفته است. فقط دو در ده گفت که این تصمیم اشتباه است.

Chart shows public support for withdrawing U.S. troops from Afghanistan increased after Osama bin Laden was killed in 2011

اما با افزایش این درگیری ، ابتدا از طریق ریاست جمهوری بوش و سپس از طریق دولت اوباما ، حمایت از موج زد و سهم فزاینده ای از آمریکایی ها طرفدار عقب نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان بود. در ژوئن سال 2009 ، در اولین سال ریاست جمهوری اوباما ، 38 ٪ از آمریکایی ها گفتند که نیروهای آمریکایی باید در اسرع وقت از افغانستان خارج شوند. سهمی که به نفع خروج سریع سربازان در طی چند سال آینده افزایش یافته است. یک نقطه عطف در ماه مه 2011 رخ داد ، هنگامی که نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا عملیاتی خطرناک را علیه ترکیب اسامه بن لادن در پاکستان آغاز کرد و رهبر القاعده را به قتل رساند.

عموم مردم نسبت به حرکات بیش از شادی ، نسبت به مرگ بن لادن واکنش نشان دادند. یک ماه بعد ، برای اولین بار ، اکثر آمریکایی ها (56 ٪) گفتند که نیروهای آمریکایی باید در اسرع وقت به خانه بیایند ، در حالی که 39 ٪ از نیروهای آمریکایی در کشور تا زمانی که اوضاع تثبیت نشده باشد.

طی یک دهه آینده ، نیروهای آمریکایی در افغانستان به تدریج ، متناسب با و شروع ، بر سر دولتهای سه رئیس جمهور - اوباما ، دونالد ترامپ و جو بایدن - به کار گرفته شدند. در همین حال ، حمایت عمومی از تصمیم به استفاده از زور در افغانستان ، که در آغاز درگیری گسترده بود ، کاهش یافت. امروز ، پس از خروج پرتحرک سربازان آمریکایی از افغانستان ، اکثریت لاغر بزرگسالان (54 ٪) می گویند که تصمیم به عقب نشینی سربازان از کشور تصمیم درستی بود. 42 ٪ می گویند این تصمیم اشتباه بوده است.

یک مسیر مشابه در نگرش عمومی به یک درگیری بسیار گسترده تر وجود داشت که بخشی از آن چیزی بود که بوش آن را "جنگ بر ترور" خواند: جنگ ایالات متحده در عراق. در طول بحث و گفتگوهای بحث برانگیز و یک ساله قبل از حمله ایالات متحده به عراق ، آمریکایی ها به طور گسترده ای از استفاده از نیروی نظامی برای پایان دادن به حکومت صدام حسین در عراق حمایت کردند.

نکته مهم این است که اکثر آمریکایی ها - به اشتباه ، همانطور که معلوم شد - بین صدام حسین و حملات یازده سپتامبر ارتباط مستقیمی داشت. در اکتبر 2002 ، 66 ٪ گفتند که صدام به تروریست های درگیر در حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون کمک می کند.

در آوریل 2003 ، در ماه اول جنگ عراق ، 71 ٪ گفتند كه آمریكا تصمیم درستی برای رفتن به جنگ در عراق گرفته است. در پانزدهمین سالگرد جنگ در سال 2018 ، فقط 43 ٪ گفتند که این تصمیم درست است. همانطور که در مورد دخالت ایالات متحده در افغانستان ، تعداد بیشتری از آمریکایی ها گفتند که ایالات متحده آمریکا (53 ٪) نسبت به موفقیت (39 ٪) در دستیابی به اهداف خود در عراق شکست خورده است.

"عادی جدید": تهدید تروریسم پس از 11 سپتامبر

در دو دهه هیچ حمله تروریستی در مقیاس 11 سپتامبر صورت نگرفته است ، اما از دیدگاه مردم ، این تهدید هرگز به طور کامل از بین نرفته است. دفاع از این کشور از حملات تروریستی آینده در صدر بررسی سالانه مرکز تحقیقات پیو در مورد اولویت های سیاست از سال 2002 بوده است.

Chart shows terrorism has consistently ranked high on Americans’ list of policy priorities

در ژانویه 2002 ، فقط چند ماه پس از حملات سال 2001 ، 83 ٪ از آمریکایی ها گفتند "دفاع از این کشور از حملات تروریستی آینده" اولویت اصلی رئیس جمهور و کنگره است که بالاترین آنها برای هر مسئله ای است. از آن زمان ، اکثریت قابل توجهی همچنان به عنوان اولویت اصلی سیاست استناد می کنند.

اکثریت جمهوریخواهان و دموکرات ها به طور مداوم تروریسم را به عنوان اولویت اصلی طی دو دهه گذشته با استثنائات قرار داده اند. جمهوریخواهان و مستقل از جمهوریخواهان به احتمال زیاد بیشتر از دموکرات ها و لاغر های دموکرات هستند که می گویند دفاع از این کشور از حملات آینده باید اولویت اصلی باشد. در سالهای اخیر ، شکاف حزبی بزرگتر شده است زیرا دموکرات ها شروع به رتبه پایین تر موضوع نسبت به سایر نگرانی های داخلی کردند.

نگرانی های عموم مردم در مورد حمله دیگر نیز در سالهای پس از 11 سپتامبر ، از طریق نزدیکان و "هشدارهای نارنجی" متعدد دولت فدرال-دومین سطح تهدید جدی در سیستم هشدار تروریسم با کدگذاری رنگی ، نسبتاً پایدار مانده است.

تجزیه و تحلیل در سال 2010 از نگرانی های تروریسم مردم نشان داد که سهم آمریکایی ها که گفته اند بسیار نگران حمله دیگری هستند از سال 2002 از حدود 15 ٪ تا 25 ٪ در حدود 25 ٪ بوده است. تنها زمانی که نگرانی ها در فوریه 2003 بود ، اندکی قبلشروع جنگ ایالات متحده در عراق.

در سالهای اخیر ، سهم آمریکایی هایی که به تروریسم به عنوان یک مشکل بزرگ ملی اشاره می کنند ، به شدت کاهش یافته است زیرا موضوعاتی مانند اقتصاد ، همه گیر و نژادپرستی Covid-19 به عنوان مشکلات مهم در نگاه مردم ظاهر شده است.

Chart shows in recent years, terrorism declined as a ‘very big’ national problem

در سال 2016 ، حدود نیمی از مردم (53 ٪) گفتند که تروریسم یک مشکل ملی بزرگ در کشور است. این امر از سال 2017 تا 2019 حدود چهار در ده کاهش یافت. سال گذشته ، تنها یک چهارم آمریکایی گفتند که تروریسم یک مشکل بسیار بزرگ است.

امسال ، قبل از خروج ایالات متحده از نیروهای از افغانستان و تصرف متعاقب آن طالبان از کشور ، سهم کمی بیشتر از بزرگسالان گفتند که تروریسم داخلی یک مشکل ملی بسیار بزرگ (35 ٪) از آنچه در مورد تروریسم بین المللی گفته شد ، بود. اما سهام بسیار بزرگتر نگرانی هایی از قبیل قیمت مناسب مراقبت های بهداشتی (56 ٪) و کسری بودجه فدرال (49 ٪) را به عنوان مشکلات اساسی در مورد تروریسم داخلی یا بین المللی ذکر کرد.

با این وجود ، وقایع اخیر در افغانستان ، حداقل در کوتاه مدت ، این احتمال را که می تواند تغییر کند ، افزایش می دهد. در یک بررسی در اواخر ماه اوت ، 89 ٪ از آمریکایی ها گفتند که تصرف طالبان افغانستان تهدیدی برای امنیت ایالات متحده است ، از جمله 46 ٪ که گفتند این یک تهدید بزرگ است.

پرداختن به تهدید تروریسم در داخل و خارج از کشور

درست همانطور که آمریکایی ها تا حد زیادی استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده را به عنوان پاسخ به حملات یازده سپتامبر تأیید کردند ، آنها در ابتدا برای مقابله با تروریسم در داخل و خارج از کشور به انواع اقدامات دور دست دیگر باز می شدند. به عنوان مثال ، در روزهای بعد از حمله ، اکثریت نیاز به این الزامی داشتند که همه شهروندان کارت شناسایی ملی را حمل کنند و به سیا اجازه می دهند با جنایتکاران در پیگیری تروریست های مظنون قرارداد ببندند و به سیا اجازه دهند که در هنگام پیگیری تروریست های مظنون ، ترورها را انجام دهند.

Chart shows following 9/11, more Americans saw the necessity to sacrifice civil liberties in order to curb terrorism

با این حال ، بیشتر مردم خط را علیه اجازه دادن به دولت برای نظارت بر ایمیل و تماس های تلفنی خود (77 ٪ مخالفت با این) ترسیم کردند. و در حالی که 29 ٪ از ایجاد اردوگاه های کارآموزی برای مهاجران قانونی از کشورهای غیر دوستانه در مواقع تنش یا بحران حمایت می کردند - در امتداد کسانی که هزاران شهروند آمریکایی ژاپنی در طول جنگ جهانی دوم محدود شده بودند - 57 ٪ مخالف چنین اقدامی بودند.

مشخص بود که از دیدگاه مردم ، تعادل بین حمایت از آزادی های مدنی و محافظت از کشور در برابر تروریسم تغییر کرده است. در سپتامبر 2001 و ژانویه 2002 ، 55 ٪ اکثریت گفتند که برای مهار تروریسم در ایالات متحده ، لازم بود که یک شهروند متوسط از برخی از آزادی های مدنی دست بکشد. در سال 1997 ، فقط 29 ٪ گفتند که این امر ضروری است در حالی که 62 ٪ گفتند که چنین خواهد شد.

در بیشتر دو دهه آینده ، تعداد بیشتری از آمریکایی ها گفتند که نگرانی بزرگتر آنها این است که دولت به اندازه کافی در محافظت از کشور در برابر تروریسم پیش نرفته است تا گفته شود که در محدود کردن آزادی های مدنی خیلی زیاد پیش رفته است.

عموم مردم همچنین استفاده از شکنجه را برای استخراج اطلاعات از مظنونین تروریستی رد نکردند. در یک نظرسنجی از 40 کشور در سال 2015 ، ایالات متحده یکی از تنها 12 نفر بود که اکثریت مردم گفتند که استفاده از شکنجه علیه تروریست ها می تواند برای به دست آوردن اطلاعات در مورد حمله احتمالی توجیه شود.

دیدگاه های مسلمانان ، اسلام در سالهای پس از 11 سپتامبر بیشتر حزبی شد

با توجه به واکنش شدید احتمالی علیه مسلمانان در ایالات متحده در روزهای پس از 11 سپتامبر ، جورج دبلیو بوش ، رئیس وقت آن زمان سخنرانی به مرکز اسلامی در واشنگتن ، D. C داد ، که در آن وی اظهار داشت: "اسلام صلح است". برای یک دوره کوتاه ، بخش بزرگی از آمریکایی ها موافقت کردند. در نوامبر 2001 ، 59 ٪ از بزرگسالان آمریكا دیدگاه مطلوبی از آمریكایی های مسلمان داشتند كه از 45 درصد در مارس 2001 افزایش یافته است ، در حالی كه اکثریت قابل مقایسه دموکرات ها و جمهوریخواهان ابراز نظر مطلوب دارند.

Chart shows Republicans increasingly say Islam is more likely than other religions to encourage violence

این روح وحدت و کمیته دوام نیاورد. در یک نظرسنجی در سپتامبر 2001 ، 28 ٪ از بزرگسالان گفتند که نسبت به افراد تبار خاورمیانه مشکوک تر شده اند. این به 36 ٪ کمتر از یک سال بعد افزایش یافت.

به ویژه ، جمهوریخواهان به طور فزاینده ای با خشونت به مسلمانان و اسلام پیوستند. در سال 2002 ، فقط یک چهارم آمریکایی - از جمله 32 ٪ جمهوریخواهان و 23 ٪ دموکرات ها - گفتند که اسلام بیشتر از سایر ادیان برای تشویق خشونت در بین مؤمنان آن است. حدود دو برابر بیشتر (51 ٪) گفتند که چنین نیست.

اما طی چند سال آینده ، بیشتر جمهوریخواهان و GOP Leaners گفتند که اسلام بیشتر از سایر ادیان برای تشویق خشونت است. امروز براساس نظرسنجی اوت 2021 ، 72 ٪ از جمهوریخواهان این دیدگاه را ابراز می کنند.

دموکرات ها به طور مداوم به مراتب کمتر از جمهوریخواهان بودند که اسلام را با خشونت مرتبط کنند. در آخرین بررسی این مرکز ، 32 ٪ از دموکرات ها این را می گویند. با این وجود ، دموکرات ها تا حدودی بیشتر از آنچه که در سالهای اخیر بوده اند ، این حرف را تا حدودی می گویند: در سال 2019 ، 28 ٪ از دموکرات ها گفتند که اسلام بیشتر از سایر ادیان برای تشویق خشونت در میان مؤمنان خود نسبت به سایر ادیان است.

شکاف حزبی از نظر مسلمانان و اسلام در ایالات متحده به روشهای دیگر مشهود است. به عنوان مثال ، یک نظرسنجی در سال 2017 نشان داد که نیمی از بزرگسالان ایالات متحده گفتند که "اسلام بخشی از جامعه اصلی آمریکا نیست"-دیدگاهی که تقریباً هفت در ده جمهوریخواه (68 ٪) است اما تنها 37 ٪ از دموکرات ها. در یک نظرسنجی جداگانه که در سال 2017 انجام شد ، 56 ٪ از جمهوریخواهان گفتند که در بین مسلمانان ایالات متحده مقدار زیادی افراط گرایی وجود دارد ، و کمتر از نیمی از تعداد دموکرات ها (22 ٪) همین حرف را می زنند.

ظهور احساسات ضد مسلمان در پی 11 سپتامبر تأثیر عمیقی بر تعداد فزاینده مسلمانان ساکن ایالات متحده داشته است. نظرسنجی از مسلمانان ایالات متحده از سالهای 2007-2017 نشان داد که سهام فزاینده ای می گویند که آنها شخصاً تبعیض را تجربه کرده و ابراز حمایت عمومی را دریافت کرده اند.

اکنون دو دهه از حملات تروریستی به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون و تصادف پرواز 93 می گذرد - جایی که تنها شجاعت مسافران و خدمه احتمالاً از حمله تروریستی حتی کشنده تر جلوگیری می کند.

برای بیشتر کسانی که به اندازه کافی پیر هستند که به یاد داشته باشند ، روزی است که فراموش کردن آن غیرممکن است. از بسیاری جهات ، یازده سپتامبر تغییر شکل داد که آمریکایی ها چگونه به جنگ و صلح ، امنیت شخصی خود و هموطنان خود فکر می کنند. و امروز ، خشونت و هرج و مرج در یک کشور نیمی از دنیای دور ، افتتاح یک فصل جدید نامشخص در دوره پس از 9/11 را به همراه دارد.

تجارت با گزینه‌‌های باینری...
ما را در سایت تجارت با گزینه‌‌های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نازنین فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 12:39